📢 نسل جدید رسانه شهرستان با اخبار لحظه ای و بدون سانسور
💥 اگر دنبال یه رسانه پویا و بهروز برای اطلاعرسانی هستید، که همه جا حضور داشته باشه و اخبار را لحظه ای و بدون سانسور و فراجناحی واستون پوشش بده، پیشنهاد میکنیم حتما ی سر به نبض کویر بزنید
🌴 نبض کویر صدای مردم شریف شهرستان #خوروبیابانک است.
🔹 پوشش کامل اخبار شهرستان خوروبیابانک، منطقه، ایران و جهان
🔹 پیگیری مطالبات مردمی،
🔹 اطلاعیهها، مناسبتها و رویدادهای مهم و تبلیغات رایگان
🔹 پخش زنده مسابقات و مراسمات مهم شهرستان
🔹 پرونده های ویژه جهت معرفی شهرستان
🔹 بسته های خبری (خلاصه اخبار)
🔹 قرعه کشی های میلیونی و...
در نبض کویر شما صاحب صدایی و ما صدای شما رو و مطالبه شما رو رسانه ای و پیگیری خواهیم کرد
✍ نبض کویر مرجع اخبار مهم جامع و موثق منطقه
🌴 به کانال نبض کویر بپیوندید👇
🆔 @NABZEKAVIR
🆔 @NABZEKAVIR
#لطفا_به_دوستان_خود_اطلاع_دهید
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نیایش شبانه با حضرت عـشـــق🤲
خـــــــــدای مـــــهــــربــــــانــــــم⭐️
در این شب های زیبا برای دوستانم🤲
همراهی آرزو میکنم از جنـسِ خـودت⭐️
نـــزدیـکـــــــ , بــخشنـده , بـی مــنـــت🤲
در همه ی لحظات یار و یاورشان باش⭐️
دعا ڪنیم امشب تـــا خــــدا دلـمان را🤲
پر از آرامش ڪنــه , آرامــــشے ڪـــه⭐️
امید رومهمون زندگـــیــمون کـــنــــه🤲
امیدے با طعم اجابت دعاهایــمــان🌙
شبتون در پناه خداوند مهربانیها🤲
برای دنبال کردن مطالب و مشارکت:
@reza_vahab
@baharrrr313
#خاطره_های_خوروبیابانک
#آیین_های_فراموش_شده
#گذرگاه_خاطرات
🆔📌با ما همراه باشید 👇
🇮🇷🌴@pitarun🌴🇮🇷
هدایت شده از خبرگزاری خوروبیابانک
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهادت ششمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت امام جعفرصادق(ع) تسلیت باد
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸☘🌸☘🌸☘🌸
📚⚖️ #ماجرایِ «زنجیرِ عدلِ» انوشیروان ساسانی ⚖️
✅ #انوشیروان پادشاهی بود که نمیخواست هیچ ستمی در کشورش پنهان بماند. او دستور داد زنجیری طولانی از کاخ تا بیرونِ در بکشند و سرِ آن زنجیر را به «زنگولههایی» بستند.
📍 #قانونِ طلایی:
هر کس که به او ظلمی میشد و قاضیها حقش را نمیدادند، لازم نبود از هفتخوانِ رستم بگذرد؛ فقط کافی بود طناب را بکشد تا صدایِ زنگولهها مستقیماً در تالارِ پادشاه بپیچد!
📍 #صدایِ عجیبِ زنگوله بعد از سالها:
سالها گذشت و کسی زنجیر را نکشید، چون همه از ترسِ پادشاه عدالت را رعایت میکردند. ناگهان روزی صدایِ لرزانِ زنگوله بلند شد! 🔔
سربازان دویدند تا شاکی را بیاورند، اما با صحنهی عجیبی روبرو شدند:
«یک الاغِ پیر و لاغر، گردنش را به زنجیر میمالید تا خارشِ بدنش آرام شود!»
📍 #حکمِ تاریخیِ شاه:
انوشیروان دستور داد صاحبِ الاغ را پیدا کنند. مشخص شد صاحبش سالها از حیوان کار کشیده و حالا که پیر شده، او را در بیابان رها کرده تا از گرسنگی بمیرد.
انوشیروان فریاد زد: «این حیوان هم به عدلِ ما پناه آورده!»
صاحبِ الاغ را مجازات کرد و او را موظف کرد تا پایانِ عمرِ آن حیوان، بهترین کاه و جو را به او بدهد.
---
✨ #نتیجهیِ آتشین:
وقتی پادشاهی حتی برایِ «حقوقِ یک حیوان» زنجیرِ عدل میجنباند، وای به حالِ کسانی که حقِ آدمیان را ضایع کنند!
---
☘🌸☘🌸
✅ #راه و رسم عاشقی
🐑 حکایتِ «موسی(ع) و شبان»؛ فراتر از کلمات 🐑
روزی حضرت موسی در راه به چوپانی رسید که با سوز و گداز با خدا راز و نیاز میکرد. شبان میگفت:
«کجایی تا شوم من چاکرت؟
چارقت دوزم، کنم شانه سرت؟
جامهات شویم، شپشهایت کُشم!
شیر پیشت آورم، ای محتشم!» 🥛❤️
موسی (ع) برآشفت و گفت: «ای مرد! این چه کفر است؟ خدا که جسم نیست که نیاز به شانه و شیر داشته باشد! دهانت را ببند که بوی کفر میدهی!»
چوپان دلشکسته شد، یقه دراند و به بیابان گریخت. همان لحظه وحی از لبانِ پروردگار به موسی رسید:
«وحی آمد سویِ موسی از خدا:
بندهٔ ما را زِ ما کردی جدا؟
تو برایِ وصل کردن آمدی،
یا برایِ فصل کردن آمدی؟» ⛈️✨
خداوند فرمود: ما به زبان و کلماتِ بنده نگاه نمیکنیم، ما به «سوزِ دل» او نگاه میکنیم:
«ما برون را ننگریم و قال را،
ما درون را بنگریم و حال را!» ❤️🔥
---
✨ #نتیجهیِ منطقی:
رابطهیِ هر انسان با خدا، رنگ و بویِ خاصِ خودش را دارد. دینداری فقط رعایتِ احکامِ ظاهر نیست؛ مهم آن است که با چه «دلی» با معبود سخن میگوییم.
---
هدایت شده از نبض کویر
13.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عملیات احیای مارمولک😂🤣
ز حق توفیق خدمت خواستم دل گفت پنهانی
چه توفیقی از آن بهتر که خلقی را بخندانی 😁😁😁
دختر کوچکی هرروز پیاده به
مدرسه می رفت وبرمی گشت.
آن روزصبح هوا رو به وخامت
گذاشت وتوفان ورعدوبرق شدیدی درگرفت.
مادرکودک نگران شده بود که مبادا
دخترش از توفان بترسد، به همین جهت تصمیم گرفت با اتومبیل خود به
دنبال دخترش برود.
در وسط های راه، ناگهان چشمش به
دخترش افتاد که با هر رعد و برقی
می ایستد به آسمان نگاه
کرده ولبخند می زند!!!
زمانی که مادر از او پرسید چه کارمی کنی؟ دخترک پاسخ داد:
من سعی می کنم صورتم قشنگ به نظر بیاد،چون خدا داره از من عکس می گیره...!!!
در هنگام رویارویی با توفان های
زندگی، لبخند را فراموش نکنید!
خداوند به تماشا نشسته است.
#حکایت_قدیمی
درویشی با شاگرد خود دو روز بود که در خانه گرسنه بودند. شاگرد شبی زاری کرد و درویش گفت: «صبور باش، فردا خداوند غذای چربی روزی ما خواهد کرد.» فردا صبح به مسجد رفتند. بازرگانی دیدند که در کاسههایی عسل و بادام ریخته و به درویشهای مسجد میداد. به هر یک از آنها هم کاسهای داد. درویش از بازرگان پرسید: «این هدیهها برای چیست؟»
بازرگان گفت: «هفت روز پیش مالالتجاره عظیم و پرسودی از هندوستان در دریا میآوردم. به ناگاه طوفان عظیمی برخواست و ترسیدم. بادبانها کم بود بشکند و خودم با ثروتم طعمه ماهیهای دریا شویم. دست به دعا برداشته از خدا خواستم باد را فرو نشاند تا من به سلامت به ساحل برسم و صد درویش را غذایی شاهانه بدهم. دعای من مستجاب شد و باد خاموش شد و این نذرِ آن روز طوفانی است.
درویش رو به شاگرد خود کرد و گفت: «ای پسر! یقین کن خداوند اگر بخواهد شکم من و تو را سیر کند، طوفانی چنین میفرستد بعد فرو مینشاند تا ما را شکم سیر کند. بدان دست او روزی رساندن سخت نیست.»