『 پَــروانگے ! 🇵🇸 』
بخت بازآید از آن در که یکی چون تو درآید
روی میمون تو دیدن در دولت بگشاید
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را
تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
این لطافت که تو داری همه دلها بفریبد
وین بشاشت که تو داری همه غمها بزداید
رشکم از پیرهن آید که در آغوش تو خسبد
زهرم از غالیه آید که بر اندام تو ساید
نیشکر با همه شیرینی اگر لب بگشایی
پیش نطق شکرینت چو نی انگشت بخاید
گر مرا هیچ نباشد نه به دنیا نه به عقبی
چون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید
دل به سختی بنهادم پس از آن دل به تو دادم
هر که از دوست تحمل نکند عهد نپاید
با همه خلق نمودم خم ابرو که تو داری
ماه نو هر که ببیند به همه کس بنماید
گر حلالست که خون همه عالم تو بریزی
آن که روی از همه عالم به تو آورد نشاید
چشم عاشق نتوان دوخت که معشوق نبیند
پای بلبل نتوان بست که بر گل نسراید
سعدیا دیدن زیبا نه حرامست ولیکن
نظری گر بربایی دلت از کف برباید
🌸#سعدی🌸
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
آسمان فرصت پرواز بلند است ولی
قصه این است که چه اندازه کبوتر باشی
🌸#فریدون_مشیری🌸
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
داد چشمان تو در کشتن من دست به هم
فتنه برخاست چو بنشست دو بد مست به هم
هر یک ابروی تو کافی است پی کشتن من
چه کنم با دو کماندار که پیوست به هم؟
شیخ پیمانه شکن، توبه به ما تلقین کرد
آه از این توبه و پیمانه که بشکست به هم
عقلم از کار جهان رو به پریشانی داشت
زلف او باز شد و کار مرا بست به هم
مرغ دل زیرک و آزادی از این دام محال
که خم گیسوی او بافته چون شست به هم
دست بردم که کشم تیر غمش را از دل
تیر دیگر زد و بردوخت دل و دست به هم
هر دو ضد را به فسون جمع توان کرد وصال
غیر آسودگی و عشق که ننشست به هم
🌸#وصال_شیرازی🌸
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
ما بوی پیرهن را در جان ذخیره داریم
شاید نیاید هر روز از مصر کاروانی…
#عکس_نوشته
#مسیح_کاشانی
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
دلم گرفته
شبیه ابری که
با خودش برد
هر چه باران داشت...
🌸#محمد_شیرینزاده🌸
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
در گوش عشق بازان چون وعده ی وصالیم
در چشم می پرستان چون قطره ی شرابیم
🌸#صائب_تبریزی🌸
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت
من مست چنانم که شنفتن نتوانم
🌸#محمدرضا_شفیعیکدکنی🌸
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
دست بردم سمت خورشید، آسمان را مه گرفت
دست خود را بیشتر بردم جهان را مه گرفت!
خواستم راهی بیابم تا تو گمراهت شدم
خواستم یادی کنم از تو گمان را مه گرفت!
شهرزاد قصه ام بودی و گم کردم تو را
لحظه ای که انتهای داستان را مه گرفت
تا تو را از شب بچینم! از خیالات محال_
نردبان آوردم اما نردبان را مه گرفت!
شک ندارم ابرزادی تو! چرا که بارها
تا که نامت بر زبان آمد دهان را مه گرفت!
باخبر هستی که بعد از سرد مهری ات چه شد؟
دور تا دورِ منِ آتشفشان را مه گرفت!
🌸#حمزه_کریمتباحفر🌸
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
هرکسی که به گل آب دهد، عاشق گل نیست
شاید هدفش بردن یک شیشه گلاب است
#محمد_ابراهیمی
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
پایان ماجرای دل و عشق روشن است
ای قایق شکسته به دریا خوش آمدی
#فاضل_نظری
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨