یه لحظه جوری حس کار کردن گرفتم که کل خونه رو جمع کردم
تازه اگه بابام غر نمیزد جارو هم میکردم
من واقعا از کلاسمون بدم میاد.
هیچ جو دوستانهای توش نیست.
همه میخوان بقیه رو بپیچونن.
هرکی از در میره بیرون بقیه باهم پشتش حرف میزنن.
هیچکس حاضر نیست جوابتُ درست بده.
کلا شاید چند نفر توشون آدم باشن.
کلبهٔ پیتار;
من واقعا از کلاسمون بدم میاد. هیچ جو دوستانهای توش نیست. همه میخوان بقیه رو بپیچونن. هرکی از در میر
بعد با اونی که پشت سرش حرف میزنن یجوری رفتار میکنن انگار دوستشونه✨
#ستا