eitaa logo
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بچه ها، یک پژوهشگر نسبتا جالبی به نام علی غریب دوست برای موسیقی های سطحی و تکراری یک اسم جالب پیدا کرده که دیدنش باعث شد بیام و باهاتون در این مورد صحبت کنم.
اولا در مورد ذات این موسیقی ها بگیم. موسیقی هایی با ریتم و ملودی تکراری که توش قالبا قرار نیست با یک ایده‌ی تازه و انقلابی و خفن رو به رو بشیم. یه جورایی محتوای سنگین و خوب ندارن و بیشتر انگار همینجوری یه چیزی گفته شده. از جزئیات خوبی برخوردار نیستن. برای استفاده‌ی لحظه‌ای هستن و احتمالا برای مدت زیاد توی ذهن شما نمی‌مونه. در یک کلام، سطحی.
برای همچین چیزهایی قبلا عناوین مختلف به کار برده شده که مهم ترینش اینه: موسیقی فست فودی. چیزی که در لحظه به شما هیجان میده ولی بعداً اصلا تاثیری از خودش قرار نیست بذاره. البته موسیقی سطحی هم میشه گفت. موسیقی عامه پسند هم میگن که من با این اونقدر موافق نیستم، چون همه جور موسیقی‌ای می‌تونه هیت بشه و جای خودش رو در دل قشر های مختلف باز کنه. آقای قربانی توی یک مصاحبه که از صحبت خبرنگار عصبی شده بود (با همون لحن ادبی که باعث می‌شد با توجه به شرایط طنز به نظر برسه) به این نوع موسیقی گفت «موسیقی مصرفی بازاری سطح پایین کم محتوا» البته ما اینجا قراره خیلیا رو نقد کنیم.
آقای غریب دوست یک توصیف شجاعانه به کار برد: آشغال های دوست داشتنی. اون نوشته که آشغال نه به معنای زباله که منظور «استعاره‌ای است برای فرایند بازتولید صنعتی در یک فرهنگ مصرفی» در واقع اگر بیشتر توضیح بدیم یعنی کالایی که مدام تکرار، بسته‌بندی و دوباره عرضه می‌شه. «آشغال بودن» در این نگاه، اشاره به جذابیت سطحی و وعده لذت فوری در جهان مصرفی داره. حالا آشغال ها رو مثال بزنیم به چی می‌رسیم؟ موسیقی پاپ!
اینجا ما باید از موسیقی پاپ یک تعریف درست ارائه بدیم. «پاپ یک سبک نیست! یک روش برای اجراست.» موسیقی پاپ از کلمه‌ی popular میاد. به همون معنای عامه پسند. در واقع موسیقی پاپ یعنی هر چیزی که مورد پسند جامعه باشه. سوال پیش میاد: آیای لزوما بده؟ نه. قبلا هم گفتم. یک شاهکار هنری هم می‌تونه کاملا مشهور بشه و به اصطلاح هیت بشه و خیلیا دوستش داشته باشن. سوال پیش میاد. پس این چیزی که امروز بهش میگن پاپ چیه؟
امروزه جامعه‌ی هنرمند به یک تعریف از موسیقی مردم پسند رسیده. چیزی که در مدت کوتاه جواب میده ولی تاثیر عمیق نداره. برای مدت کم باعث شهرت، ویو، فالوور و خیلی از تعریف های امروزی "نهایت هدف یک هنرمند" میشه پس کل موسیقی رو آورده به همچین چیزی. ریتم های تکراری و قابل پیش‌بینی و کلام مسخره. چیزی که مخاطب جمع می‌کنه ولی از هیچ دیدگاه هنری، یک کار قوی نیست. جای شرم و حسرت داره ولی حتی آقای قربانی و همایون شجریان و حتی خواننده های قدیمی ایران هم همچین چیزهایی در کارنامه‌ی خودشون دارن. مخصوصا این جدیدا که واقعا ملود ها زیادی تکراری و مسخره شده. توی آهنگسازی کمتر خلاقیت می‌بینیم و این اصلا خوب نیست.
یک سوال بزرگتر پیش میاد. ما می‌دونیم از نظر مفهوم و تنوع ملودی، موسیقی اصیل ایرانی غنی ترین موسیقیه. و طرفداران زیادی هم نداره. پس یعنی ما باید برای اینکه به موسیقی خوب گوش بدیم لزوما باید سبکی رو گوش بدیم که بیشترین ثروت ملودی و مفهوم رو داره؟ یعنی همیشه باید موسیقی سنتی گوش کنیم؟ من ترجیح میدم برگردم به یکی از مصاحبه های شهرام ناظری:
"من شغلم و عشقم موسیقی سنتیه. ولی من اگر بخوام دست دوست دخترم رو بگیرم و ببرم کافه، واقعا دوست دارم اونجا موسیقی سنتی پخش بشه؟ نه، می‌خوام یک موسیقی لایت کلاسیک پخش بشه. پس باید اینو بپذیریم. هم شما جوون ها، هم اون سنت زده های قدیمی: موسیقی رو باید بر حسب شرایط گوش داد. ممکنه من امروز بخوام با یک آواز دشتی غمگین گریه کنم، ولی فردا با آهنگ شماعی زاده برقصم. ذات درونی انسان اینه. هر روز یک حالی داره. با توجه به حالش باید موسیقی گوش بده. هیچ چهارچوبی نیست، چون نه موسیقی چهارچوب داره نه انسان! اگه قرار بود داشته باشه دنیا خیلی بی‌حال میشد."
هیچی نیست بچه ها. همون صحبتای بی‌اهمیت همیشگی. برید بخوابید. (فقط خودم بیدارم)
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
روزگار غریبی‌ست نازنین...