{ پاسدار حرم }
🌸مادرش میگوید: یکی از دوستان احمدرضا از شمال با منزل همسایهمان تماس گرفت، احمدرضا رفت و بعد از چن
خدایا من شرمنده ات هستم💔😔
من چقدر بد بودم و نمیدانستم 😭
برخی وقتا از خودم خجالت میکشم
یاحق من را ببخش ببخش که به فکر خودم بودم
ببخش که تو را شکر نکردم و فقط وقت گرفتاری جای تو اومدم
گله کردم ببخش ببخش😭
#خادمانه