یوهان فریدریش شیلر، یکی از بزرگترین شاعران و ادیبان آلمانیه، مثل گوته.
اینجا از اسم این شاعر الهام گرفتم تا بنویسم یه هنرمند چقدر میتونه زندگیخودشو غرق هنر، عشق و علاقه ی واقعیش بکنه، که واقعا قصد خرید یه انگشتر زمرد برای ترز رو داشته باشه، درحالی که ترز یه عشق خیالی شیلر در اشعارشه(اینجاهاش ساخته ی ذهن خودمه)
نکته ش همین بود.
ولفگانگآمادئوس موتسارت و جریان قاصد مرگکه انقدر بهش اعتقاد داشت که سر نوشتن رکوئیمجون خودشو از دست داد،
یوهان ولفگانگ فون گوته که پنجاه و اندی سال از عمرشو گذاشت پاینوشتن فاوست،
ونگوگ و نقاشی هایی که باهاشون زندگیکرد اما بیش از هفتاد سال بعد به ارزش واقعی شونرسیدن..
و همچنان هنرمندا با هنرشون زندگیمیکنن،
درد میکشن،
لذتمیبرن،
از دنیا می رن،
و درنهایت با هنرشون نیز به خاطر آورده میشن.