eitaa logo
پیک صبا
15.8هزار دنبال‌کننده
27.7هزار عکس
7.1هزار ویدیو
2.2هزار فایل
پیکِ صبا پاتوقِ: #صالحینِ #بصیرِ #ایران ارسال خبر: از طریق مدیران استانی (روابط‌عمومی تعلیم و تربیت استان)
مشاهده در ایتا
دانلود
⁉️اگه یه تیکه نباشه… نورِخورشید از پنجره‌های پایگاه به داخل می‌تابید و متربیان نوجوان دور هم نشسته بودند و به صحبت‌های سرگروه با دقت گوش می‌دادند. سرگروه «نقش و هدف ما در جامعه» به‌عنوان موضوع بحث مطرح کرد که برایشان بسیار جذاب بود. سرگروه گفت: «هر کدام از ما، مانند قطعه‌ای از یک پازل بزرگ هستیم. اگر یک قطعه نباشد یا جای خود را پیدا نکند، تصویر هرگز کامل نخواهد شد.» نگاه‌های بچه ها روی هم می‌چرخید. سارا با هیجان گفت: «پس ما می‌توانیم دنیا را تغییر دهیم، حتی با کارهای کوچک!» بحث که به اینجا رسید، سکوتی کوتاه و پر تفکر برفضا حاکم شد. سرگروه لبخندی زد و ادامه داد: «هدف ما فقط رسیدن به موفقیت‌های شخصی نیست، بلکه ساختن دنیایی بهتر برای همه است. هر یک از شما، تکه‌ای از این پازل بزرگ هستید و نقش منحصر به فردی دارید.» حلقه صالحینِ امروز در پایگاه حضرت معصومه ناحیه امیرالمومنین ، فراتر از یک جلسه ساده بود؛ مکانی برای یافتن خود، کشف هدف و تقویت اراده برای گام نهادن در مسیر زندگی. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
«مناجات‌شعبانیه»را خوانده‌اید؟ بخوانید آقا! مناجات شعبانیه از مناجات‌هایی است که اگر انسان دنبالش برود و فکر در او بکند، انسان را به یک جایی می‌رساند. امام‌ سیدروح‌الله‌ الموسوی الخمینی رحمة‌الله‌علیه 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
الفبایِ شهادت هوای سرد و برفی دی‌ماه، همراه با صداهایی که از گوشه وکنار می‌شنیدم، قفلی محکم بر قلب و قلمم زد. قفلی از جنس صبر، سکوت و قوت. سراپا گوش بودم تا سرنخی از اخبار بگیرم. انگار عقربه‌های ساعت به‌سختی حرکت می‌کردند. در همین حال، سخنان دل‌گرم و امیدبخش حضرت آقا، فضای سنگین اطرافم را درهم شکست. جان دوباره‌ای گرفتم و شروع به انجام تکالیف عقب‌مانده کردم. آرام‌آرام خبرهایی از شهادت هم‌وطنانم به گوش می‌رسید. در میان اخبار، ناگهان چشمانم بی‌اختیار غرق اشک شد. ماه پیش روی صندلی اول اتوبوس نشسته بود؛ شهید «محمد مهدی فدایی» را می‌گویم. دانشجومعلمی که در نقطه‌ی درست تاریخ ایستاده بود و الفبای زندگی را به شاگردانش می‌آموخت. او به دیدار حاج‌قاسم رفت و به گمانم، همان‌جا حاجتش را گرفت و همانند نامش، فداییِ ملت شد. در آخر، منِ معلم، در تقدیرم این‌گونه رقم خورده که بمانم؛ تا برای شاگردانم روایت کنم داستان فدایی‌هایی را که با خونشان ذره‌ذرهٔ این خاک را امضا کردند، تا مبادا به دست دشمنان بیفتد. 📝الهام حب مدیر ارتباطات و رسانه تعلیم و تربیت 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
❄️ افطاریِ برفی امروز از صبح برف می‌بارید. تا غروب، خیابان‌ها حسابی یخ‌زده و لغزنده شده بود. دختران حلقه شهیده زینب کمایی، پایگاه بنت‌الرسول ، مهمانان ویژه سفره افطار اول شعبان بودند. لحظه‌ای به این فکر کردم که مبادا به خاطر بارش برف نتوانند بیایند! ولی مگر بارش برف باعث می‌شود دختران باایمان حلقه صالحین ما، خانه‌نشین و بدقول شوند؟! پس از نماز جماعت، همگی آمدند. فاطمه پرسید: «خانم، اگر با کسی قهر باشیم، روزه‌مان درست است؟» با همین پرسش، کلی با دختران گفت‌وگو کردیم. امشب کلی با هم برف‌بازی کردیم و لحظات زیبا و شادی را سپری کردیم. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
41.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔚از اغتشاش تا اعتماد هم سفره‌ی حضرت ام‌البنین بود، هم یادواره شهدای جنگ ۱۲روزه که زمینه رو برای پرسش و پاسخ دانش‌آموزان با فرمانده‌ی ناحیه بسیج آماده کرد. دو تا از بچه‌ها که در فتنه‌ی ۱۴۰۱ حضور داشتن، توی جمع نبودن. پیش مدیر رفتم و گفتم: «چرا مهرناز و آیناز اینجا نیستن؟» گفت: «کلاس علوم داشتن، دبیرشون اجازه نداده.» با اجازه مدیر رفتم دنبالشون. تعجب کردن که من اومدم اونا رو ببرم. البته ناگفته نمونه که چند وقتی می‌شد با مهرناز ارتباط خوبی گرفته بودم و حس صمیمیت و اعتماد بینمون بود. بهشون گفتم: «اگه شما برای منِ بسیجی مهم نبودین، اگه عزیز دلم نبودین، نمی‌اومدم سراغتون! سوالاتتون رو مطرح کنید، فقط لطفاً مودبانه باشه!» گفتن: «باشه خانم، خیالتون راحت.» از مهرناز خواستم دوستاش رو مدیریت کنه. بعد از رفتن آقای برامکی فرمانده ناحیه هم‌چنان سوال داشتن. حتی خونه که رسیدم بازم مهرناز سوال می‌پرسید. رجب اومدن اعتکاف، با خودم گفتم: «الحمدلله همین که این بچه‌ها اومدن مسجد گل اول رو زدیم.» روز دوم اعتکاف می‌خواستن برن. گفتم: «کجا به سلامتی؛ مگه معتکف نشدین؟!» یکی‌شون گفت: «می‌خوایم بریم اعتراضات!» گفتم: «برید بشینین؛ کاری دارم، الان میام.» رفتم محل اسکان خادم‌ها. نماز استغاثه به امام زمان خوندم و گفتم: «آقاجان، اگه ما کار تربیتی بلد بودیم، این وضعمون نبود، کمکم کن!» برگشتم، پیششون، حسابی صحبت کردیم. قانع شدن که بمونن. ✍ محدثه‌ گودرزی، مربی صالحین توضیحات: اسامی افراد در روایت به‌جهت امانت مستعار است 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📌کار تربیتی تعطیلی ندارد پنج‌شنبه، علی‌رغم تعطیلی ادارات دولتی و مراکز آموزشی، حجة‌الاسلام حاتمی، مسئول دغدغه‌مند نهاد رهبری دانشگاه‌های ، رأس ساعت هشت صبح برای برگزاری جلسه با معاون تعلیم و تربیت بسیج سپاه بیت‌المقدس در محل کارش حاضر شد. این نشست پیرامون «چگونگی استفاده از ظرفیت ارکان شبکه تربیتی صالحین در دانشگاه‌ها و خوابگاه‌های دانشجویی» و همچنین «بهره‌گیری از اساتید و دانشجویان توانمند و انقلابی برای تکمیل این شبکه» برگزار گردید. هدف اصلی، اجرای فعالیت‌های تربیتی به منظور کادرسازی در سطح دانشگاه‌های استان بود. از جمله نتایج این جلسه، انعقاد تفاهم‌نامه‌‌ی همکاری بین نهاد رهبری در دانشگاه‌ها و معاونت تعلیم و تربیت بسیج سپاه استان بود. این تفاهم‌نامه بر استفاده متقابل از ظرفیت‌های طرفین و نیز برگزاری برنامه‌ها، فعالیت‌های تربیتی اثرگذار، دوره‌ها و کارگاه‌های توانمندسازی تأکید دارد. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••