eitaa logo
『 پَــروانگے‌ ! 🇵🇸 』
2.4هزار دنبال‌کننده
808 عکس
98 ویدیو
22 فایل
﹝فُرصٺ‌پَـروانـگےمابینِ‌دَسٺانِ‌من‌اسٺ درفضایِ‌ٺنگِ‌آغـوشم‌بیاپروازڪن...!﹞ حــَرفــٰاتون↓ ↳﹝ @dell_tangii﹞ مدیــرمۅن↓ ↳﹝ @parvanegii﹞ شرایط↓ ↳﹝ @sharaet_parvanegi_2021﹞ تبلیغات↓ https://eitaa.com/joinchat/1487930112Cd5c310e460
مشاهده در ایتا
دانلود
[🌞] هر صبح زندگی برای ادامه پیدا کردن به دنبال بهانه می‌گردد و چه بهانه‌ای زیباتر از چشمانت!👀 🦋||@parvanegi_2021
『 پَــروانگے‌ ! 🇵🇸 』
_!
[📓] سلام¡ حال من خوب است(: ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور ! که مردم به آن شادمانی بی سبب میگویند(: با این همه اگه عمری باقی بود طوری از کنار زندگی میگذرم ...! که نه دل کسی در سینه بلرزد و نه این دل ناماندگار بی درمانم(: تا یادم نرفته بنویسم: "دیشب در خوابم سال پر بارانی بود خواب باران و پائیزی نیامده را دیدم دعا کردم که بیایی با من کنار پنجره بمانی، باران ببارد اما دریغ که رفتن راز غریب زندگیست رفتی پیش از اینکه باران ببارد میدانم دل من همیشه پر از هوای تازه باز نیامدن است انگار که تعبیر همه رفتن ها هرگز نیامدن است" بی پرده بگویمت: 'میخواهم تنها بمانم، در را پشت سرت ببند بی قرارم، میخواهم بروم، میخواهم بمانم؟ هذیان میگویم!نمیدانم نه عزیزم، نامه ام باید کوتاه باشد ساده باشد، و بی کنایه ابهام !¡ پس از نو مینویسم: سلام ! حال من خوب است(: اما تو باور نکن !¡
گفته بودی که دگر زلف پریشان نکنی ماه را روز و شب چارده حیران نکنی تو مگر قول ندادی ندهی مو به نسیم دل عشاق به یک زلزله ویران نکنی نذر کردی که نبندی بغل پنجره تا شهر ویران مرا قمصر کاشان نکنی مادر از بچگیم داد مرا بیم نزاع رو برو کودک ما با صف مژگان نکنی ای گران ناز چگونه دل تو می آید مشتری آمده نازت کمی ارزان نکنی هوس سیب نکن فصل انار است انار پی این میوه مرا راهی لبنان نکنی تو اگر در بلد کفر به مسجد بروی این محال است که یک شهر مسلمان نکنی با همان خنده ی داغت به خدا گرم شدم خانه ی گرم مرا باز زمستان نکنی چون ز یک قصه شدآغاز به خودم میگویم تا تو باشی هوس خواندن رمان نکنی... 🌸 🌸 ✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
در جوار حرمش هرکه دعاگوست، بگو جای ما در وسط صحن فقط گریه کند.. ✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
چشم وا کردم و خود را وسط صحن و سرا عرش خدا کرب و بلا مست و رها در دل آیینه جدا از غم دیرینه ولی دست به سینه یله دیدم منِ سر تا به قدم محو حرم بال ملک دور و برم یک سره مبهوت به لاهوت رسیدم چه بگویم که چه دیدم که دل از خویش بریدم به خدا رفت قرارم، نه به توصیف چنین منظره ای واژه ندارم سپس آهسته نشستم و نوشتم فقط ای اشک امانم بده تا سجده‌ی شکری بگذارم که به ناگاه نسیم سحری از سر گلدسته‌ی باران و اذان آمد و یک گوشه از آن پرده‌ی در شور عراقی و حجازی به هم آمیخته را پس زد و چشم دلم افتاد به اعجاز خداوند به شش گوشه‌ی معشوق خدایا! تو بگو این منم آیا که سراپا شده‌ام محو تمنا و تماشا فقط این را بنویسید رسیده است لب تشنه به دریا دلم آزاد شد از همهمه دور از همه مدهوش، غم و غصه فراموش در آغوش ضریح پسر فاطمه آرام سرانجام گرفتم ✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
همانا اشک رودیست کـه اگر بـه دریایِ عشقِ حسین وصل نشود، در باتلاقِ سیاهِ دل میماند پس ” فَابْكِ لِلْحُسَیْن ✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
یادم آمد شب بی چتر و کلاهی که به بارانی مرطوب به خیابان زدم آهسته و گفتم چه هوایی است خدایی من و آغوش رهایی سپس آن قدر دویدم طرف فاصله تا از نفس افتاد نگاهم به نگاهی دلم آرام شد آنگونه که هر قطره‌ی باران غزلی بود نوازش گر احساس که می‌گفت فلانی! چه بخواهی چه نخواهی به سفر می روی امشب چمدانت پر باران شده پیراهنی از ابر به تن کن و بیا! پس سفر آغاز شد و نوبت پرواز شد و راه نفس باز شد و قافیه ها از قفس حنجره آزاد و رها در من شاعر منِ بی تاب تر از مرغ مهاجر به کجا میروم اقلیم به اقلیم خدا هم سفرم بود و جهان زیر پرم بود سراسر که سر راه به ناگاه مرا تیشه‌ی فرهاد صدا زد: نفسی صبر کن ای مرد مسافر قسمت می‌دهم ای دوست سلام من دلخسته‌ی مجنون شده را نیز به شیرین غزل های خداوند به معشوق دو عالم برسان باز دلم شور زد آخر به کجا می روی ای دل که چنین مست و رها می روی ای دل مگر امشب به تماشای خدا می روی ای دل نکند باز به آن وادی... مشغول همین فکر و خیالات پر از لذت و پر جاذبه بودم که مشام دل من پر شد از آن عطر غریبی که نوشتند کمی قبل اذان سحر جمعه پراکنده در آن دشت خدایی‌ست ✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
"نشدم‌نوڪࢪخوبےبھ‌دَرَت،حق‌دارے اربعین‌داغ‌حرم‌ࢪابــھ‌دلم‌بگذارے...!(:"
『 پَــروانگے‌ ! 🇵🇸 』
ببن‌الحرمین‌الشریفین...!(:
[🖤] خوشبختےیعنےتشنھ‌باشےولےچون‌توحࢪم‌امام حسینےرۅت‌نشھ‌آب‌بخورے(: خوشبختے‌یعنے‌گَــࢪدسفࢪبــھ‌لباس‌هاےتنت‌باشھ بااینڪھ‌عادت‌داࢪےهمیشھ‌بالباساے‌تمیزبگردے ولےچون‌مستحبھ‌باهمون‌لباسِ‌گردِ‌راھ‌گࢪفتھ‌از هتل‌برےبیرون‌ۅراهےحرم‌شے(: خوشبختےیعنےتوهتل‌خیلےگرسنھ‌باشے،درِ‌یخچال ࢪوبازڪنے‌ۅ‌بعد …! آروم‌ببندیش‌بدۅن‌اینڪھ‌چیزےبخورے آخھ‌مستحبھ‌گرسنھ‌وتشنھ‌برےزیارت‌اࢪباب(: پروانگے
•واین‌بحر، طویل است• عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است چرا آب به گلدان نرسیده است چرا لحظه باران نرسیده است و هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است به ایمان نرسیده است و غم عشق به پایان نرسیده است بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است؟ چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است؟ دل عشق ترک خورد گل زخم نمک خورد زمین مرد زمان بر سر دوشش غم اندوه به اندوه فقط برد فقط برد زمین مرد زمین مرد خداوند گواه است دلم چشم به راه است و در حسرت یک پلک نگاه است ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی برسد کاش صدایم به صدایی.... ادامه دارد... ✨🦋@parvanegi_2021🦋✨