عقل پرسید که دشوارتر از مُردن چیست
عشق فرمود فراق از همه دشوارتر است...
#فروغی_بسطامی
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم
یک قطره آبم که در اندیشه دریا
افتادم و باید بپذیرم که بمیرم
یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم
این کوزه ترک خورد! چه جای نگرانی ست
من ساخته از خاک کویرم که بمیرم
خاموش مکن آتش افروخته ام را
بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم
#فاضل_نظری
کتاب #گریه_های_امپراتور
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
هدایت شده از تݪخوشیࢪین
دیدمش در شھر
حالش بد
نگاهش بگذریم
یار با او
دست در دستش ،
حواسش بگذریم (:
#talkh
پیوسته دلم ز جور خویشان، ریش است
وین جور و جفای خلق، از حد بیش است
بیگانه به بیگانه، ندارد کاری
خویش است که در پی شکست خویش است
#شیخ_بهایی
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
تو بلند آوازه بودی، ای روان
با تن دون یار گشتی دون شدی
صحبت تن تا توانست از تو کاست
تو چنان پنداشتی کافزون شدی
#پروین_اعتصامی
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
هزار صید به هر موی میکشی در قید
کمند طره به هر سو که میکنی پرتاب
#سلمان_ساوجی
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
『 پَــروانگے ! 🇵🇸 』
شکوهٔ جور تو نگشاید دهان زخم را تیغ میلی میکشد خوابگران زخم را سینهچاکیم وخموشیترجمان عجزماست س
تا رسد برکنگر مقصود دست نالهای
بخیه نتواند نهان کردن دهان زخم را
نقد عشرت را زبانی نیست از سودای درد
بردهام تا کرسی دل نردبان زخم را
جوهر اسرار آیا از خلفگیرد فروغ
خنده در بار است چونگل کاروان زخم را
از حدیثدردمندان خونحسرت میچکد
خونکند روشن چراغ دودمان زخم را
تا به وصف تیغ بیدادت زبان پیدکند
غیر موج خون زبان نبود دهان زخم را
#بیدل_دهلوی
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
چنان خو کردهام شبهای هجران با خیالِ او
که در خاطر نیاید ذوقِ ایامِ وصالِ او...
#ملالی_سبزواری
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
اونجا که #نیما_یوشیج میگه:
برای خانه ای که تو نیستی
دَر اضافی ست
پنجره اضافی ست...
باید گفت
برای جهانی که تو نیستی
من اضافی هستم!🖤🖇
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
آمدی... پنجره ای رو به جهانم دادی
ماه را در شب این خانه نشانم دادی
چشمهایم را از پشت گرفتی ناگاه
نَفَسم را بند آوردی و جانم دادی
جان به لب آمد و اسم تو نیامد به زبان
تا به شیرینیِ یک بوسه دهانم دادی
از گُلِ پیرهنت، چوب لباسی گُل داد
در رگِ خانه دویدی... هیجانم دادی
در خودم ریخته بودم غمِ دریاها را
چشمهام کردی و از خود جریانم دادی
سر به زانوی تو خالی شدم از آن همه بغض
مثل یک خوشهی انگور، تکانم دادی
شوقِ این جانِ به تنگ آمده، آغوشِ تو بود
آن چه میخواستم از عشق، همانم دادی
تو در این خانهی بی پنجره، "صبح" آوردی
روشنم کردی و از مرگ، امانم دادی...!
#اصغر_معاذی
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
عشق
زانو زد
غرورِ گام هایم خرد شد
قامتم
وقتی به اندوه تو پیوستم
شکست
#نجمه_زارع
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨