eitaa logo
پروانه های وصال
8هزار دنبال‌کننده
29.6هزار عکس
22.9هزار ویدیو
3.1هزار فایل
اینجا قرار باهم کلی🤝 ✅ مطالب تربیتی 🤓 ✅ مطالب متنوع📚 ✅ گلچین شده سخنان بزرگان🧑🏻‍💼 ✅ اخبار روز🕵🏋 ✅ آشپزی👩🏻‍🍳🍡 باهم یادبگیریم و مطلع بشیم🖐 استفاده از مطالب کانال با ذکر صلوات 🥰 با این ایدی میتونیم باهم در ارتباط باشی @Yamahdiii14
مشاهده در ایتا
دانلود
داستان کوتاه و خواندنی سکه روزی پسر بچه ای در خیابان، سکه ای یک سنتی پیدا کرد. او از پیدا کردن سکه، آن هم بدون زحمت خیلی ذوق زده شد. این تجربه باعث شد که او از بقیه ی روزهای عمرش هم با چشم های باز سرش را به سمت پایین بگیرد و به دنبال سکه بگردد! او در طول عمرش، ۲۹۶ سکه یک سنتی، ۴۸ سکه ۵ سنتی، ۱۹ سکه ۱۰ سنتی، ۱۶ سکه ۲۵ سنتی، ۲ سکه نیم دلاری و یک اسکناس مچاله شده یک دلاری پیدا کرد، یعنی جمعا ۱۳ دلار و ۲۶ سنت! اما در عوض به دست آوردن این ثروت ناچیز! او زیبایی دل انگیز ۳۱۳۶۹ طلوع خورشید، درخشش ۱۵۷ رنگین کمان و منظره درختان افرا درختی از تیره افراها جزو تیره های نزدیک به گل سرخیان که درختی است تنومند با برگهای پنجه ای که در باغها و جنگلها می روید. اسپندان. اسفندان. بوسیاه. (فرهنگ فارسی معین ) در سرمای پاییز را از دست داد. او هیچ گاه ابرهای سفیدی را که بر فراز آسمان ها در حرکت بودند را ندید؛ پرندگان در حال پرواز، درخشش خورشید و لبخند هزاران رهگذر، هرگز جزیی از خاطرات او نشدند. ⚫️⚫️⚫️⚫️
داستان کوتاه احساس شکست! روزي دانشمندى آزمايش جالبى انجام داد. او يك صندوقچه ساخت و با قرار دادن يک ديوار شيشه‌اى در وسط صندوقچه آن ‌را به دو بخش تقسيم ‌کرد. در يک بخش، ماهى بزرگى قرار داد و در بخش ديگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقه ماهى بزرگتر بود.. ماهى کوچک، تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى ديگرى نمى‌داد. ماهی بزرگ براى شکار ماهى کوچک، بارها و بارها به سويش حمله برد ولى هر بار با ديوار شیشۀ كه وجود داشت برخورد مى‌کرد، همان ديوار شيشه‌اى که او را از غذاى مورد علاقه‌اش جدا مى‌کرد… پس از مدتى، ماهى بزرگ ازحمله به ماهى کوچک دست برداشت. او باور کرده بود که رفتن به آن سوى صندوقچه غير ممکن است! در پايان، دانشمند شيشه ي وسط صندوقچه را برداشت و راه ماهي بزرگ را باز گذاشت.. ولى ديگر هيچگاه ماهى بزرگ به ماهى کوچک حمله نکرد و به آن‌سوى صندوقچه نيز نرفت! ⚫️⚫️⚫️⚫️
پنجره ی بیمارستان دو بیمار در یک اتاق بستری بودند. یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر یک ساعت روی تختش که کنار تنها پنجره اتاق بود بنشیند. ولی بیمار دیگر مجبور بود هیچ تکانی نخورد و همیشه پشت به هم اتاقیش روی تخت بخوابد. آن ها ساعت ها با هم صحبت میکردند؛ از همسر، خانواده، خانه، سربازی یا تعطیلاتشان با هم حرف می زدند و هر روز بعد از ظهر، بیماری که تختش کنار پنجره بود، می نشست و تمام چیزهایی که بیرون از پنجره می دید، برای هم اتاقیش توصیف می کرد. پنجره، رو به یک پارک بود که دریاچه زیبایی داشت. مرغابی ها و قوها در دریاچه شنا می کردند و کودکان با قایق های تفریحی شان در آب سرگرم بودند. درختان کهن، به منظره بیرون، زیبیایی خاصی بخشیده بود و تصویری زیبا از شهر در افق دور دست دیده می شد. همان طور که مرد کنار پنجره این جزئیات را توصیف می کرد، هم اتاقیش چشمانش را می بست و این مناظر را در ذهن خود مجسم می کرد و روحی تازه می گرفت. روزها و هفته ها سپری شد. تا اینکه روزی مرد کنار پنجره از دنیا رفت و مستخدمان بیمارستان جسد او را از اتاق بیرون بردند. مرد دیگر که بسیار ناراحت بود تقاضا کرد که تختش را به کنار پنجره منتقل کنند. پرستار این کار را با رضایت انجام داد. مرد به آرامی و با درد بسیار، خود را به سمت پنجره کشاند تا اولین نگاهش را به دنیای بیرون از پنجره بیندازد. بالاخره می توانست آن منظره زیبا را با چشمان خودش ببیند ولی در کمال تعجب، با یک دیوار بلند مواجه شد! مرد متعجب به پرستار گفت که هم اتاقیش همیشه مناظر دل انگیزی را از پشت پنجره برای او توصیف می کرده است. پرستار پاسخ داد: ولی آن مرد کاملا نابینا بود! نویسنده: پائولو کوئلیو ⚫️⚫️⚫️⚫️
💢مواظب باشید رنگ عوض می کند!!! 🔹گاهی لباس دیانت به تن کرده و با اهرم دین و شعار مبارزه با انحراف و تندروی به میدان می آید 🔹گاهی لباس مردم داری و دموکراسی خواهی به تن کرده و با روش های پوپولیستی و شعار دغدغه مردم و مبارزه با دیکتاتوری به میدان می آید 🔹گاهی لباس مظلوم و بی گناه به تن کرده و با اهرم مظلوم نمایی و مورد ظلم واقع شدن و با شعار به داد مظلوم برسید وارد میدان میشود 🔹گاهی از در دوستی وارد شده و لباس رفیق بی کلک به تن کرده و با اهرم بیایید با هم دوست و متحد شویم و شعار همه برای یکی یکی برای همه وارد میدان میشود 📌اما فتنه با هر لباسی آید در هر صورت کار خود را میکند و صرفاً ذات پلید خود را زیر نقابی جدید پنهان می دارد 📌باید اهل دل بازی بکند ولی بازی نخورد باید استخوان در گلو و خار در چشم باشد ولی فریاد وا مصیبتا هم سر ندهد آگاه کند، عیان سازد ولی نباید جنجال کند و زخم های چرکین بعمل آورد 📌سخت است ولی قطعاً پیروزی با حق است، این فتنه ها نیز با این یال و کوپال و پیچیدگی موقتی و گذراست آنچه می ماند فقط خواست خداست و این مسیر مشیت الهیست پس باید ادامه داد و نامید و خسته نشد. ✍ محمدمهدی شریعت
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
8.46M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. 🎥تخلف از قانون و گریزی ریشه روانشناختی دارد 🔹دکترصبورنژاد، روانشناس: افرادی که اختلال ضد اجتماعی دارند، پرخاشگرند، این اختلال باعث پرخاشگری به و نپذیرفتن جامعه میشود.
@madahi - سیدرضانریمانی.mp3
4.1M
🔊📝 باز یه سلام بدید برسه ...🤚 🎙سیدرضانریمانی😉 🥀
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
حرف زدن در مستحبى ۷۳۳. آيا حرف زدن در نماز مستحبى اشكال دارد⁉️ 📌ج. بله، اگر عمدى باشد مبطل نماز است ✍🏻 آیت‌الله بهجت ⁉️حرف زدن و راه رفتن نمازگزار در هنگام نماز میّت چه حکمی دارد⁉️ 📌پاسخ: نمی تواند حرف بزند و یا راه برود و است امور دیگری که در نماز واجب شرط است را نیز رعایت نماید مانند اینکه با وضو باشد و غسل واجبی بر عهده نداشته باشد و کفش نداشته باشد. ✍🏻 آیت‌الله مکارم https://hadana.ir/حکم-حرف-زدن-در-نماز-مستحبی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا