eitaa logo
powerpointsiyasi
4.3هزار دنبال‌کننده
161 عکس
66 ویدیو
197 فایل
پاورپوینت سیاسی
مشاهده در ایتا
دانلود
مباحث مطروحه در دوره کارگاه طرح ملی اعتلا دانشگاه آزاد اسلامی
«پیشرفت» غیر از «توسعه» است تعریفی که رهبر انقلاب برای پیشرفت ارائه می‌کنند، با مفهومی غیر از واژه «توسعه» است. رهبر انقلاب نسخه‌های پیشرفت غربی را برای ساخت تمدن نوین اسلامی کارآمد نمی‌دانند و حتی فراتر از این معتقدند: «نسخه‌های پیشرفت و نسخه‌های غربی و بیگانه، بعضا حتی خائنانه است.» از این رو رهبر انقلاب واژه «پیشرفت» را در نظام بیانات و راهبری خود جایگزین «توسعه» کرده‌اند: «کلمه‌ «پیشرفت» را ما با دقت انتخاب کردیم؛ تعمدا نخواستیم کلمه «توسعه» را به کار ببریم. علت این است که کلمه توسعه، یک بار ارزشی و معنایی دارد؛ التزاماتی با خودش همراه دارد که احیانا ما با آن التزامات همراه نیستیم، موافق نیستیم. ما نمی‌خواهیم یک اصطلاح جاافتاده متعارف جهانی را که معنای خاصی را از آن می‌فهمند، بیاوریم داخل مجموعه کار خودمان بکنیم.» توسعه و پیشرفت در نگاه رهبر انقلاب هر یک چه مختصاتی دارند و چه وجوه اشتراک و تمایزی می‌توان برای آنها یافت؟ الف) نگرش تفاوت در جهان‌بینی تفاوت اساسی «پیشرفت» مدنظر رهبر انقلاب با الگوی رایج توسعه غربی، در نگرش کلی به جهان و حیات است. جهان‌بینی در هر تفکر مولفه‌های مهمی چون «هستی‌شناسی»، «خداشناسی» و «انسان‌شناسی» دارد که شیوه نگاه به هریک از مولفه‌ها، آن را از جهان‌بینی دیگر متمایز می‌کند. وجه برجسته جهان‌بینی غربی که الگوی توسعه ذیل آن تعریف می‌شود، «اومانیستی» بودن آن است. به این معنی که میان مولفه‌های فوق ، "انسان" محور خلقت قرار گرفته است و هیچ‌چیز فراتر از انسان و خواست او وجود ندارد. طبیعی است که چنین نگرشی به شیوه زندگی و هدف‌گزینی در راستای پیشبرد اهداف کلان جهت‌دهی می‌نماید. در مقابل، جهان‌بینی در الگوی پیشرفت «توحیدی» بوده و خداوند محور، خالق و هدایت‌کننده جهان انگاشته می‌شود که همه موجودات بایستی خود را در مسیر خدمت به این وجود مقدس قرار دهند. لذا مشخص است نوع نگاه به جهان در الگوی «توسعه» و «پیشرفت» کاملا متمایز است. رهبر انقلاب در تبیین ضعف الگوهای توسعه از نظر پایه و مبنا این چنین می‌فرمایند: «الگوهای رایج توسعه، از لحاظ مبانی، غلط و بر پایه اومانیسم و اصول غیرالهی هستند و از لحاظ آثار و نتایج نیز نتوانسته‌اند وعده‌هایی را که داده بودند، محقق کنند». تفاوت در ایدئولوژی ایدئولوژی در واقع گرایش و مرامی است که اعتقاد داریم به وسیله آن می‌توان خود را به جهان بینی مدنظر نزدیک کرد. در واقع ایدئولوژی نسبت به جهان‌بینی جنبه‌ای عینی‌تر داشته و روشمند است. ایمان به یک مرام و روش، که بر مبنای آن بتوان شاخص‌های پیشبرد جامعه را بنا نهاد، مساله‌ای طبیعی است و هر تمدنی خواهان ارتقا باشد، گریزی از آن ندارد. رهبر انقلاب می‌فرمایند: «بدون ایمان، پیشرفت در این بخش‌ها امکان‌پذیر نیست؛ کار درست انجام نمی‌گیرد. حالا آن چیزی که به آن ایمان داریم، می‌تواند لیبرالیسم باشد، می‌تواند کاپیتالیسم باشد، می‌تواند کمونیسم باشد، می‌تواند فاشیسم باشد، می‌تواند هم توحید ناب باشد؛ بالاخره به یک چیزی باید ایمان داشت، اعتقاد داشت، به دنبال این ایمان و اعتقاد پیش رفت. مساله ایمان، مهم است. ایمان به یک اصل، ایمان به یک لنگرگاه اصلی اعتقاد؛ یک چنین ایمانی باید وجود داشته باشد». و در جای دیگر اشاره می‌کنند: «‌هیچ‌ملتی که داعیه تمدن‌سازی دارد، بدون ایدئولوژی نمی‌تواند حرکت کند و تا امروز حرکت نکرده است. هیچ ملتی بدون دارا بودن یک فکر و یک ایدئولوژی و یک مکتب نمی‌تواند تمدن‌سازی کند. همین‌هایی که امروز شما ملاحظه می‌کنید در دنیا تمدن مادی را به وجود آورده‌اند، اینها با ایدئولوژی وارد شدند؛ صریح هم گفتند؛ گفتند ما به کمونیستیم، گفتند ما به کاپیتالیستیم، گفتند ما به اقتصاد سرمایه‌داری اعتقاد داریم؛ مطرح کردند، به آن اعتقاد ورزیدند، دنبالش کار کردند؛ البته زحماتی هم متحمل شدند، هزینه‌ای هم بر دوش آنها گذاشته شد. بدون داشتن یک مکتب، بدون داشتن یک فکر و یک ایمان، و بدون تلاش برای آن و پرداختن هزینه‌های آن، تمدن‌سازی امکان ندارد».
الگوهای توسعه اومانیستی غربی تا چند ده سال پیش، حول ایدئولوژی‌های متفاوت و بعضا متعارضی می‌گشتند که «کمونیسم»، «لیبرالیسم»، «فاشیسم» و... برخی از آنهاست. لکن در سال‌های اخیر و با فروپاشی نظام‌های فاشیستی و کمونیستی، تقریبا می‌توان «لیبرالیسم» را به‌عنوان ایدئولوژی متحد در الگوی توسعه غرب به حساب آورد. این ایدئولوژی که مفهوم کلیدی آن «اباحی‌گری» بوده و برخی به اشتباه آن را «آزادی» ترجمه کرده‌اند؛ وجود هرگونه ضوابط و قید و بند در یک جامعه توسعه یافته را برنمی‌تابد و اعتقاد دارد، جامعه‌ای به مرز توسعه می‌رسد که یک فرد در آن آزاد باشد تا هر سخنی را دلش خواست بگوید و هر فعلی را که دلش خواست انجام دهد و تنها مرز این رفتار اباحه‌گرانه، تعارض نداشتن خواست فرد با حقوق دیگر انسان هاست. اما اساسا در الگوی پیشرفت، چنین شاخصی وجود ندارد و از قضا «بندگی» از مهم‌ترین مفاهیم اسلامی است که نشان می‌دهد در مرام اسلام، چارچوب و محدودیت امیال انسان و رجحان خواست خداوند بر خواست انسان مساله‌ای قابل توجه است. رهبر انقلاب این هندسه فکری را برای ساخت تمدن مردود شمرده و می‌فرمایند: «هم در زمینه‌های اقتصادی، هم در زمینه‌های اخلاقی، هم در زمینه‌های سیاسی. همان چیزی که به آن افتخار می‌کردند به‌عنوان لیبرال دموکراسی، امروز مورد انتقاد است؛ پس این هم نقشه پیشرفت نیست». در عوض الگوی پیشرفت مطلوب، بر محور تفکر پویای «شیعی» استوار است که در آن تمسک به «ولایت» به منزله سوار شدن بر کشتی‌ای است که دارای کشتی‌بانی راه‌آشناست و با فهم صحیح از جهان‌بینی توحیدی و ایدئولوژی شیعی، می‌تواند جامعه را به سرمنزل پیشرفت برساند. رهبر معظم انقلاب در ضرورت ولایت‌محوری در الگوی پیشرفت می‌فرمایند: «حکومتی که رشحه‌ای از ولایت معنوی در آن نباشد، اگر جذابیتی هم داشته باشد، جز لعابی از دروغ و فریب و تزویر نیست... این [نظام ولایی]، بسیار پیشرفته‌تر و معنادارتر و ریشه‌دارتر از چیزی است که امروز در لیبرال دموکراسی غربی وجود دارد؛ این از افتخارات ماست؛ این را باید حفظ کرد». ب) نظامات تفاوت در نظام فرهنگی الگوی توسعه غربی، مدل فرهنگی خاصی برای مدیریت جوامع پیشنهاد نمی‌کند و از آنجا که خواست انسان (همان‌طور که بیان شد) محور قرار می‌گیرد، هر فرد مختار است طبق امیال خود سبک زندگی و الگوی فرهنگی پیرامون خود را بسازد. از این منظر می‌توان الگوی توسعه غربی را فاقد هویت و پیوست فرهنگی دانست، حال آن از دیدگاه رهبر انقلاب، پیشرفت کشور بدون حفظ یک «هویت» منسجم و مهندسی شده فاقد ارزش خواهد بود: «صنعتی شدن، فراصنعتی شدن، پیشرفت علمی، پیشرفت خدماتی و پیشرفت‌های بهداشتی و درمانی، باید به‌عنوان شاخص‌های پیشرفت باشد؛ اما اساس اینها باید حفظ هویت ملی باشد. اگر یک کشوری همه اینها را داشت، اما از لحاظ ملی، یک کشور بی‌هویتی بود، فرهنگش وابسته به دیگران بود، از گذشته و تاریخ خود هیچ بهره‌ای نداشت و نبرده بود، یا اگر گذشته‌ای داشت، آن گذشته را از چشمش دور نگه داشتند یا آن را در نظرش تحقیر کردند، این کشور مطلقا پیشرفت نخواهد کرد؛ زیرا هویت ملی، اساس هر پیشرفتی است». از همین رو رهبر معظم انقلاب بُن‌مایه‌‌های فرهنگ اسلامی را معین کردند و معتقدند پیشرفت صرفا در سایه توجه به این اصول ممکن است: «اسلام بُن‌مایه‌های یک چنین فرهنگی را برای ما معین کرده است. بُن‌مایه‌های این فرهنگ عبارت است از خردورزی، اخلاق، حقوق؛ اینها را اسلام در اختیار ما قرار داده است. اگر ما به این مقولات به‌طور جدی نپردازیم، پیشرفت اسلامی تحقق پیدا نخواهد کرد و تمدن نوین اسلامی شکل نخواهد گرفت.» تاکید رهبری بر ضرورت «مهندسی فرهنگی» در جامعه نیز از همین دیدگاه نشأت می‌گیرد. علاوه‌بر هویت شیعی که بخش مهم نظام فرهنگی ما را شکل می‌دهد، ایشان بر هویت ملی ایرانیان نیز در ساخت نظام فرهنگی تاکید ویژه‌ای دارند و معتقدند مسیر توسعه با کمرنگ کردن هویت ملی، در واقع جامعه را از پیشرفت وا می‌دارد: «هویت ملی را سلب کردن و مدل بازی به جای مدل سازی پیشرفت نیست. ما وابسته شدن و غربی شدن را پیشرفت نمی‌دانیم».
تفاوت در نظام اقتصادی یکی دیگر از منشاهای تفاوت در نگاه «توسعه‌محور» و «پیشرفت‌محور»، تفاوت در نظام اقتصادی است. در الگوی توسعه غربی در مدل رایج کنونی سرمایه‌دار و سرمایه‌داری به‌عنوان رکن اصلی به حساب می‌آیند و نظام اقتصادی کاپیتالیستی، به پرستش و تقدیس سرمایه روی می‌آورد. این نگاه مخالف دیدگاه رهبری است و ایشان معتقدند: «پیشرفت و تحولی که در خدمت یک طبقه خاص - طبقه سرمایه‌دار- باشد، که امروز در کشورهای غربی اینطور است، مورد نظر ما نیست. ثروت این کشورهایی که زیاد است، یعنی درآمد عمومی‌شان زیاد است - به تعبیر رایج، درآمد ناخالص ملی - چگونه توزیع می‌شود؟ به هر کس چقدر و در مقابل چه مقدار کار می‌رسد؟ معمولا اینها را نگفته می‌گذارند.» در مقابل، دیدگاه رهبری به مدلی مردمی از اقتصاد اشاره دارد که باید به‌عنوان مبنای الگوی پیشرفت قرار گیرد. مدلی که نه سرمایه‌دارمحور است و نه دولت محور بلکه عموم مردم از یک سو پیشران آن هستند و از سوی دیگر دولت ناظر بر آن است. اما نه شبیه الگوهای توسعه کمونیستی و سوسیال، به از بین بردن‌ انگیزه سرمایه‌گذاران و تقبیح آنان می‌پردازد و نه دولت را به‌عنوان قوه قاهره بر اقتصاد مسلط می‌سازد. تفاوت در نظام سیاسی سومین رکن در نظام سازی، برساختن نظام سیاسی است. به عقیده رهبر انقلاب، ما پس از پیروزی انقلاب و با شعار «نه شرقی و نه غربی» الگوهای سیاسی غربی و شرقی از جمله لیبرال دموکراسی را که به عقیده برخی صاحب نظران غربی آخرین تئوری پیشنهادی غرب برای حکومت است را رد کرده و در فرآیند نظام‌سازی، به مدل «جمهوری اسلامی» رسیده‌ایم که علاوه‌بر دینی بودن، پایه مردمی خود را حفظ می‌کند. تشریح تفاوت دو مدل حکومتی فرصتی مجزا و مفصل می‌طلبد. پ) دیدگاه‌های کلیدی معمولا هر نظام بر ساخته از یک الگوی توسعه، مولفه‌های کلیدی دارد که در برخی یا همه آنها با الگوی دیگر تفاوت و تمایز وجود دارد. شاید بتوان مهم‌ترین این مولفه‌ها را نوع نگاه به «آزادی»، «عدالت» و «استقلال» دانست. تفاوت در نگاه به عدالت رهبر انقلاب در حالی عدالت را به‌عنوان شاخصه کلیدی الگوی پیشرفت در نظر می‌گیرند: «ما اگر بخواهیم پیشرفت کنیم، در درجه اول، یکی از شاخص‌های مهم، عدالت است.» که در الگوهای توسعه غربی، عدالت مساله فرعی است و این مساله که در فرآیند توسعه، امکان بی‌عدالتی نیز وجود دارد، مساله توجیه شده و حل شده الگوی توسعه غربی است. حال آنکه در نظر رهبری، تقدم عدالت بر پیشرفت موضوعیت دارد و ایشان معتقدند: «مساله عدالت، بسیار مهم است. یکی از ارکان اصلی این الگو [الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت] باید حتما مساله عدالت باشد. اصلا عدالت معیار حق و باطل حکومت‌هاست. یعنی در اسلام اگر چنانچه شاخص عدالت وجود نداشت، حقانیت و مشروعیت زیر سوال است». تفاوت در نگاه به استقلال نظریه‌پردازان توسعه خصوصا در بسیاری از جوامعی که از منظر غرب «در حال توسعه» خوانده می‌شوند، بر این نکته اصرار دارند که جهان مدرن و توسعه در جهان امروز، مانند گذشته نیازمند «استقلال خواهی» نیست و در کشور ما نیز افرادی هستند که در حال تئوریزه کردن این مساله‌اند و می‌کوشند موضوعیت «استقلال» را در جهان کنونی و با توجه به نیازمندی ملت‌ها به یکدیگر زیر سوال ببرند و عباراتی چون «دهکده جهانی» و «سیاست درهای باز» را به معنی هضم شدن موجودیت و هویت جامعه در سیستم و نظام جهانی پذیرفته‌اند. در نظام فکری رهبر انقلاب این مساله حربه‌ای تلقی می‌شود که نه‌تنها به پیشرفت منتهی نمی‌شود بلکه کشورهای توسعه‌یافته برای فریب کشورهای دیگر به کار می‌برند تا سایرین را به خود وابسته کنند: «اینها شروع کردند بازتولید همان فرهنگ وابستگی، منتها با یک ادبیات شیک و رنگ‌آمیزی‌شده و قالب‌بندی‌شده و بسته‌بندی‌شده به اسم‌های دیگر: جهانی شدن، وارد شدن در خانواده جهانی.» لذا رهبر انقلاب برخلاف الگوی توسعه‌ای که غربی‌ها پیشنهاد می‌کنند و در آن استقلال را کم‌اهمیت جلوه می‌دهند صراحتا معتقدند: «وابسته کردن اقتصاد... پیشرفت نیست و ما این را پیشرفت نمی‌دانیم». تفاوت در نگاه به آزادی درخصوص آزادی نیز این تمایز دیدگاه وجود دارد و در بحث پیرامون تفاوت ایدئولوژی توضیح داده شد که الگوی توسعه غربی به دنبال آزادی به معنای «اباحه‌گری» است، اما از نگاه الگوی پیشرفت اسلامی، آزادی در حدود خواست خداوند تعریف می‌شود و از آنجا که اراده خداوند بر آزادی روح انسان‌ها از بند دنیاگرایی و حرکت آزادانه در مسیر تعالی است، می‌توان از آن تعبیر به آزادی معنوی کرد.
ت)نتایج و دستاوردها رفاه مادی و ثروت اندوزی شخصی، مهم‌ترین دستاورد و نتیجه الگوی توسعه غربی است و این الگو هدفی بیش از این هم ندارد. هر چند طبق این الگو، همگان نیز نخواهند توانست به آن سطح رفاه دست یابند اما نهایتا همه این تلاش‌ها اولا در راستای به سود و لذت رسیدن بیشتر هر فرد برای خودش و ثانیا محدود به لذات دنیوی است؛ لذا در جامعه توسعه‌یافته نمی‌توان افراد را تشویق به مسئولیت‌پذیری در قبال دیگران کرد، چراکه منافع دیگران در بسیاری از موارد با منافع فرد در تضاد است و منفعت و لذت هرکس برای خودش اولویت دارد. در حالی که نگاه پیشرفت محور، مسئولیت هر فرد در قبال دیگران را حتی مهم‌تر از مسئولیت فرد در قبال خود می‌داند. رهبر انقلاب در این زمینه می‌فرمایند: «همه افراد جامعه نسبت به همدیگر احساس مسئولیت کنند: «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته»؛ همه شما راعی هستید؛ یعنی رعایت‌کننده. همه شما مسئول از رعیت‌تان هستید؛ یعنی آن کسی که مورد رعایت شما باید قرار بگیرد. آن تحولی که در پیوندها و نظامات اجتماعی به یک چنین حقایقی منتهی بشود، آن پیشرفت است؛ پیشرفت مورد نظر اسلام و جمهوری اسلامی، این است. پیشرفتی که بر فردمحوری و اباحه لذاتی که انسان به‌طور مطلق دوست می‌دارد، مبتنی باشد، پیشرفت نیست. دنیای صنعتی غرب امروز بر این پایه استوار است: اباحه لذات». و نهایت اینکه الگوی پیشرفت به سمت و سوی تعالی جامعه را سوق می‌دهد که در آن هم سعادت دنیوی لحاظ شده است و هم به آخرت به‌عنوان غایت اصلی انسان‌ها و سعادت‌مندی آنان در دنیای جاوید توجه شده است: «پیشرفت در عبودیت و تقرب به خدای متعال؛ یعنی جنبه معنوی، جنبه الهی؛ این هم جزء پیشرفتی است که در اسلام هست و در انقلاب ما هدف نهایی ماست: تقرب به خدا. هم دنیا در این پیشرفتی که مورد نظر است، ملحوظ شده است، هم آخرت». وجوه اشتراک توسعه و پیشرفت علاوه‌بر تفاوت‌های یادشده، باید اذعان داشت در برخی مصادیق و مفاهیم اشتراکاتی نیز بین «الگوی توسعه» و «مدل پیشرفت»در نظام فکری رهبر وجود دارد و خود رهبری نیز به آن اشاره می‌کنند و آنها را می‌پذیرند. ایشان در این خصوص می‌فرمایند: «تعریف‌هایی برای پیشرفت و کشور پیشرفته در دنیا معمول است؛ ما اغلب اینها را قبول داریم و رد نمی‌کنیم؛ مثلا صنعتی شدن و فرا صنعتی شدن کشور؛ اینها دلیل پیشرفت است. خودکفایی؛ کشور در مسائل حیاتی و اساسی باید خودکفا باشد. نه اینکه از دیگران به کلی بی‌نیاز باشد، نه؛ اما اگر به کسی یا کشوری، در چیزی احتیاج دارد، طوری روابطش را تنظیم کند که اگر خواست آن را به دست آورد، دچار مشکل نشود؛ او هم چیزی داشته باشد که مورد نیاز آن کشور است؛ خودکفایی یعنی این. وفور تولیدات، وفور صادرات، افزایش بهره‌وری، ارتقای سطح سواد، ارتقای سطح معلومات عمومی مردم، ارتقای خدمات شهروندی، خدمت دادن به شهروندان، رشد نرخ عمر متوسط - به قول تعبیرات اخیر، امید به زندگی - اینها جزء نشانه‌های پیشرفت است و درست است. کاهش مرگ‌ومیر کودکان، ریشه‌کنی بیماری‌های گوناگون در کشور، رشد ارتباطات و امثال اینها، شاخص‌هایی است که در دنیا برای یک کشور پیشرفته ذکر می‌کنند و ما این شاخص‌ها را رد نمی‌کنیم و قبول داریم.» اما در عین حال ایشان به این نکته توجه می‌دهند که لابه‌لای همین شاخص‌ها، مسائل مرتبط با نگرش فرهنگی و جهان‌بینی غربی گنجانده شده است که غفلت از آن باعث وابسته شدن کشور خواهد شد: «توجه داشته باشید این شاخص‌ها را وقتی که به ما تحویل می‌دهند - به ما که تشکیل‌دهنده این شاخص‌ها نیستیم - در لابه‌لای آن، چیزهایی است که دیگر آنها جزء شاخص‌های پیشرفت و توسعه نیست؛ چیزهایی را به میان می‌آورند که این صادر کردن فرهنگ مخالف با هویت و شخصیت ملی و میل برای وابسته کردن کشورهاست». منابع: 1- بیانات در دیدار دانشگاهیان سمنان 1385/08/18 2- دیدار اعضای شورای عالی «مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت» با رهبر انقلاب ۰۶/۰۲/۱۳۹۵ 3- بیانات در دیدار جوانان استان خراسان شمالی ۲۳/۰۷/۱۳۹۱ 4-الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی ۱۴/۰۲/۱۳۸۷ 5-بیانات‌ در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه‌های شیراز 6- بیانات در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی ۱۰/۰۹/۱۳۸۹ 7- بیانات در مراسم شانزدهمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌ا...)۱۴/۰۳/۱۳۸۴
پس از ارسال لایحه برنامه هفتم توسعه توسط رئیس جمهور به مجلس شورای اسلامی و انتشار آن در فضای رسانه‌ای کشور، انتقاد‌های فراوانی نسبت به مفاد این برنامه مطرح می‌شود. به نظرم یکی از انتقادها هم می تواند انتقاد به عنوان این برنامه باشد . یعنی استفاده از کلمه توسعه به جای کلمه پیشرفت
مقام معظم رهبری فرمودند : توافق بدون دست خوردن ساختارهای هسته ای ایران ایرادی ندارد. این سخنان حضرت آقا اشاره ای می باشد به گفتگوهای پنهانی که دیگر بر کسی پنهان نیست. احیای برجام به صورت چراغ خاموش موضوعی است که به نظر می رسد چراغش د ر حال روشن شدن است . برخی معتقدند اصلا چنین چیزی ممکن نیست. در تحلیل سیاسی و پیش بینی مسائل و پیشامدها آنچه اهمیت دارد توجه به داده های موجود و کنار هم چیدن قطعات پازل و تجزیه و تحلیل آن داده ها است. پرهیز از علایق شخصی و بر اساس احساسات نظر دادن از شرایط یک تحلیل نزدیک به واقع است. اگر از نظر ایران ، " توافق برجام ، معادل جام زهر بود و به چیزی جز خیانت حاصل نشده است" بود طبیعتا باید پس از خروج آمریکا از برجام و پس از گذشت مدتی برای اثبات وفاداری خود به پیمان، فرصت را غنیمت دانسته و از این توافق خارج می¬شد. اما امروز با وجود گذشت دو سال از پایان دولت غربگرا و استقرار دولت انقلابی پیگیر اجرای بی کم و کاست توافق برجام هستیم. باور نگارنده این سطور این است که از نظر مقام معظم رهبری اصل توافق برجام با وجود ایراداتی هم که دارد قابلیت تامین منافع ایران را دارد . ایراد حضرت ایشان به نحوه اجرای برجام بود نه اصل برجام. پیش بینی اجرایی شدن مفاد برجام براساس معادله قدرت است نه براساس اصل انصاف و نه براساس ضعف ایران در مقابل غرب. یعنی غرب اگر برجام را اجرا نکند باید بنشیند و دست روی دست بگذارد و شاهد پیشرفت های روزافزون ایران در توانمندی های هسته ای باشد. آمریکایی ها در مذاکرات با ایرانی ها برگه کم آورده اند و از اسرائیلی ها خواسته اند که سر و صدا کنند تا در مذاکرات با ایرانی ها آنها را تهدید کنند که اگر با آمریکایی ها توافق نکنند آنها افسار اسرائیل را ول می کنند و ممکن است اسرائیل بیاید و آنها را گاز بگیرد. اینکه تصور کنیم آمریکایی ها بدون اطلاع به اسرائیلیها و هماهنگی با آنها مذاکرات و یا گفتگوهایی را با ایرانی ها انجام می دهند هم تصوری ساده لوحانه بیش نیست. دولت فعلی آمریکا مملو از یهودیانی هست که خود را وابسته به اسرائیل می دانند و در کنار آنها سیاستمدارانی مانند رئیس جمهوری آمریکا افتخار می کند که یک صهیونیست است. همه این هیاهویی که اسرائیلی ها راه انداخته بودند و ارسال ناو هواپیما بر و اعلان تصمیم بر پخش کردن یکصد پهپاد در خلیج فارس و ارسال زیردریایی هسته ای و رصد آن توسط ایرانی ها و... همه اش چانه زنی های میدانی بود که برای دیپلماسی نیاز بود و نیاز است. این نشانی های مذکور در فوق موجب می شود ساده ترین تحلیلگر هم بتواند متوجه شود که روند بازگشت به برجام آغاز شده است. طرف های مقابل وقتی می آیند و قدمی بردارند که در فشار باشند، و بس. امروز دیپلماسی و میدان با هم هماهنگ شده اند و سیاست خارجی ایران مبتنی بر سه اصل عزت ، حکمت و مصلحت پیشتاز شده است. اینکه ما فقط به غنی سازی اورانیوم در سطح 3.67 درصد و مقدار 300 کیلوگرم اکتفا کنیم مبادا خاطر کشورهای غربی مکدر شود، بزرگترین اشتباهی می باشد که می توانیم انجام دهیم. طرف مقابل باید متوجه شود که اگر به تعهدات خود عمل نکند ایرانی ها جسارت دارند که دست به هر کاری بزنند و او مجبور است در مقابل ایران به تعهدات خود عمل کند و یا به شکلی در مقابل ایران کوتاه بیاید. ایرانی ها هم کاملا این جریان را متوجه شده اند و علیرغم همه فشارهایی که بر علیه ایرانی ها اعمال شده و می شود شروع کردند تنش را افزایش دادن تا طرف مقابل متوجه شود نمی تواند با ایران توافقی را امضا کند و آن را اجرا نکند و بعد با قلدری هر کاری دلش می خواهد انجام دهد، این کارش تاوان دارد. امروزه هم به نظر می آید شطرنج بازان سیاسی ایرانی به خوبی نشان دادند که در شطرنج سیاست استاد هستند و می توانند طرف مقابل را در زاویه قرار دهند. تماس تلفنی آقای مکرون با آقای رئیسی نشانی از استیصال غرب برای به زانو درآوردن ایران است. همین شخص فردی است که چند ماه پیش حدود 15 دقیقه با مخالفین جمهوری اسلامی ایران ملاقات داشت و به آنها قول داده بود که تا سرنگونی نظام در کنار آنها باشد و حالا تماس گرفته اظهار پشیمانی کند.
مقام معظم رهبری : جهاد تبیین را صحیح و درست انجام دهید. 1️⃣ جهاد تبیین را درست تعریف کنید: از نگاه رهبر معظم انقلاب، جِهاد تَبیین به معنای روشنگری جهادی از روی کار علمی و تحقیقی، به‌منظور مقابله‌ با دشمن و وسوسه‌‌های او دانسته شده است. نخستین‌بار، این اصطلاح را رهبر معظم انقلاب در اردیبهشت‌ سال ۱۳۹۵شمسی به‌کار بردند و در آذر سال ۱۴۰۰ شمسی به بازآفرینی و تأکید مکرر بر آن تا امروز پرداخته‌اند. از نظر ایشان، این اصطلاح از وصیت‌نامه امام علی علیه السلام به حَسَنین علیهما السلام گرفته شده است و شیوه بسیاری از اهل بیت(ع) در جهاد، جهاد تبیین بوده است؛ ایشان جهاد تبیین را «فریضه قطعی و فوری و عینی» می‌دانند. محقق شدن جهاد تبیین، آثاری مانند «جلوگیری از تحریف»، «حفظ پشتوانه اجتماعی» و «از بین رفتن مشکلات» دارد. ایشان اصطلاحِ «جهاد روایت»، «حرکت تبیین»، «ترویج» و «روشنگری» را هم‌سو با اصطلاح «جهاد تبیین» می‌دانند. 2️⃣ از نظر رهبر معظم انقلاب، تبیین در چه موضوعاتی باید انجام بگیرد؟ 🔸 دستاوردها و کارآمدی نظام ▫️ظرفیت‌های داخلی کشور 🔸 دشمن شناسی و استکبار ستیزی ▫️ تاریخ معاصر و دوران مشروطه 🔸 خطر نفوذ ▫️ نظریه اصیل مقاومت 🔸 سبک زندگی اسلامی 🔸حفظ وحدت ▫️ حقوق اسلامی زن 🔸خانواده و فرزندآوری ▫️حجاب 🔸وجدان کاری و انضباط اجتماعی ▫️جایگاه معلّم در تربیت 🔸ایثارگری در دفاع مقدّس ▫️تبیین سیره شهدا 🔸گرامیداشت ایّام‌الله ▫️مردم‌سالاری دینی 🔸آرمانهای انقلاب اسلامی ایران ▫️ارزش کار و کارگر 🔸کارآمدی حاکمیت دین