eitaa logo
دانلود
هدایت شده از نور می‌آید.
تو از آیین انسانی چه می‌دانی؟ اگر جان را خدا داده است چرا باید تو بستانی؟ - فریدون مشیری
ققنوس
تو از آیین انسانی چه می‌دانی؟ اگر جان را خدا داده است چرا باید تو بستانی؟ - فریدون مشیری
خواستم آهنگش رو بذارم ولی فکر کنم نتیجه‌اش خوب نباشه. ولی یه روز حتما انجامش میدم. حتما.
بیشینه‌ی قسمت‌های کار، یادآور سبک موسیقی رایج در زمان استاد بنان است. استاد شجریان که با ساخت سه ساز جدید، در بداعت و خلاقیت گوی سبقت از استادان موسیقی سنتی پیشین و همزمان خود را ربوده، بارها نشان داده نه تنها وحشتی از استفاده از اشعار نو ندارد، بلکه به زیبایی چندین شعر نو را ماندگار کرد. آه باران را می‌شنوم و می‌دانم از این پس باران در گوشم فریاد می‌کشد و من پا به پای قطراتش، همه باران می‌شوم. من کارشناس موسیقی نیستم، تنها مرا دلشده‌ای بگیرید که محو در صدای داوودی خوشخوان و ضرب انگشتان و نای خسروی مه‌رو می‌شود. فقط همین! -فرانک مجیدی
Mohammadreza Shajarian [BibakMusic.com]Mohammadreza Shajarian Tasnife Ah Baran 128.mp3
زمان: حجم: 10.2M
1:33 ریشه در اعماقِ اقیانوس دارد شاید، این گیسو پریشان کرده بید وحشی باران. یا نه، دریایی است گویی واژگونه بر فراز شهر، شهر سوگواران.
ققنوس
1:33 ریشه در اعماقِ اقیانوس دارد شاید، این گیسو پریشان کرده بید وحشی باران. یا نه، دریایی است گویی و
4:27 هر زمانی که فرو می بارد از حد بیش، ریشه در من می دواند پرسشی پیگیر، با تشویش: رنگ این شب های وحشت را تواند شست آیا از دل یاران؟
ققنوس
1:33 ریشه در اعماقِ اقیانوس دارد شاید، این گیسو پریشان کرده بید وحشی باران. یا نه، دریایی است گویی و
5:31 چشم ها و چشمه ها خشک اند. روشنی ها محو در تاریکی دلتنگ، همچنان که نام ها در ننگ!
ققنوس
1:33 ریشه در اعماقِ اقیانوس دارد شاید، این گیسو پریشان کرده بید وحشی باران. یا نه، دریایی است گویی و
6:16 هرچه پیرامون ما غرق تباهی شد. آه، باران، ای امید جان بیداران! بر پلیدی ها، که ما عمری ست در گرداب آن غرقیم، آیا‌ چیره خواهی شد؟
عاشق این آهنگم.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
لطفاً برای استاد هم دعا کنید...
شکل گرفتن تصنیف سرنوشت به گفته خود ایشان به سال‌ها پیش مربوط می‌شود (شاید ۱۰ تا ۱۵ سال) که در روزهای پایانی زندگی مادر محترمشان به مطب پزشک مراجعه کرده بودند، آنجا روی تابلو خطی اینطور نوشته شده بوده «سرنوشت را باید از سر نوشت». دوستان شاعر ایشان آن را بسط می‌دهند و ایشان هم آهنگ را خلق می‌کنند.سرنوشت باعث شد افتخار خواندن این کار پس از مدتی طولانی، چند سال پیش قسمت این حقیر باشد. امروز که این تصنیف تقدیم‌تان می‌شود بسیار خوشحالم که من هم سهمی در آن دارم. -همایون شجریان