☘ برشی از کتاب:
🔹...کسی انگار شنهای ساعت شنی را به آسمان پاشیده است. زمان را گم کردهام. میروم توی حیاط خانه. بابا و مامان نشستهاند روی تخت گوشه حیاط و چای مینوشند. آفتاب، از لابلای درختان خانه میتابد و رگههای نور، خود را به گلهای باغچه میرسانند. گنجشکها راه خانه را یاد گرفتهاند. مینشینند روی درخت انار و سروصدایشان حیاط را پر میکند. بابا، خیره به گنجشکها و غرق تماشای آنهاست. صدایم میکند و دستم را میگیرد. دستهای بابا گرماند. گنجشکها را نشانم میدهد. طنین صدایش توی گوشهایم میپیچد و تکرار میشود:"عباس! مثل این گنجشکها پرواز کن..."
به حرف بابا گوش میدهم...
•┈┈•••✾•🍃🌸🍃•✾•••┈┈•
✔️ این کتاب که از زبان خود شهید دانشگر روایت میشود، برشی از حیات او را از دوران نامزدی تا شهادت به تصویر میکشد...
📚#راستی_دردهایم_کو
🔸 قیمت با احترام 30000 تومان
📍تربت حیدریه.خیابان کاشانی.روبروی کاشانی ۱۹
@patoghketabtorbat