ʬʬ 𝖯𝖧𝖮𝖤-𝖭𝗅𝖷
هی ماھ دوست داشتم تو منو نبیني اما کنار تو بشینم. زانوهامو بغل بگیرم و نگاهت کنم. ساعتها تماشات کنم
ماھ امشب خیلی خوشگلیُ نورانی.
ʬʬ 𝖯𝖧𝖮𝖤-𝖭𝗅𝖷
ماھ امشب خیلی خوشگلیُ نورانی.
ماھ.
ناشناسی حالم رو پرسید، وقتی داشتم با احتیاط یک چیزای محدودی از وضعم میگفتم، متوجه شدم که همهچیز چقدر در هر لحظه سیاهه. مثل دو هفتهی گذشته که بیوقفه هر روز گریه کردم.
مثل هفتهی گذشته که تمام مدت مریضگونه گیج بودم.مثل این هفته که بدنم، سرم، معدم، دست و پام دارن انتقام مسکن های تزریق شده به مغزم رو میگیرن.مثل تصویر پریدن. مثل هفتهی بعدُ هفتهی بعدو هفتهی بعدش. مثل تکرار حقیقت نجات وجود نداره