تشریف تو بر حدوث کاری است جلی
آنسان که به کائنات تشریف علی
از قوس صعود غبغبت دانستم
کرده است نزول حق به طفلی بغلی
هدایت شده از پلی لیست الم
مهوشِ نقش بازِ شورانگیز
پادشاهِ بلادِ عاشق خیز
با تغافل مَکُش چنینم زار
بلکه میکُش مرا به عشوهی ریز
پای کش لااقل به پوزه سگ
ننوازم به دست و کن پرهیز
یا که پامال ذوالجناحم کن
یا ز یالِ عقاب* حلق آویز
اسیر قزوینی
*عقاب: نام مرکب جناب شاهزاده علی اکبر علیه السلام