eitaa logo
دانلود
در حالی که اجرای کنسرت بعد از انقلاب تقریبا غیرممکن شده بود، با لطفی یک برنامه‌ی ساز و آواز رو قرار بود در سفارت آلمان اجرا کنیم که مشکلات زیادی هم داشت. مثلا یادمه لطفی دو ساعت دیر رسید و من خیلی ناراحت شدم که زشته جلوی خارجی ها و اینها. پرسیدم چی شده و اون گفت ریختن تو دانشگاه و بزن بزن و به زور تونستیم بیایم و اعصابم خرابه. گفتم تو با این اعصاب خراب چه برنامه‌ای برای اینها می‌خوای بخونی؟ اونم گفت فقط اجرا کنیم. یه جاهایی هم خیلی خشن ساز زده. -محمدرضا شجریان بعضی جا ها از اون اجرا فوق‌العاده بود. من فکر می‌کنم اگر حافظ بود و می‌شنید، غرق بوسه می‌کرد شجریان رو. اونجایی که میگه مفلسانیم و هوای می‌ و مطرب داریم... من رنج های زیادی توی زندگیم تجربه کردم. اون همه زندان، اون همه سفر، اون همه تبعید. ولی میگم زندگی من ارزش زندگی کردن داشت، چون من ساز و آواز «عشق داند» شجریان رو شنیده بودم. -هوشنگ ابتهاج
پ.ن: مبنای موسیقی ما بداهه نوازی و ساز و آوازه و تصنیف ها همه بر اساس این آواز ها ساخته شدند. می‌پرسید فرق تصنیف و آواز چیه؟ اینجا باید توضیح بدم. آواز یک شعر به صورت بداهه بر مبنای ردیف موسیقی ایرانیه. ریتم نداره و نمیشه باهاش ضرب گرفت که باعث شده از دید بعضی ها خسته کننده به نظر بیاد. ولی اگر در عمق این آواز ها غرق بشید می‌فهمید چه جهان زیباییه و چه دنیایی رو پیش روی آدم میاره. استاد شجریان که بهترین آواز ها رو خواندند. ولی به جز اون، چند قطعه رو در سال های اخیر آقای قربانی منتشر کردن که تلفیق آواز ایرانی با موسیقی غربیه که خیلی ازش حمایت شد و خیلی طرفدار داشت. ولی من ترجیح دادم اول یک آواز واقعی از استاد شجریان رو بشنویم، بعد اون آواز های تلفیقی زیبای آقای قربانی رو گوش کنیم. ضمنا، اگر خواستید در مورد تصنیف و آواز و رنگ و اینها بیشتر بدونید، این آهنگ رو با آهنگ های قبل تر که براتون فرستادم مقایسه کنید. مثلا با این تصنیف از آلبوم دود عود یا این تصنیف سوگواران خموش. فرقش رو می‌فهمید. ضرب و ریتم اون ها رو میشه حس کرد و این یکی رو نه.
Mohammad Reza Shajarian03 Avaze Ahde Ma.mp3
زمان: حجم: 6.4M
1:20 مفلسانیم و هوای می‌ و مطرب داریم آه اگر خرقه‌ی پشمین به گرو نستانند
به نظرم آقای قربانی تبریز رو کلا بیخیال شه.
خب. اینم خوش شانسی.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سه سال قبل از انتشار فروغ در یکی از سفرها برای اجرای فستیوال، کنار آقای قربانی بودم مثل همیشه و کتابی دستش بود و تورق می‌کرد. شعری از فروغ فرخزاد نشانم داد و گفت شعر زیبایی‌ست و من آن را خیلی دوست دارم که اگر بتوانی روی آن کار کنی خیلی خوب است. دقیقا همان شعر «بعد ها» بود که اکنون در آلبوم فروغ خوانده. چند سال گذشت و من کمی روی آن کار کردم و شعر را با آهنگ خاصی زمزمه می‌کردم. آقای قربانی از ملودی آن خوشش آمد. ما همربه کمک حسام ناصری ارکستراسیون و ضبط را انجام دادیم. یک سری کار دیگر هم ساخته بودیم که یک قطعه‌ی دیگر از شعر فروغ در میان آنها بود. پس با آنها آلبومی ساختیم و به احترام فروغ فرخزاد نام آلبوم را فروغ گذاشتیم. ایده از آقای قربانی شکل گرفت و من ادامه دادم. من کار را ساختم و ایشان خواند. ساخت فروغ خیلی دشوار بود. چون نه بودجه‌ی کافی برای انتشار آن را داشتیم نه مجوز را به آسانی گرفتیم. از انتشارش ناامید شده بودیم اما به هر ترتیب ساختیم. فروغ خیلی برای من عزیز است و به نظر خودم بهترین اثر من است. -سامان صمیمی
Alireza Ghorbani ماهان موزیکAlireza Ghorbani Foroogh-128 (1).mp3
زمان: حجم: 6.5M
3:30 لیک دیگر پیکر سرد مرا می‌فشارد خاک دامن گیر خاک بی‌ تو، دور از ضربه های قلب تو، قلب من می‌پوسد آنجا زیر خاک پ.ن: به صدای کمانچه دقیقا بعد از این قسمت شعر دقت کنید.
14.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر کسی عزیزی رو از دست داد، دل همه‌ی ما خون شد...
امشب، علیرضا قربانی در تبریز، میان روزهایی که صدای جنگ و نگرانی از هر سو شنیده می‌شود، از وطن گفت؛ از خاکی که با همه زخم‌هایش دوست‌داشتنی است و از مردمی که هنوز به امید و زندگی چنگ می‌زنند. شاید برای همین است که سال‌هاست صدای او فقط یک خواننده نیست؛ پناهی است برای دل‌هایی که خسته‌اند. هنرمندی که هر وقت ایران زخمی شده، سهم خودش را با آواز و عشق ادا کرده است. امشب تبریز فقط میزبان یک کنسرت نبود؛ میزبان صدایی بود که یادآوری کرد هنوز هم می‌شود وسط هیاهوی بمب و آژیر، از عشق به وطن خواند و به فردا ایمان داشت. ایران، تا وقتی چنین صداهایی دارد، تنها نیست... -بهمن بابازاده