ʬʬ 𝖯𝖧𝖮𝖤-𝖭𝗅𝖷
ماھ امشب خیلی خوشگلیُ نورانی.
ماھ.
ناشناسی حالم رو پرسید، وقتی داشتم با احتیاط یک چیزای محدودی از وضعم میگفتم، متوجه شدم که همهچیز چقدر در هر لحظه سیاهه. مثل دو هفتهی گذشته که بیوقفه هر روز گریه کردم.
مثل هفتهی گذشته که تمام مدت مریضگونه گیج بودم.مثل این هفته که بدنم، سرم، معدم، دست و پام دارن انتقام مسکن های تزریق شده به مغزم رو میگیرن.مثل تصویر پریدن. مثل هفتهی بعدُ هفتهی بعدو هفتهی بعدش. مثل تکرار حقیقت نجات وجود نداره
— ⌗ ♟ 𖥦 𝗋𝖺𝗂𝗇𝗒 𝖽𝖺𝗒 𓎆 🎧 ִֶָ
- دستتو میدی؟ میخوام با خودم ببرمت!
میخوام ببرمت جایی که فقط خودمون باشیم؛ دوتایی!
جایی که فقط تو باشی و من و نم نمِ بارون . . .
قطره های بارون آروم روی گونه هامون بشینه و باهم کل خیابون های شهر رو قدم بزنیم!
جایی که بتونیم آزادانه دست های همو بگیریم و صدای خنده هامون گوش ساختمونا رو پر کنه!
دستتو بده ، همراهم بیا! بیا بریم به دنیای دو نفرهی بارونیمون!