هدایت شده از 挑戰 |𝗖
⩩دوسال بود که بهت علاقهمند بودم ولی هیچوقت قبولش نمیکردم. گذشت و مدتها دیدم علاقهم داره تبدیل به دردی تو قفسه سینهم میشه؛ حس میکردم کمکم وقتش بود که بهت بگم.
اومدم خونهتون تا فیلم ببینیم و بگیمُ بخندیم، ولی چی این وسط استرس داشت؟ درسته من.
آروم بهت نزدیک شدم و بوسهی آرومی روی پیشونیت زدم تعجب کرده بودی ولی آروم و با صدایی میلرزه دم گوشت گفتم
من سالهاست دوست دارم، میشه متقابل دوستم داشته باشی دارلینگ؟
ꗃ◟شیرموزک
ⴁꪫᥙ 𑜎𝛂𑜑𑜑𝛂 ƙꪀ᥆ׅ𑜎 ??
𝀚 ᥲᥡ, ⴁꪫׄᥙ'ᥣᥣ 𝛃꧖ ᥴ᥆ᥖɩ𑜑ᩅᩛ ჩᥲᥴׅƙ ƚ᥆ ოᥱ 𑚒