هدایت شده از نبض کویر
🎥 موکب رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای شهر فرخی
@NABZEKAVIR
@SABATBAYAZEH
@LABINEWS
@IRAJNEWS
@EBRAHIMABADZIBA
@KHABARGOZARI_KHOOR
@SARZAMINAMCHAHMALEK
@VATANAMJAFARABAD
@KHABARNAEINKHOORBIYABANAK
@M_E_M_B_Farrokhi
@FARVI1396
@DIAMOND1414
@ORDIBZIBA
@PITARUN
هدایت شده از نبض کویر
🎥 راهپیمایی باشکوه لشکر صاحب الزمان (عج) شهر فرخی
@NABZEKAVIR
@SABATBAYAZEH
@LABINEWS
@IRAJNEWS
@EBRAHIMABADZIBA
@KHABARGOZARI_KHOOR
@SARZAMINAMCHAHMALEK
@VATANAMJAFARABAD
@KHABARNAEINKHOORBIYABANAK
@M_E_M_B_Farrokhi
@FARVI1396
@DIAMOND1414
@ORDIBZIBA
@PITARUN
هدایت شده از نبض کویر
🎥 راهپیمایی باشکوه لشکر صاحب الزمان (عج) شهر فرخی
@NABZEKAVIR
@SABATBAYAZEH
@LABINEWS
@IRAJNEWS
@EBRAHIMABADZIBA
@KHABARGOZARI_KHOOR
@SARZAMINAMCHAHMALEK
@VATANAMJAFARABAD
@KHABARNAEINKHOORBIYABANAK
@M_E_M_B_Farrokhi
@FARVI1396
@DIAMOND1414
@ORDIBZIBA
@PITARUN
هدایت شده از نبض کویر
🎥 راهپیمایی باشکوه مردم ولایتمدار و انقلابی چاهملک
@NABZEKAVIR
@SABATBAYAZEH
@LABINEWS
@IRAJNEWS
@EBRAHIMABADZIBA
@KHABARGOZARI_KHOOR
@SARZAMINAMCHAHMALEK
@VATANAMJAFARABAD
@KHABARNAEINKHOORBIYABANAK
@M_E_M_B_Farrokhi
@FARVI1396
@DIAMOND1414
@ORDIBZIBA
@PITARUN
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مهم این است، که با دو حریف در دو میدان می جنگیم
یک حریف دشمنمهاجم است و حریف دیگر خائنینی که تن به نوکری متجاوز دادند
ای کاش فقط با دشمن اصلی روبرو بودیم...
برای دنبال کردن مطالب و مشارکت:
@reza_vahab
@baharrrr313
#خاطره_های_خوروبیابانک
#آیین_های_فراموش_شده
#گذرگاه_خاطرات
🆔📌با ما همراه باشید 👇
🇮🇷🌴@pitarun🌴🇮🇷
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این شعر چقدر حالمون رو خوب میکنه ..🌹
#اِنَّ_مَعی_رَبی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🇮🇷
برای دنبال کردن مطالب و مشارکت:
@reza_vahab
@baharrrr313
#خاطره_های_خوروبیابانک
#آیین_های_فراموش_شده
#گذرگاه_خاطرات
🆔📌با ما همراه باشید 👇
🇮🇷🌴@pitarun🌴🇮🇷
15.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍ضرب المثل یزدی خیلی قشنگه نگاه کنید ولذت ببرید
#حکایت_قدیمی
پسر فقیری که از راه فروش خرت و پرت هزینه تحصیل خود را به دست میآورد، روزی دچار تنگدستی و گرسنگی شد. او فقط یک سکه ناقابل در جیب داشت. در حالی که گرسنگی سخت به او فشار میآورد تصمیم گرفت از کسی تقاضای کمی غذا کند. در خانهای را زد. دختر جوان زیبایی در را به روی او گشود. دستپاچه شد و به جای غذا یک لیوان آب خواست. دختر جوان احساس کرد که او بسیار گرسنه است. برایش یک لیوان شیر بسیار بزرگ آورد. پسرک شیر را سر کشیده و آهسته گفت: «چقدر باید به شما بپردازم؟»
دختر جوان گفت: «هیچ. مادرمان به ما یاد داده در قبال کار نیکی که برای دیگران انجام میدهیم چیزی دریافت نکنیم.»
پسرک در مقابل گفت: «از صمیم قلب از شما تشکر می کنم.»
پسرک که «هاروراد کلی» نام داشت پس از ترک خانه نه تنها از نظر جسمی خود را قویتر حس میکرد بلکه ایمانش به خداوند و انسانهای نیکوکار نیز بیشتر شد. تا پیش از این او آماده شده بود دست از تحصیل بکشد.
سالها بعد زن جوانی به بیماری مهلکی گرفتار شد. پزشکان از درمان وی عاجز شدند. او به شهر بزرگتری انتقال یافت. دکتر هاروارد کلی در مورد مشاوره وضعیت این زن فرا خوانده شد.
وقتی او نام شهری را که زن جوان از آن آمده بود شنید برق عجیبی در چشمهایش نمایان شد. او بلافاصله بیمار را شناخت. مصمم به اتاقش بازگشت و با خود عهد بست هر چه در توان دارد برای نجات زندگی او بکار گیرد. مبارزه آنها با بیماری بعد از کشمکش طولانی به پیروزی رسید.
روز ترخیص بیماری فرا رسید. زن با ترس و لرز صورت حساب را گشود. او اطمینان داشت باید تا آخر عمر برای پرداخت صورت حساب کار کند. نگاهی به صورت حساب انداخت. جملهای به چشمش خورد:
همه مخارج بیمارستان قبلاً با یک لیوان شیر پرداخت شده است !
برای دنبال کردن مطالب و مشارکت:
@reza_vahab
@baharrrr313
#خاطره_های_خوروبیابانک
#آیین_های_فراموش_شده
#گذرگاه_خاطرات
🆔📌با ما همراه باشید 👇
🇮🇷🌴@pitarun🌴🇮🇷