امروز داشتم با یک نفر صحبت میکردم. وسط صحبتاش یه جایی گفت دیگه سیدی عتیقه شده و هر کسی از سیدی استفاده میکنه هنوز تو عصر حجر مونده و این حرفا. بهم برخورد. و الان دوست دارم به جای اون به شما توضیح بدم که چرا عاشق سیدی هستم.
یه موضوع مهم هست. بحث اون حسیه که از موسیقی دریافت میکنیم. نه فقط شنیدن موسیقی، اینکه موسیقی رو از توی سیدی یا کاست یا چیز های این شکلی بریزیم انگار به موسیقی جسم دادیم. برای من مثل این میمونه که شما یک دوست رو از راه دور میشناسی و تلفنی باهاش صحبت میکنی، و موسیقی فیزیکی مثل اینه که اون دوست رو نزدیک خودت داشته باشی و بتونی دستش رو بگیری یا توی بغلش گریه کنی. موسیقی فیزیکی برای من همون دوسته. یک مزیت دیگه هم اینه که ارتباط گرفتن باهاش از آدما ساده تره.
خلاصه که دید من به این قضیه اینطوریه که با وجود سیدی، میشه به موسیقی جسمیت داد. در نتیجه این جسم میتونه به شما خیلی نزدیک باشه، همراه شما بیاد و بشه باهاش ارتباط گرفت.
ققنوس
این دوست قشنگ من خیلی جاها کنارم بوده و واقعا بهش مدیونم. قضیه اینه که اگر یک سیدی رو توی لپتاپ یا
الان احتمالا براتون سوال میشه که چرا فردی؟ چرا یه اسم انگلیسی اونم برای چیزی که توش فقط داره موسیقی سنتی پخش میشه؟ خب این یه نکتهی مهم داره.
مارک این مدل پلیر Philips هست، که توی یک برنامهی مخصوص کودکان توی آمریکا شخصی به اسم فردی راجرز (مجری اون برنامه) یک مدل ازش داشت که برای اون ها خیلی معروف بود. بعد تر از زندگی آقای راجرز و تاثیری که روی یک خبرنگار به خصوص داشته فیلمی ساخته میشه به نام «روزی زیبا در محله» که اونجا نقش فردی راجرز رو تام هنکس دوست داشتنی بازی کرده و فیلم محشریه. و از اونجا بود که اسم این دوستم رو گذاشتم فردی. چون حسی که ازش میگیرم هم خیلی شبیه اون چیزیه که فردی راجرز بود.
و اینو که گفتم، باید در مورد اولین باری که در مورد این دیدگاه چیزی شنیدم هم توضیح بدم. استاد من، کسی که بهم کمک کرد راز موسیقی ایرانی رو کشف کنم، به من یک هدیهی به خصوص داد وقتی که فقط هفت ساله بودم. یک آلبوم موسیقی. آلبوم «دود عود»
اینقدر که این موسیقی توی ذهن من جاودانه شد که یک حس واقعا عجیب و خاص ساخت. وقتی به خودش در مورد آلبوم گفتم، اون گفت که این معجزهی موسیقی فیزیکیه. اون شد اولین آلبوم موسیقی من. اینو باید در مورد من بدونید که هروقت پول دستم بیاد یا کتاب موسیقی میخرم یا آلبوم موسیقی. و الان خیلی بیشتر با معجزهای که اون میگفت آشنا هستم.
ققنوس
3:45 ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما آتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما ای یار ما عیار ما دا
از دود عود قبلا یک تصنیف گذاشتم. اولین تصنیفی که اینجا گذاشتم. پس الان یکی از چهارمضراب های همون آلبوم رو میشنویم.
ققنوس
چند تا از بهترین آهنگ های ایران مربوط میشن به تصنیف های مشکاتیان با تنظیم ارکسترال. داستان اینه که د
دود عود یکی از همین مدل آلبوم ها بود. با تنظیم کامبیز روشن روان. کاملا توی کار واضحه که چطور دارن از ساز های غربی استفاده میکنن.
ققنوس
6:46 خواهم که بر رویت هر دم زنم بوسه ترسم که نالان کند بسی مثل من کسی چشم نرگسی جانانه جانانه... پ
آلبوم خزان و سه آلبوم دیگه از استاد شجریان و گروه پایور، قبلا حتژگ از کشور ضبط شدند و نسخه هایی ازشون منتشر شده به صورت غیررسمی. ولی به شما میگم که تصنیف های موجود در این آلبوم واقعا دوست داشتنی و زیبا هستن (مثل چشم نرگس که بالاتر داشتیم) و ارزش بیشتر شنیده شدن دارن.
Mohammad Reza ShajarianMohammad-Reza-Shajarian-Ashke-Mahtab.mp3
زمان:
حجم:
5.2M
2:31
تن بیشه پر از مهتابه امشب
پلنگ کوه ها در خوابه امشب
به هر شاخی دلی سامون گرفته
دل من در تنم بیتابه امشب...
ققنوس
بهترین قطعهی بیکلام که ساختم همون «بیکران» در آلبوم فروغ بود. بیکران فروغ در واقع یک تنظیم جدید
اسم دخترم رو گذاشتم باران. تقریبا همون موقع ها بود که باران رو برای خیالفام ساختم. باران در واقع اون حسیه که وقتی دخترم رو دیدم بهم دست داد و حسیه که وقتی کنارشم تجربه میکنم. شبیه به یک تعجب همیشگی، که چطور اون اینقدر زیباست و اینقدر واقعیه.
-سامان صمیمی
پ.ن: از آلبوم خیالفام من قطعهی «رنگین کمان» هم خیلی دوست دارم. برای اون قسمت که تند میشه یکی از دوستام قبلا گفته بود دستش مثل همزن برقی میچرخه:)