eitaa logo
『 پَــروانگے‌ ! 🇵🇸 』
2.4هزار دنبال‌کننده
808 عکس
98 ویدیو
22 فایل
﹝فُرصٺ‌پَـروانـگےمابینِ‌دَسٺانِ‌من‌اسٺ درفضایِ‌ٺنگِ‌آغـوشم‌بیاپروازڪن...!﹞ حــَرفــٰاتون↓ ↳﹝ @dell_tangii﹞ مدیــرمۅن↓ ↳﹝ @parvanegii﹞ شرایط↓ ↳﹝ @sharaet_parvanegi_2021﹞ تبلیغات↓ https://eitaa.com/joinchat/1487930112Cd5c310e460
مشاهده در ایتا
دانلود
عقل پرسید که دشوارتر از مُردن چیست عشق فرمود فراق از همه دشوارتر است... ✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم یک قطره آبم که در اندیشه دریا افتادم و باید بپذیرم که بمیرم یا چشم بپوش از من و از خویش برانم یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم این کوزه ترک خورد! چه جای نگرانی ست من ساخته از خاک کویرم که بمیرم خاموش مکن آتش افروخته ام را بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم کتاب ✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
هدایت شده از تݪخ‌وشیࢪین
دیدمش در شھر حالش بد نگاهش بگذریم یار با او دست در دستش ، حواسش بگذریم (:
پیوسته دلم ز جور خویشان، ریش است وین جور و جفای خلق، از حد بیش است بیگانه به بیگانه، ندارد کاری خویش است که در پی شکست خویش است ✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
『 پَــروانگے‌ ! 🇵🇸 』
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تو بلند آوازه بودی، ای روان با تن دون یار گشتی دون شدی صحبت تن تا توانست از تو کاست تو چنان پنداشتی کافزون شدی ✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
هزار صید به هر موی می‌کشی در قید کمند طره به هر سو که می‌کنی پرتاب ✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
『 پَــروانگے‌ ! 🇵🇸 』
شکوهٔ جور تو نگشاید دهان زخم را تیغ میلی می‌کشد خواب‌گران زخم را سینه‌چاکیم وخموشی‌ترجمان عجزماست س
تا رسد برکنگر مقصود دست ناله‌ای بخیه نتواند نهان کردن دهان زخم را نقد عشرت را زبانی نیست از سودای درد برده‌ام تا کرسی دل نردبان زخم را جوهر اسرار آیا از خلف‌گیرد فروغ خنده در بار است چون‌گل کاروان زخم را از حدیث‌دردمندان خون‌حسرت می‌چکد خون‌کند روشن چراغ دودمان زخم را تا به وصف تیغ بیدادت زبان پیدکند غیر موج خون زبان نبود دهان زخم را ✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
چنان خو کرده‌ام شب‌های هجران با خیالِ او که در خاطر نیاید ذوقِ ایامِ وصالِ او... ✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
اونجا که میگه: برای خانه ای که تو نیستی دَر اضافی ست پنجره اضافی ست... باید گفت برای جهانی که تو نیستی من اضافی هستم!🖤🖇 ✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
آمدی... پنجره ای رو به جهانم دادی ماه را در شب این خانه نشانم دادی چشم‌هایم را از پشت گرفتی ناگاه نَفَسم را بند آوردی و جانم دادی جان به لب آمد و اسم تو نیامد به زبان تا به شیرینیِ یک بوسه دهانم دادی از گُلِ پیرهنت، چوب لباسی گُل داد در رگِ خانه دویدی... هیجانم دادی در خودم ریخته بودم غمِ دریاها را چشمه‌ام کردی و از خود جریانم دادی سر به زانوی تو خالی شدم از آن همه بغض مثل یک خوشه‌ی انگور، تکانم دادی شوقِ این جانِ به تنگ آمده، آغوشِ تو بود آن چه می‌خواستم از عشق، همانم دادی تو در این خانه‌ی بی پنجره، "صبح" آوردی روشنم کردی و از مرگ، امانم دادی...! ✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
عشق زانو زد غرورِ گام هایم خرد شد قامتم وقتی به اندوه تو پیوستم شکست ✨🦋@parvanegi_2021🦋✨