افقها همه در پیش چشمش تیره شد و پارههای آن شب سیاهی که سر در دنبال هم روی آوردند – و پدرش در آخرین روزهای عمر، از آن خبر میداد – سر رسیدهاند. فردا چه خواهد شد؟ ثمره تلاشهای بسیار پدر، در این سرد بادهای سیاست و مصلحت که وزیدن گرفته است چه میشود؟ آینده این امت جوان، سرنوشت توده مردمی که همواره قربانی سیاستها و خانوادهها و طبقات و تبعیضها بودهاند به دست چه کسانی خواهد افتاد؟ بوی اشرافیت و قومیت باز برخاسته است بیعت، به جای وصایت؟ چگونه رای قبیله اوس و خزرج که به رئیسشان رای میدهند و رای قریش که به شیخشان، میتواند بر رای پیغمبر فائق آید؟ چگونه این مردمی که در سقیفه بر سعد اجماع میکنند و با یک جمله ابوبکر، برمیگردند و بر او اجماع میکنند، رشد و آگاهییی دارند که پیغمبر را از دخالت در سرنوشت سیاسیشان بینیاز سازد؟ تازه اینها مردم شهر پیغمبرند و در کنار او و با او زیستهاند و جهاد کردهاند و از او اسلام آموختهاند و آنها ابوبکر و عمرند؛ فردا که اسلام از مدینه بیرون رفت و این نسل گذشت، آنگاه این بیعت چه سرنوشتی را برای رهبری مردم خواهند ساخت؟ چه کسانی رای خواهند داد؟ چه کسانی انتخاب خواهند شد؟
#فاطمه_فاطمه_است
#فاطمیه
#بریده_کتاب
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد_دلتنگ_شهادت
https://eitaa.com/piyroo