به گفته شادروان استاد مشکاتیان ایشان ایده ساخت "خزان" را از افتادن برگ درختان در فصل پاییز گرفتند و اینگونه که هماکنون میشنوید این هنرمند نابغه تصور انتزاعی خود را به نغمهای دلپذیر درآورد تا در موسیقی ایرانی جاودانه بماند...
پاییز سال ۱۳۸۸ برای موسیقی ایران خزانی غم انگیز بود و پیش از استقبال از فصل هزار رنگ درست در زمانی که نخستین خنکای پاییزی با آن نسیم مطبوعش بر جانمان می نشست، پرویز مشکاتیان از کنارمان رفت و درست چند روز پیش از اتمام فصل و در آن هنگام که به بدرقه اش نشسته بودیم، موسیقی ایران به سوگ نابغه ای بی بدیل نشست...
---
اول مهر که میرسد، انگار پاییز با صدای شجریان آغاز میشود؛ صدایی که ما را به سالهای دور، به عاشقی، به دلتنگی و به شعر میبرد.
من و بسیاری از همنسلانم، حافظ و سعدی را فقط از کتابها نشناختیم؛ بیتهایشان را با صدای شجریان زندگی کردیم. با او عاشق شدیم، شکستیم، امید بستیم و در پیچوخم آواز و شعر، بالا و پایین رفتیم.
شجریان فقط یک خواننده نبود؛ صدایی بود که نسلها را پای شعر و موسیقی و آواز کنار هم نشاند؛ صدایی که شعر را از کتاب بیرون کشید و به زندگی آورد و حافظ و سعدی را با رنج و شور عاشقانهشان به جانمان نشاند.
امروز، در زادروزش، هنوز میشود چشمها را بست و خود را سپرد به همان صدا؛ به غزلهایی که قرنهاست خوانده میشوند، به عشقهایی که هنوز در دل آدمی تازهاند و به آوازی که میان شعر و زندگی، نسلها را به هم پیوند میدهد.
زادروزت بر ما مبارک؛
صدایت هنوز ما را به هم میرساند.
-محسن داودی
بخوان که از صدای تو سپیده سر برآورد
وطن زِ نو جوان شود، دمی دگر برآورد
بخوان که از صدای تو در آسمانِ باغ ما
هزار قمری جوان دوباره پر برآورد
-شفیعی کدکنی
Mohammad Reza Shajarian - Fereydoun Moshiri - Majid Derakhshanishajarian - fereydoun moshiri - majid derakhsha.mp3
زمان:
حجم:
8M
5:27
تو از آیین انسانی چه میدانی؟
اگر جان را خدا دادهست،
چرا باید تو بستانی؟