eitaa logo
پیچَکِ‌قَلَمْ🍃
148 دنبال‌کننده
181 عکس
26 ویدیو
0 فایل
نیاز ساده‌ی من شنیدن صدای تو بود. تو دریغ کردی و من نوشتم... با من هم کلام بشید👈 @M5566M
مشاهده در ایتا
دانلود
کاش عاشورا روز یازدهم اتفاق می‌افتاد آن وقت دوشب را می‌گذاشتیم برای علی‌اکبر تکه‌پاره‌های دل ما بیچاره‌ها یک شبه جمع نمی‌شود😭
من هنوز توی روضه‌های دیشب گیر کردم. هنوز جان به دست و پای حسین برنگشته آخر چطوری برویم سراغ مشک و عمود و عَلَم؟؟؟😭
_نه از شما هیچ صدایی توی تاریخ عاشورا نیست! هیچ خطبه‌ای و کلامی به جز همان چهار کلمه‌ که توی نفس آخر گفتید و چَشم‌های بی‌شمار به امام و یک نَهِ محکم به آن امان‌نامه‌ی کذایی! ما از شما هرچه دیدیم و شنیدیم فقط مردانگی بوده. از آن مدل مردانگی‌ها که از طفل شش ماهه تا پیرمرد هفتاد ساله رویش حساب می‌کنند. از آن‌ مردانگی ها که حرف توش نیست و هرچه هست عمل است. آن هم با عیار بالا. ما تمام این چند شب به سر و صورت که می‌زدیم، تهش امید داشتیم که شما هنوز هستید و پشت ارباب ما مثل کوه ایستاده‌اید.‌ ساکت و تسلیم و مردانه! امشب اما، وسط روضه با نوای چهار کلمه‌ای شما بیچاره شدیم عالیجنابِ ادب! اسمتان را که دم گرفتیم و ناباورانه به اهل حرم خبر دادیم که میر و علمدار نیامد، صدایتان از کربلا، از همان نزدیکی‌های فرات، تا هیئت رسید که: «یا أخا اَدرِک أخاک...» و بعد صدای شکستن کمر، و بعد صدای کوبیدن دست پشت دست، و بعد صدای گریه‌های خش‌دارِ کودکانه، و بعد صدای ضجه‌های فرات، و بعد صدای پایین کشیدن ستون خیمه، و بعد... صدای گرفته‌ی کسی که بی‌وقفه می‌خواند:«هَل مِن ناصرٍ یَنصُرنی؟» صداها که پیچید، توی هیئت غوغا شد و همه مثل بی‌کس‌وکارها فریاد زدند. صداهای شب تاسوعا، سندِ بی‌یاری و تنهاییِ حسین است، آقای پشت و پناهِ همه! هرچه جان است به قربان اباعبدالله🖤 @pichakeghalam
همیشه توی روضه‌ها با شنیدن هر مصیبت فکر می‌کردم کدام برای امام سخت‌تر بوده است. آن‌جا که امانت برادر را به میدان فرستاد. یا وقتی لب به لب علی گذاشت و گفت: برگرد به میدان تا از دست جدت سیراب شوی. یا آن لحظه که عبا را برای تکه‌های بدن علی پهن کرد یا آن‌وقت که نگاه حسین متحیر ماند از الاُذُن الی الاُذُن یا هنگامی‌ که امانت رباب روی دست، نمی توانست قدم بردارد سمت خیمه‌ها. هر کدام از این مصیبت ها به تنهایی.... اما امشب فکر کردم چرا حسین، عباس را تا آخرین نفر به میدان نفرستاد؟ چرا اذن جنگ به عباس نمی‌داد؟ چرا تنها بدنی که حسین به خیمه نیاورد عباس بود؟ نمی‌دانم، تو هم مثل من فکر می‌کنی عباس برای حسین آخرین روزنه امید بود. درست‌ترش، باید بگویم عباس برای همه آخرین روزنه امید بود. درد را تا امید هست، می توان تحمل کرد. عباس برای حسین پشت و پناه بود. عباس برای حسین قوت قلب بود. تا عباس بود، کودکان تشنه را به امید آب می‌شد آرام کرد. تا عباس بود و نام عباس، کسی جرات نگاه چپ به خیام نداشت. تا عباس بود، از صدای طبل و شادی حرامی ها، دل کسی نمی لرزید. تا عباس بود، حسین مصیبت ها را تاب می آورد. حالا امشب فکر می کنم سخت ترین مصیبت برای حسین افتادن عباس بود. عباس که نباشد حسین، دخترکان و خیام را به که بسپارد. عباس که نباشد حسین علی اصغر را بهر قطره ای آب به میدان می‌برد عباس که نباشد حرمله جرات پیدا می‌کند تیر سه‌شعبه.... عباس که نباشد حسین می‌گوید: ( أَلانَ إنکَسَرَ ظَهرِي وَ قَلَّت حِيلَتِي وَ انقَطَعَ رَجائِي وَ شَمُتَ بِي عَدوِّي وَ الکَمَدُ قاتِلي) حالا می‌فهمم چرا بدن عباس به خیمه برنگشت. شکوهی 🖊 https://eitaa.com/chand_jore_ba_man
Mahmoud Karimi - To Hosseinam Bodi Man Hasanet (128).mp3
8.06M
تو حسینم بودی....من حسنت می‌میرم با دست و پا زدنت😭😭
پیچَکِ‌قَلَمْ🍃
تو حسینم بودی....من حسنت می‌میرم با دست و پا زدنت😭😭
میشه با این نوا ساعت‌ها توی تنهایی خوند و ضجه زد و مرد! الحق که حاج محمود سنگ تموم می‌ذاره برای علمدار
مکن ای صبح طلوع...
پیچَکِ‌قَلَمْ🍃
_ده من می‌گویم اصلا شب و روز عاشورا روضه‌خوان نمی‌خواهد! همین‌طوری سیاه که بپوشیم و جمع شویم دور هم به زمزمه، خودش می‌شود روضه. نگاه که کنیم به سیاه‌پوش دیوارها، یادمان می‌افتد چقدر بیچاره شدیم! زیر لب به ارباب سلام می‌کنیم و چیزی توی گلویمان ورم می‌کند. نگاه که کنیم به زمین، یاد خَد‌ّالتَریب می‌افتیم. آن‌وقت دو دستمان بی‌اراده مثل بی‌کس‌وکارها می‌‌خورد توی سر. نگاه که کنیم به آسمان، یادمان می‌افتد هرچه آفتاب بوده، روز عاشورا تابانده به کربلا. آن‌وقت دهنمان مثل چوب خشک می‌شود. همان موقع اگر کسی لیوان لیوان آب پخش کند توی مجلس، دیگر بغضمان می‌ترکد. اگر دو سه تا دختربچه دور و برمان بازی کنند، یک چشممان به موهایشان است و یک چشم به گوشها. قرآن که باز کنیم و عدل آیه‌های مقطعه بیاید، تنِ إرباًإربا توی خیالمان نقش می‌بندد. آن‌وقت چادر می‌کشیم روی سر و مثل خواهرهای داغ‌دیده زار می‌زنیم! شب و روز عاشورا اصلاروضه‌خوان نمی‌خواهد! همان بِ بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم را که بگوییم اشک پهنای صورت را پر می‌کند! بسم‌الله که می‌گوییم یادمان میفتد خدای عاشورا همان خدای بخشنده‌ی مهربان است؛ که به ابراهیم رحم کرد و اسماعیلش را از قربانی شدن نجات داد! همان خدا که عصر عاشورا خون خودش را با همه‌ی مهربانی و بخشندگیش جاری کرد روی زمین و توی زمان و لا‌به‌لای رگ‌های روزگار! من می‌گویم شب و روز عاشورا اصلا روضه‌خوان نمی‌خواهد. ساعت حوالی سه عصر روز دهم، عرش برزمین می‌افتد... آن‌وقت کافیست بگوییم حسین و بمیریم.. همین! ... هرچه جان است به قربان اباعبدالله🖤 @pichakeghalam
ولی من خیال می‌کنم امشب تا صبح هزار بار خورشید طلوع کرده توی قلب زینب! هزار بار دلش تا گودال رفته و برگشته...😭😭
خیلی حسین زحمت ما را کشیده است😭😭😭