eitaa logo
پروانه های وصال
8.1هزار دنبال‌کننده
30.1هزار عکس
23.6هزار ویدیو
3.1هزار فایل
اینجا قرار باهم کلی🤝 ✅ مطالب تربیتی 🤓 ✅ مطالب متنوع📚 ✅ گلچین شده سخنان بزرگان🧑🏻‍💼 ✅ اخبار روز🕵🏋 ✅ آشپزی👩🏻‍🍳🍡 باهم یادبگیریم و مطلع بشیم🖐 استفاده از مطالب کانال با ذکر صلوات 🥰 با این ایدی میتونیم باهم در ارتباط باشی @Yamahdiii14
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
داستان کوتاه درویش یک دست درویشی در کوهساری دور از مردم زندگی می‌کرد و در آن خلوت به ذکر خدا و نیایش مشغول بود. در آن کوهستان، درختان سیب و گلابی و انار بسیار بود و درویش فقط میوه می‌خورد. روزی با خدا عهد کرد که هرگز از درخت میوه نچیند و فقط از میوه‌هایی بخورد که باد از درخت بر زمین می‌ریزد. درویش مدتی به پیمان خود وفادار بود، تا اینکه امر الهی، امتحان سختی برای او پیش ‌آورد. تا پنج روز، هیچ میوه‌ای از درخت نیفتاد. درویش بسیار گرسنه و ناتوان شد، و بالاخره گرسنگی بر او غالب شد. عهد و پیمان خود را شکست و از درخت گلابی چید و خورد. خداوند به سزای این پیمان شکنی او را به بلای سختی گرفتار کرد. قصه از این قرار بود که روزی حدود بیست نفر دزد به کوهستان نزدیک درویش آمده بودند و اموال دزدی را میان خود تقسیم می‌کردند. یکی از جاسوسان حکومت آنها را دید و به داروغه خبر داد. ناگهان ماموران دولتی رسیدند و دزدان را دستگیر کردند و درویش را هم جزو دزدان پنداشتند و او را دستگیر کردند. بلافاصله، دادگاه تشکیل شد و طبق حکم دادگاه یک دست و یک پای دزدان را قطع کردند. وقتی نوبت به درویش رسید ابتدا دست او را قطع کردند و همینکه خواستند پایش را ببرند، یکی از ماموران بلند مرتبه از راه رسید و درویش را شناخت و بر سر مامور اجرای حکم فریاد زد و گفت: ای سگ صفت! این مرد از درویشان حق است چرا دستش را بریدی؟   خبر به داروغه رسید، پا برهنه پیش شیخ آمد و گریه کرد و از او پوزش و معذرت بسیار خواست.اما درویش با خوشرویی و مهربانی گفت : این سزای پیمان شکنی من بود من حرمت ایمان به خدا را شکستم و خدا مرا مجازات کرد. از آن پس در میان مردم با لقب درویش دست بریده معروف بود. او همچنان در خلوت و تنهایی و به دور از غوغای خلق در کلبه‌ای بیرون شهر به عبادت و راز و نیاز با خدا مشغول بود. روزی یکی از آشنایان سر زده، نزد او آمد و دید که درویش با دو دست زنبیل می‌بافد. درویش ناراحت شد و به دوست خود گفت چرا بی خبر پیش من آمدی؟ مرد گفت: از شدت مهر و اشتیاق تاب دوری شما را نداشتم. شیخ تبسم کرد و گفت: ترا به خدا سوگند می‌‌دهم تا زمان مرگ من، این راز را با هیچکس نگویی. اما رفته رفته راز کرامت درویش فاش شد و همه مردم از این راز با خبر شدند. روزی درویش در خلوت با خدا گفت: خدایا چرا راز کرامت مرا بر خلق فاش کردی؟ خداوند فرمود: زیرا مردم نسبت به تو گمان بد داشتند و می‌گفتند او ریاکار و دزد بود و خدا او را رسوا کرد. راز کرامت تو را بر آنان فاش کردم تا بدگمانی آنها بر طرف شود و به مقام والای تو پی ببرند. ⚫️⚫️⚫️
داستان کوتاه سبد گردو “ روزی مردی ثروتمند سبدی بزرگ را پر از گردو کرد،آن را پشت اسب گذاشت و وارد بازار دهکده شد، سپس سبد را روی زمین گذاشت و به مردم گفت: ” این سبد گردو را هدیه میدهم به مردم دهکده، فقط در صف بایستید و هرکس یک گردو بردارد به اندازه همه گردو در این سبد است و به همه می‌رسد “ مرد ثروتمند این را گفت و رفت. مردم دهکده پشت سر هم صف ایستادند و یکی‌یکی از داخل سبد گردو برداشتند. پسربچه باهوشی هم در صف ایستاد. اما وقتی نوبتش رسید در کنار سبد ایستاد و نوبتش را به نفر بعدی داد. به این ترتیب هر کسی یک گردو برمی‌داشت و پی کار خود می‌رفت. مردی که خیلی احساس زرنگی می‌کرد با خود گفت: “نوبت من که رسید دو تا گردو برمی‌دارم و فرار می‌کنم. در نتیجه به این پسر چیزی نمی‌رسد.” او چنین کرد و در لابه‌لای جمعیت گم شد. سرانجام وقتی همه گردوهایشان را گرفتند و رفتند پسرک با لبخند سبد را از روی زمین برداشت و بر دوش خود گذاشت و گفت: “من از همان اول گردو نمی‌خواستم این سبد ارزشی بسیار بیشتر از همه گردوها دارد.” نتيجه: خیلی‌ها دلشان به گردوبازی خوش است و از این غافلند که آنچه گرانبهاست و ارزش بسیار بیشتری دارد سبدی است که این گردوها در آن جمع شده‌اند. خیلی‌ها قدر خانواده و همسر و فرزند خود را نمی‌دانند و دایم با آنها کلنجار می‌روند و از این نکته طلایی غافلند که این سبدی که این افراد را گرد هم و به اسم خانواده جمع کرده ارزشی به مراتب بیشتراز لجاجت‌ها و جدل‌های افراد خانواده دارد. بسیاری اوقات در زندگی گردوها آنقدر انسان را به خود سرگرم می‌کنند که فرد اصلا متوجه نمی‌شود به خاطر لجاجت و یا یکدندگی و کله‌شقی و تعصب و خودخواهی فردی و گروهی در حال از دست دادن سبد نگهدارنده گردوهاست و وقتی سبد از هم می‌پاشد و گردوها روی زمین ولو می‌شوند و هر کدام به سویی می‌روند، تازه می‌فهمند که نقش سبد در این میان چقدر تعیین‌کننده بوده است. بیایید در هر جمعی که هستیم سبد و تور نگهدارنده اصلی را ببینیم و آن را قدر نهیم و نگذاریم تار و پود سبد ضعیف شود. چرا که وقتی این تور نگهدارنده از هم بپاشد دیگر هیچ چیزی در جای خود بند نخواهد شد و به هیچ‌کس سهم شایسته و درخورش نخواهد رسید. بسیاری از شکارچیان باهوش به دنبال سبد هستند و نه گردوهای داخل آن. بنابراین حواسمان جمع باشد که بی‌جهت سرگرم گردوبازی نشویم و اصل کاررا ازدست ندهیم! ⚫️⚫️⚫️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍰 😋 ▫️کیک آرد برنج با دستور نفیسه ▫️آرد برنج يک و نيم ليوان ▫️شكر يک ليوان ▫️كره 50گرم ▫️تخم مرغ 3 عدد ▫️ب.پ يک ق چ ▫️وانيل نصف ق چ ▫️ماست 5 ق غ اگر شير استفاده كردين نصف ليوان ▫️پودر مغز گردو يا بادام ويا فندق 5 ق غ 🔸اول تخم مرغ رو با شكر و وانيل ميزنيم خوب پوک بشه و گرم رنگ و كشدار و بعد كره آب شده و شير يا ماست رو بهش اضافه ميكنيم دو دور با همزن ميزنيم و بعد تو دو مرحله آرد برنج رو بهش اضافه ميكنيم و خوب ميزنيم تا موادمون يكدست بشه در آخر ب.پ و پودر گردو ويا هر چى دوست دارين رو بهش اضافه ميكنيم و ميريزيم تو قالب 22 سانتى با درجه 180 فر كه قبلا گرمش كرديم به مدت 30 تا 40 دقيقه ميپزيم
12.12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تخم مرغ 2 عدد آرد 1/5 لیوان روغن نصف لیوان ماست یونانی پرچرب سه چهارم لیوان شکر یک لیوان سرخالی رنده پوست لیمو 1 قاشق غذا خوری بکینگ پودر 2 قاشق چای خوری نمک نوک قاشق چای خوری وانیل 10_15 قطره مواد سس لیمو نشاسته گل 2 قاشق غذاخوری شکر 6 قاشق غذاخوری آبلیمو تازه 2 قاشق غذاخوری آب یک لیوان
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
⚠️ تـــݪنگـــر 👈 به بچه هاتون یاد بدید امام حسین علیه السلام از بی یاری سر بریده شد نه از بی آبی… 👈 ‏حضرت عباس از معرفت و مرام بی دست شد نه به خاطر مشک آب… 👈 ‏اونجا که امام حسین ع فریاد زد هل من ناصر ینصرنی؟ یار میخواست نه آب...
🌷🍃 امام حسين (عليـه‌السـلام) فرمودند: 🌷🍃 بـدانيد كـه خـوبـى كـردن، ستـايـش بـه بـار مى‌آورد و پاداش در پى دارد. اگـر خـوبـى را بـه صـورت مـردى ببينيـد هـر آينه آن را نيكو و زيبـا و خــوشـاينـد و بـرتر از همه جهانيان خـواهيد ديـد .. و اگــر پستـى را ببينيـد آن را نــاهنجــار و زشت و بدمنظر كه دلها از آن می‌گريزد و چشمها برويش بسته می‌شود، خواهيد ديد .. اعلام‌الدين ص ۲۹۸
‍ در پنجمین روزمحرم🏴 به رسم ادب🙏 سلام برحسین ع ویارانش🖤 سلام به عباس ع ومعرفتش🖤 سلام به سجاد ع و سجودش🖤 سلام برزینب س وبزرگیش🖤 و سلام به شما همراهان عزیز🙏 صبح شنبه تون بخیر و شادی🖤
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🥀🍃 ابن الحسن عبداله رشیدم عموجان ؛ عشقت به جان خریدم من از حرم تا قتلگه دویدم عموجان ؛ عشقت به جان خریدم پنجم محرم حضرت عبدالله بن الحسن علیه السلام 🍃