eitaa logo
شـهداۍ گـمـنـام ( زندگی به سبڪ شهدا )
1.9هزار دنبال‌کننده
13.6هزار عکس
3.2هزار ویدیو
38 فایل
•❤️|شـهیـد ســید مــرتـضـے آویـنــے: در عالمـ رازےاست کہ جز بـہ بهـای خــون فـــــاش نمـیشـود.💖 ایــنــجــا⇦ 『قـطـعـہ‌اےاز بـهشـ😍ــت』 『شـهـدای گمنـام』(زندگی به سبـ💚ــڪ شهـدا) 🌹°تخریب چی ڪانال ☜ @Khomool2 🌹°بیسیم چی ڪانال ☜ @Hasibaa2
مشاهده در ایتا
دانلود
📚داستان شهدایی ❤❤️ ￿ ســر جـــام نشستہ بودم و تکون نمیخــوردم سجادے وایساده بود منتظر من ک راه و بهش نشون بدم اما من هنوز نشستہ بودم باورم نمیشد  سجادے دانشجویے ک همیشہ سر سنگین و سر بہ زیر بود اومده باشہ خواستگارے من من دانشجوے  عمران بودم اونم دانشجوے  برق چند تا از کلاس هامون با هــم بود همیشہ فکر میکردم از من بدش میاد تو راهرو دانشگاه تا منو میدید  راهشو کج میکرد  منم ازش خوشـم نمیومد خیلے خودشو میگرفت..... 〰❤️〰❤️〰❤️🌹🕊 چند سرے هم اتفاقے صندلے هامون کنار هم افتاد ک تا متوجہ شد جاشو عوض کرد این کاراش حرصم میداد  فکر میکرد کیه❓❓ البتہ ناگفتہ نماند یکمے هم ازش میترسیدم جذبہ ے خاصے داشت تو بسیج دانشگاه مسئول کاراے فرهنگے بودچند بار عصبانیتشو دیده بودم  غرق در افکار خودم بودم ک با صداے مامان ب خودم اومدم اسمااااااء جان آقاے سجادے منتظر شما هستن از جام بلند شدم ب هر زحمتے بود سعی کردم خونسردیمو حفظ کنم   مامان با تعجب نگام میکرد 〰❤️〰❤️〰❤️🌹🕊 رفتم سمت اتاق بدون اینکہ تعارفش کنم و بگم از کدوم سمت باید بیاد اونم ک خدا خیرش بده از جاش تکون نخورد  سرشو انداختہ بود پایـیـن دیگہ از اون جذبہ ے همیشگے خبرے نبود  حتما داشت نقش بازے میکرد جلوے خوانوادم حرصم گرفتہ بودم هم تو دانشگاه باید از دستش حرص میخوردم هم اینجا حسابے آبروم  رفت پیش خوانوادش برگشتم و با صدایے ک یکم حرص هم قاطیش بود گفتم آقاے سجادے بفرمایید از اینور انگار تازه ب خودش اومده بود سرشو آورد بالا و گفت بله❓ بلہ بلہ معذرت میخواهم خندم گرفتہ بوداز ایـن جسارتم خوشم اومد رفتم سمت اتاق اونم پشت سر مــن داشت میومد در اتاق و باز کردم و تعارفش کردم ک داخل اتاق بشہ... ◀️ادامــــہ دارد.... بامــــاهمـــراه باشــید🌹 @parastohae_ashegh313
🍃نمے‌شناسمِ‌تـان امّـــــــــــا در این قاب تصــویر، نگاه‌تـان خیلـے آشناست اینقدر ڪہ دلتنـگ‌تان مے‌شوم💔 ڪاش شرمنـده نگاه آشنایتـان نباشم.... 🌺 @parastohae_ashegh313🌺
🌀مـرحـوم حـاج اسمـاعیـل دولابی: ❤️هـنگامـی کـه بـه یـادِ امـام حـسـین(ع)مـی افـتـید تـردیـد نـداشته باشـید کـه آن حضـرت هـم بـه یـادِ شـماسـت... 🤍 💚 اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ 💚 وَعَلٰى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ 💚 وعَلىٰ اَوْلادِ الْحُسَيْنِ 💚 وَعَلىٰ اَصْحٰابِ الْحُسَيْن @parastohae_ashegh313
https://pay.eitaa.com/?link=FS2ZH جهت کمک به برنامه های شهدا میتوانید از طریق لینک اقدام فرمایید
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨✨✨✨ ✨✨✨ ✨✨ ✨ 🌕 خدایا پرواز را به ما بیاموز تا مرغ دست آموز نشویم و از نور خویش آتش در ما بیفروز تا در سرمای بی‌خبری نمانیم. 💥خون شهیدان را در تن ما جاری گردان تا به ماندن خو نکنیم و دست آن شهیدان را بر پیکرمان آویز تا مشت خونینشان را برافراشته داریم. ⚡️ خدایا چشمی عطا کن تا برای تو بگرید، دستی عطا کن تا دامانی جز تو نگیرد، پایی عطا کن که جز راه تو نرود و جانی عطا کن  که برای تو برود. ┅═ೋ❅✿🌹✿❅ೋ═┅ @parastohae_ashegh313 ┅═ೋ❅✿🌹✿❅ೋ═┅
دبير ورزش خاطرات شهيد رضا هوريار ارديبهشت سال 9531 بود. دبير ورزش دبيرستان شهدا بودم. در كنار مدرسه ما دبيرستان ابوريحان بود. ابراهيم هم آنجا معلم ورزش بود. رفته بودم به ديدنش. كلي با هم صحبت كرديم. شيفته مرام و اخاق ابراهيم شدم. آخر وقت بود. گفت: تك به تك واليبال بزنيم!؟ خنده ام گرفت. من با تيم ملي واليبال به مسابقات جهاني رفته بودم. خودم را صاحب سبك مي دانستم. 🌸🌸🌸🌸 حالا اين آقا مي خواد...! گفتم باشــه. توي دلم گفتم: ضعيف بازي مي كنم تا ضايع نشه! سرويس اول را زد. آنقدر محكم بود كه نتوانستم بگيرم! دومي، سومي و... رنگ چهره ام پريده بود. جلوي دانش آموزان كم آوردم! ضرب دست عجيبي داشت. گرفتن سرويس ها واقعاً مشكل بود. دورتا دور زمين را بچه ها گرفته بودند. نگاهي به من كرد. اين بار آهســته زد. امتيــاز اول را گرفتم. امتياز بعدي و بعدي و... . مي خواست ضايع نشم. عمداً توپ ها را خراب مي كرد! @parastohae_ashegh313
سفارشش بود..🍃🌱. بعداز نماز کار همیشگی اش خواندن زیارت عاشورا بود.✨ حتی اگر مهمانی بود، یا کار داشت یا وقت غذا بود تا زیارت عاشورا نمی خواند نمی آمد...! 🕊 🌷 🦋 🕊🥀 @parastohae_ashegh313🥀🕊
🌺سبک زندگی قرآنی:🌺 🍂 مطمئن باشید که شکست دشمنان حق قطعی است. 🍂 🔶 أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ....... فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَّأْكُولٍ (سوره فیل) ⚡️ ترجمه : آيا خدا نيرنگشان را بى اثر نساخت؟...... پس آنان را مثل كاه خورد شده قرار داد. ❌ دشمنان خدا هر چند مجهز باشند ناتوانند. تلاش های کسانی که برای نابودی نمادهای دین نقشه می کشند، محکوم به شکست است. 💥سخت ترين كيفر براى اهانت به مقدسات است. @parastohae_ashegh313
🍂 راستی دردهایم کو؟ چرا من بی خیال شده ام؟ نکند بی هوشم؟🥺 نکند خوابم؟ چندین هزار مسلمان را کشتند و ما فقط آن را مخابره کردیم. قلب چند نفرمان به درد آمد؟ چند شب خواب از چشمانمان گریخت؟ آیا مست زندگی نیستیم؟🍃 ـــــــــــــــــــــ @parastohae_ashegh313
🌷آیت الله آقا مجتبی تهرانی : 🍁شفّاف ميگويم: براي اينکه در زمان غيبت امام زمان ارواحنا له فداه ، يک سري شبهات در شما اثر نکند، دستور اين است. هر روز بگوييد: «يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِکَ» دو سه ثانيه هم بيشتر طول نميکشد. لذا اين را هر روز بخوانيد تا دلتان به امام زمان(صلوات الله علیه) قرص شود. @parastohae_ashegh313
📚داستان شهدایی ❤️ ❤️ ￿ وارد اتاق شد  سرشو چرخوند تا دور تا دور اتاقو ببینہ محو تماشاے عکسایے بود کـہ رو دیوار اتاقم بود عکس چند تا از شهدا ک خودم کشیده بودم و ب دیوار زده بودم 〰❤️〰❤️〰❤️🌹🕊 دستم و گذاشتہ بودم زیر چونم و نگاهش میکردم  عجب آدم عجیبیہ  ایـن کارا ینی چے نگاهش افتاد ب یکے از عکسا چشماشو ریز کرد  بیینہ عکس کیہ رفت نزدیک تر اما بازم متوجہ نشد  سرشو برگردوند طرفم خودمو جم و جور کردم بی هیچ مقدمہ ای گفت ایـن عکس کیہ چهرش واضح نیست متوجہ نمیشم چقــدر پررو هیچے نشده پسر خالہ شد اومده با من  آشنا بشہ یا با اتاقـم❓ ابروهامو دادم بالاو با یہ لحن کنایہ آمیزے گفتم ببخشید آقاے سجادے مثل اینڪہ کاملا فراموش کردید براے چے اومدیم اتاق بنده خدا خجالت کشید تازه ب خودش اومد و با شرمندگے گفت معذرت میخوام خانم محمدے عکس شهدا منو از خود بیخـود کرد بی ادبے منو ببخشید با دست ب صندلے اشاره کردم و گفتم خواهش میکنم بفرمایید 〰❤️〰❤️〰❤️🌹🕊 زیر لب تشکرے کرد و نشست منم  رو صندلے رو بروییش نشستم  سرش و انداخت پاییـن و با تسبیحش بازے میکرد دکمہ هاے پیرهنش و تا آخر بستہ بود عرق کرده بود و رنگ چهرش عوض شده بود احساس کردم داره خفہ میشہ دلم براش سوخت گفتم اون عکس یہ شهید گمنامہ  چون چهره اے ازش نداشتم ب شکل یک مرد جوون ک صورتش مشخص نیست کشیدم سرشو آورد بالا لبخندے زد و گفت حتما عکس همون شهید گمنامیہ ک هر پنج شنبہ میرید سر مزارش با تعجب نگاش کردم بله❓❓❓شما از کجا میدونید❓❓❓ راستش منم هر.... در اتاق بہ صدا در اومد .... ◀️ ادامـــــہ دارد.... بامــــاهمـــراه باشــید🌹 @parastohae_ashegh313
❣ آرزویش این بود: 🕌 یڪ قبردر کربلا، 🌷 یکی در قطعه۲۶بهشت زهرا داشته باشد، 🥀 درعملیات پیکرش متلاشی شد و۳روز بعدسرو دستش را آوردن قطعه ۲۶ وبعد،بدن بی سر را هم کشف وکربلا خاک کردند. مدافع حرم ┅═ೋ❅✿🌷✿❅ೋ═┅ @parastohae_ashegh313 ┅═ೋ❅✿🌷✿❅ೋ═┅
🌷🥀 نوشتم شهیدِ گمنام... تو اما بِخوان "عشق" نوشتم شهیدِ گمنام... تو اما بگو "ایثار" نوشتم شهیدِ گمنام... تو اما بخوان "فداکاری" نوشتم شهیدِ گمنام... تو اما بگو "جان نِثاری" نوشتم شهیدِ گمنام... تو اما بخوان "نفس" نوشتم شهیدِ گمنام... تو اما بگو "سَرشِناس" نوشتم شهیدِ گمنام... تو اما بخوان "گُلِ یاس" مانندِ حضرت زهراست(س)... ـــــــــــــــــــــــــــــــ رفقــــاے همیشــہ همراه💚🍃 ممنون بابت حضور گرم و پرمهرتون🍃🌱 🌷 🦋 🦋🌱🦋 😇 ⚡ یاعلـــــــــی✋ 🕊🥀🕊🥀🕊🥀🕊🥀 @parastohae_ashegh313
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
❤️ 📹 🔴 بیخیال امام زمان مردن ولو رو سجاده و سجده هم بمیری تلف شدنه ! ♦️ از سبک زندگی یه نفر میشه فهمید این الان میخوات امام زمان رو بپذیره یا نمیخوات بپذیره!! 📹 👌🏻 •~💚 ‌⃟☘ 🕊჻ᭂ࿐✰~• ✅ ⃣3⃣ @parastohae_ashegh313
دبير ورزش خاطرات شهيد رضا هوريار رســيدم به ابراهيم. بازي به دو شد و آبروی من حفظ شد! توپ را انداختم كه سرويس بزند. توپ را در دســتش گرفت. آمد بزند که صدائي آمد. الله اكبر... ندای اذان ظهر بود. تــوپ را روي زمين گذاشــت. رو به قبله ايســتاد و بلندبلند اذان گفت. در فضاي دبيرستان صدايش پيچيد. 🌸🌸🌸🌸 بچه ها رفتند. عده اي براي وضو، عده اي هم براي خانه. او مشــغول نماز شــد. همانجا داخل حياط. بچه ها پشت ســرش ايستادند. جماعتي شد داخل حياط. همه به او اقتدا كرديم. نماز كه تمام شــد برگشت به سمت من. دست داد و گفت: آقا رضا رقابت وقتي زيباست كه با رفاقت باشد. @parastohae_ashegh313