در شب کوچک من؛
دلهره و ویرانیست
گوش کن
وزش ظلمت را میشنوی؟
من غریبانه به این خوشبختی می نگرم...
|فروغ فرخزاد|
چون به کام دل نشد،
دستی در آغوشت کنم
می روم تا در غبار غم فراموشت کنم
سر در آغوش پشیمانی گذارم تا تو را
ای امید آتشین،
با گریه خاموشت کنم
|فریدون مشیری|
من برای آن که چیزی از خود به تو بفهمانم ، جز چشم هایم چیزی ندارم...
|احمد شاملو|