eitaa logo
موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی
596 دنبال‌کننده
385 عکس
4 ویدیو
0 فایل
مؤسسه‌ای با هدف پاسخ به پرسش‌هایی درباره علل و زمینه‌های انقلاب اسلامی، بازخوانی زوایای پنهان تاریخ و روایتی متکی بر اسناد تاریخی 🌐 www.psri.ir شناسه بله، ایتا و تلگرام: 🆔 @psri_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🗓️ زمینه‌سازی اقتصادی آمریکا برای کودتا علیه مصدق 🔹در ۱۰ شهریور ۱۳۳۲، تنها دوازده روز پس از سرنگونی دولت دکتر محمد مصدق، لوئی هندرسن، سفیر آمریکا در تهران، آمادگی واشنگتن برای پرداخت ۲۳ میلیون و ۴۰۰ هزار دلار در چارچوب برنامه «اصل چهار» به دولت فضل‌الله زاهدی را اعلام کرد. این اقدام سریع، در تضاد آشکار با رفتار آمریکا در برابر درخواست‌های مکرر مصدق برای دریافت وام و کمک مالی بود. برنامه اصل چهار که در ظاهر برای کمک فنی و توسعه‌ای طراحی شده بود، در عمل به ابزاری برای نفوذ سیاسی، مهار کمونیسم و ایجاد دولت‌های همسو با غرب تبدیل شد. 🔸دکتر محمد مصدق در دوران نخست‌وزیری، در پی بحران مالی ناشی از ملی‌شدن صنعت نفت و تحریم‌های بریتانیا، بارها از آمریکا درخواست کمک کرد. او در پاییز ۱۳۳۰ خواستار وامی ۱۲۰ تا ۱۵۰ میلیون دلاری شد، در تابستان ۱۳۳۱ بر ضرورت فوری دریافت ۳۰ میلیون دلار تأکید کرد و در خرداد ۱۳۳۲ نیز بار دیگر از آیزنهاور درخواست وام کرد. با این حال، پاسخ واشنگتن منفی یا مشروط بود و کمک‌ها به حل اختلاف نفتی با بریتانیا گره خورد. حتی برخی کمک‌های موجود نیز به‌دلیل نپذیرفتن تعهدات موردنظر آمریکا، با تعلیق و فشار همراه شد. 🔹تنها چند روز پس از کودتا، رویکرد آمریکا به‌طور آشکاری تغییر کرد. در ۱۰ شهریور ۱۳۳۲، هندرسن پرداخت ۲۳ میلیون و ۴۰۰ هزار دلار از محل اصل چهار را به دولت زاهدی اعلام کرد و چهار روز بعد، آیزنهاور با اعطای ۴۵ میلیون دلار کمک بلاعوض اضطراری موافقت کرد. متن کامل را اینجا بخوانید. 🔗 ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: 🆔 @psri_ir
🗓 شکست وسوسه با ۳۰ هزار سکه‌ طلا 🔸شهادت رهبر مبارزین تنگستانی در ۱۲ شهریور ۱۲۹۴، تبدیل به نقطه خیزش مجددی در مبارزات ضداستعماری ایران شد. 🔹 اسفند ۱۲۹۳ بود که ناوهای جنگی بریتانیا به سوی بوشهر و دلوار اعزام شدند. در ۱۷ مرداد ۱۲۹۴، بوشهر به اشغال انگلیسی‌ها درآمد. حمله آنان به خانه حاج علی تنگستانی، کدخدای ریشهر، خشم مردم را به اوج رساند؛ غارت خانه، اسارت حاج علی و کشتن بستگانش، علمای منطقه را به اعلان جهاد واداشت. 🔸رئیس‌علی دلواری پس از دریافت حکم جهاد، قرآن را خواست و سوگند یاد کرد که تا آخرین قطره خون در برابر متجاوزان خواهد ایستاد. مبارزان تنگستانی بارها به مواضع انگلیسی‌ها شبیخون زدند. در نبرد دلوار، حدود ۸۰ نفر از نیروهای انگلیسی تلفات دادند و سواره‌نظام آنان عقب نشست. 🔹انگلیسی‌ها برای توقف قیام، ۴۰ هزار پوند به رئیس‌علی پیشنهاد کردند، با تبدیل آن به ارزش امروز، این مبلغ تقریبا معادل ۳۰ هزار سکه بهار آزادی بوده است. پاسخ او صریح بود: چگونه در شرایطی که استقلال ایران در خطر است، بی‌طرف بمانم؟ تهدید به تخریب خانه‌هایش را نیز با پاسخ کوبنده مواجه شد: خانه ما کوه است و تخریب آن خارج از توان امپراتوری بریتانیاست. 🔸پس از ماه‌ها نبرد، رئیس‌علی در ۱۲ شهریور به شهادت رسید. هزاران نفر مسیر گورک تا دلوار را پیاده طی کردند تا در مراسم تشییع او شرکت کنند. مقاومت جنوب، نماد دفاع از استقلال ایران شد و نام دلوار و تنگستان را با یکی از مهم‌ترین رویارویی‌های مردم جنوب با نیروهای انگلیسی گره زد. متن کامل این روایت را اینجا بخوانید. 🔗 ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: 🆔 @psri_ir
🗓 نفوذ تا اتاق دادستان کل انقلاب 🔸۱۴ شهریور ۱۳۶۰، انفجار در ساختمان دادستانی کل انقلاب، آیت‌الله علی قدوسی را به شهادت رساند. او که از بنیانگذاران مدرسه حقانی و از چهره‌های شاخص دستگاه قضایی بود، در پیامی که امام خمینی پس از شهادتش صادر کردند، چنین توصیف شد: «شهیدی عزیز که سالیان دراز در خدمت اسلام بود... این جانب سالیان طولانی از نزدیک با او سابقه داشتم، و آن بزرگوار را به تقوا و حسن عمل و استقامت و مقاومت و تعهد در راه هدف می‌شناختم.» 🔹یکی از عوامل نفوذی سازمان منافقین (مجاهدین خلق) به نام محمود فخارزاده کرمانی، با پوشش ظاهری و جلب اعتماد، به دادستانی انقلاب راه یافت. او در سال‌های پس از انقلاب در یکی از شرکت‌های پوششی سازمان به نام «شرکت عماد کوئل» فعالیت داشت و پس از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در ۷ تیر ۱۳۶۰، این شرکت متروکه شد. فخارزاده در جریان گشت در اطراف خوابگاه دستگیر شد و آیت‌الله قدوسی با او گفت‌وگو کرد و با رویکردی اصلاحی، برای او در دادستانی شغلی در نظر گرفت. اما فخارزاده در واقع از عناصر نفوذی سازمان بود و در تشکیلات نفوذ، تحت مسئولیت محمدجواد نقاشان فعالیت می‌کرد. 🔸محمدجواد نقاشان، متولد ۱۳۳۶ در قوچان، پیش از انقلاب از فعالان انجمن حجتیه بود و در سال ۱۳۵۴ با سازمان مجاهدین خلق ارتباط پیدا کرد. او در سلسله‌مراتب بالاتر، با جعفر تهرانی، محمد معصومی، مهدی افتخاری و مهدی ابریشم‌چی ارتباط داشت. فخارزاده نیز در همین شبکه، حلقه‌ای از زنجیره نفوذ در دادستانی بود. متن کامل روایت را اینجا بخوانید. 🔗 ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: 🆔 @psri_ir
🗓 از فرماندهی ترور تا شاکی دادگاه استکهلم 🔸یکی از پروژه‌های آمریکایی برای معکوس‌نمایی چهره انقلاب اسلامی، مطرح کردن پرونده‌های سازمان منافقین در فضای رسانه‌ای به صورت معکوس بوده است. از آن جمله برگزاری ۹۲ جلسه دادگاه بود که برای تغییر چهره سازمان مجاهدین خلق از یک گروه تروریستی به قربانی مظلوم، انعکاس گسترده‌ای در رسانه‌ها داشت. بهانه، محاکمه کارمند یکی از زندان‌های کشور در پایتخت سوئد بود که هیچ اشتراکی با جرم ادعایی نداشت. 🔹یکی از شهود که روی او مانور زیادی داده شد، مهناز میمنت بود. او آنقدر در این سازمان تروریستی سابقه دارد که نامش در کنار چند عضو ارشد دیگر، به عنوان شاهد عقد مسعود و مریم رجوی درج شده است. در جلسه ۲۸ دادگاه، به‌جای حضور در استکهلم از آلبانی، محل استقرار فعلی سازمان به عنوان شاهد ادای شهادت کرد. او که از فرماندهان عملیات «فروغ جاویدان» علیه خاک ایران بود و به همین خاطر مدال «جاودانه فروغ‌ها» دریافت کرد، به عنوان «هم‌ردیف مسئول اول سازمان» در دادگاه حضور یافت. 🔸همسر مهناز میمنت، محمد معصومی، یکی از عناصر کلیدی سازمان بود. او پس از انقلاب در بخش ارتش و عملیات ویژه مشغول شد و از عناصر مهم نهاد اطلاعات سازمان گردید. معصومی در منزل مسکونی کشمیری در آریاشهر، حضور فعال داشت و با عناصری که امکان نفوذ داشتند، تماس گرفته و آنها را هدایت می‌کرد. 🌄شرح تصویر: مهناز میمنت به جای حضور در دادگاه استکهلم،‌ به صورت مجازی و از پشت تریبونی با لوگوی سازمان تروریستی حرف زد. متن کامل روایت را [اینجا] بخوانید. 🔗 ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: 🆔 @psri_ir
🗓چرا تهران ابوظبی را بر دبی ترجیح داد؟ 🔹در سال‌های پرالتهاب دهه پنجاه، بحران داخلی امارات، ایران را بر سر یک دوراهی قرار داد؛ حمایت از دبی، متحد دیرینه و وفادار خود، یا پشتیبانی از اتحاد امارات به محوریت ابوظبی. سیاست عملی تهران از همان ابتدا ترجیح اتحاد امارات بود. ایران برای تثبیت موقعیت شیخ زاید تلاش کرد و در بحران‌های بعدی نیز با حمایت‌های سیاسی و امنیتی کوشید مانع فروپاشی اتحادیه شود. دیدارهای مکرر مقامات امارات با شاه و ساواک نیز نشان می‌داد که تهران به‌تدریج در حل بحران، بیش از دبی به ابوظبی نزدیک شده است. 🔸در حالی که پشتیبانی از دبی آشکارا با منافع ملی ایران سازگارتر بود، شاه در کنار ابوظبی ایستاد. دبی متحد سنتی ایران بود و تقویت آن می‌توانست نفوذ و امنیت ایران در خلیج فارس را افزایش دهد؛ اما ابوظبی سیاستی یکنواخت در برابر ایران نداشت. با این حال، حفظ اتحاد امارات زیر مدیریت ابوظبی، خواسته آمریکا، جهان غرب و شرکت‌های بزرگ نفتی بود. ایران نیز در جایگاه «ژاندارم خلیج فارس» عملاً خود را موظف به تأمین این خواسته می‌دانست و همکاری شاه و ابوظبی زیر تأثیر مستقیم این اراده شکل گرفت. 🔹در تزاحم میان منافع ملی ایران و خواسته‌های غرب، دولت پهلوی پاسداری از منافع غرب را ترجیح داد. محمدرضا شاه که پیش‌تر برای دستیابی به مقام ژاندارمی خلیج فارس از حق حاکمیت تاریخی ایران بر بحرین گذشته بود، این بار نیز از پشتیبانی متحد دیرینه خود، دبی، چشم پوشید. متن کامل این روایت را اینجا بخوانید. 🔗 ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: 🆔 @psri_ir
🗒جهاد فکری مشترک مرحوم طالقانی و امام خامنه‌ای 🔹آیت‌الله طالقانی و آیت‌الله خامنه‌ای با وجود اختلاف سنی، اشتراکات فراوانی در مبارزه و تحکیم انقلاب داشتند. رهبر معظم انقلاب، طالقانی را فراتر از روشنفکر مذهبی یا مبارز صرف معرفی می‌کنند. یکی از مهم‌ترین ابعاد شخصیت او، جبهه‌گیری علیه انحرافات ایدئولوژیک، به‌ویژه مارکسیسم، در تعامل با آیت‌الله خامنه‌ای بود. 🔸در اواخر دهه ۱۳۴۰، جلسات «تدوین جهان‌بینی اسلام» با حضور نخبگانی مثل طالقانی، مطهری و شریعتی شکل گرفت. آیت‌الله خامنه‌ای جزوه‌ای مفصل درباره جهان‌بینی اسلام تهیه کرد که مورد تحسین مطهری قرار گرفت. محوریت «ضدیت با الحاد» در نوشته‌های ایشان، برخی را نگران کرد. این جلسات با حمله ساواک در ۱۳۵۰ متوقف و بخشی از دستاوردهایش از بین رفت. 🔹در دهه ۱۳۵۰، با تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین به مارکسیسم، طالقانی و علمای هم‌فکر فتوا بر جدایی مسلمانان از مارکسیست‌ها صادر کردند که خشم مجاهدین را برانگیخت. پس از انقلاب، طالقانی در خطبه‌های عید فطر و آخرین نماز جمعه، منافقین را افشا کرد. رهبر معظم انقلاب این خطبه‌ها را نماد شکست طرح مصادره طالقانی دانستند و ثمرهٔ آن تلاش‌ها را دگرگونی فکری پس از انقلاب برشمردند. متن کامل این روایت را در اینجا بخوانید. 🔗 ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: 🆔 @psri_ir
🗓 بازجویی جلال آل‌احمد برای غرب‌زدگی 🔸۲۳ خرداد ۱۳۴۳، اداره کل سوم ساواک طی نامه‌ای محرمانه به ساواک تهران، خواستار تحقیقات از جلال آل‌احمد، دبیر دبیرستان‌های پایتخت، درباره پنج فراز از کتاب «غرب‌زدگی» شد. ساواک به فرازهایی از کتاب ایراد گرفته بود که در آن‌ها از شیخ فضل‌الله نوری به عنوان مدافع مشروعه یاد شده، تقی‌زاده «آلت فعل» خوانده شده، و از حاکمیت قشون بر تمام قضایا و غارت اقتصادی غرب سخن رفته بود. 🔹آل‌احمد در ۸ تیر ۱۳۴۳ در پاسخ به این سؤالات تأکید کرد که «غرض اساسی از انتشار جزوه نامبرده این بوده است که شاید از این همه تظاهر به فرنگ و فرنگی خودداری شده باشد و کوشش‌ها نه در راه ظاهرسازی‌ها، بلکه در راه اصلاح اساس و بنیان امور صرف شده باشد.» 🔸آل‌احمد درباره فراز مربوط به تقی‌زاده گفت: «حضرت تقی‌زاده خودشان در مجلس سیزدهم اعتراف کردند که آلت فعل بوده‌اند. مراجعه بفرمایید به صورت جلسات مجلس.» درباره غارت اقتصادی غرب نیز به آمار صادرات و واردات مملکت ارجاع داد. کامل اسناد این بازجویی را اینجا ببینید. 🔗 ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: 🆔 @psri_ir
🗓چرا شیخ‌نشین‌های فقیر امارات دست‌به‌دامان ایران شدند؟ 🔹در دهه پنجاه خورشیدی، امیرنشین‌های فقیرتر امارات که خود را از دلارهای نفتی ابوظبی محروم می‌دیدند، برای رهایی از فقر و انزوا دست کمک به سوی تهران دراز کردند. عجمان یکی از همین شیخ‌نشین‌ها بود که ولیعهد آن در سفر به ایران، طرح‌های آبادانی امارتش را به شاه ارائه کرد و توانست کمک مالی بگیرد. شاه نیز دستور پرداخت ۳۲ میلیون دلار به عجمان را صادر کرد؛ کمک‌هایی که در عمران و بهبود وضع اقتصادی این امارت به کار گرفته شد. 🔸فجیره نیز وضع مشابهی داشت؛ امارتی فقیر و منزوی که از سیاست‌های دولت مرکزی امارات و شیخ زاید ناراضی بود و درآمد کافی برای توسعه نداشت. حاکم فجیره در دیدار با هویدا و نصیری، از کمبود امکانات و تقسیم ناعادلانه درآمد نفت میان امارت‌ها گفت و خواستار کمک ایران شد. دولت ایران هم اعلام کرد که به دستور شاه، در کشاورزی، معادن و شهرسازی فجیره کمک خواهد کرد. حتی قرار شد هیئتی از ایران برای بررسی طرح‌ها و هزینه‌های آنها به فجیره اعزام شود. 🔹حاکم فجیره صریحاً می‌گفت درآمد نفت میان امارت‌های فقیر عادلانه تقسیم نمی‌شود؛ ابوظبی ۱۲ میلیارد درهم بودجه داشت، اما برای هفت امارت دیگر فقط ۲ میلیارد درهم در نظر گرفته شده بود. در نگاه دولت شاهنشاهی، این کمک‌ها فقط مسئله اقتصادی نبود؛ مقابله با کمونیسم و جلوگیری از نفوذ نیروهای خارجی در منطقه هم مطرح بود. به همین دلیل شاه آمادگی داشت بخشی از ثروت ایران را برای کمک به همسایگان فقیر اختصاص دهد. شرح کامل روایت را اینجا بخوانید. 🔗 ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: 🆔 @psri_ir
🗓 کمیته پنهان سیا در قلب حزب ایران نوین 🔸۲۳ شهریور ۱۳۴۶، ساواک در گزارشی محرمانه از وجود کمیته‌ای پنهان در حزب ایران نوین خبر داد؛ کمیته‌ای که تحت هدایت سیا و مقامات آمریکایی فعالیت می‌کرد و در پشت پرده، تصمیمات و جهت‌گیری‌های حزب را پیش از طرح و اعلام رسمی، طراحی و بررسی می‌نمود. این گزارش، پرده از ساختاری دوگانه در یکی از مهم‌ترین احزاب سیاسی دوران پهلوی برداشت: سطحی رسمی که در اساسنامه دیده می‌شد و سطحی پنهان که بنا بر اسناد، در تصمیم‌سازی‌های کلان حزب نقش اصلی را داشت. 🔹ریشه‌های این نفوذ به تأسیس حزب بازمی‌گشت. حزب ایران نوین از دل «کانون مترقی» بیرون آمد؛ کانونی که محل تجمع تحصیل‌کردگان ایرانی در آمریکا بود و اعضای آن در واقع همان دست‌پروردگان «اصل چهارم ترومن» بودند که برای تأمین منافع آمریکا تربیت شده بودند. بر اساس گزارش‌های ساواک، «کیو»، دبیر اول سفارت آمریکا در تهران، و کلنل گراتیان یاتسویچ، رئیس سیا در تهران، در تأسیس کانون مترقی و حزب ایران نوین نقش برجسته‌ای داشته‌اند. بنابراین، ارتباط با آمریکا یک موضوع مقطعی نبود، بلکه روندی ادامه‌دار در فعالیت‌های حزب محسوب می‌شد. 🔸در گزارش دیگری از ساواک، ترکیب این کمیته پنهان مشخص شده است. بر اساس این گزارش، دکتر منوچهر کلالی، دکتر ناصر یگانه و دکتر محمدعلی رشتی سه عضو اصلی آن بودند و به عنوان «مغز متفکر سیاسی» حزب شناخته می‌شدند. این سه نفر پس از مرگ حسنعلی منصور، عملاً امور حزب را در اختیار گرفتند و حتی انتخاب عطاءالله خسروانی به دبیرکلی نیز مانع از اعمال نفوذ آنان نشد؛ زیرا خسروانی فاقد توانایی لازم برای سازماندهی تشکیلات حزب معرفی شده بود. 🔹 پیوند این کمیته با مقامات آمریکایی، بخش مهمی از این روایت را تشکیل می‌دهد. در یکی از گزارش‌ها آمده است که ارتباط با مقامات آمریکایی ابتدا از طریق همسر دکتر کلالی برقرار شده بود. همچنین از ارتباط برخی اعضای خانواده‌های سیاسی با کارکنان سفارت آمریکا و حضور آنان در محافل آمریکایی سخن گفته شده است. بر اساس گزارش‌ها، افرادی مانند منوچهر گودرزی، محمدعلی رشتی، قاسم رضایی، عبدالرضا انصاری و عطاءالله خسروانی، پس از خروج یاتسویچ از ایران نیز روابط خود را با سفارت آمریکا حفظ کردند. 🔸یکی از ادعاهای مهم درباره ارتباط حزب با آمریکا، مسئله انتقال اطلاعات بود. دکتر وفائی، عضو کمیته شهرستان‌های حزب، حزب ایران نوین را تشکیلاتی دانسته بود که در کنار اهداف سیاسی، برای جمع‌آوری اخبار نیز مورد استفاده قرار می‌گرفت. بر اساس این گزارش، افرادی در وزارتخانه‌های مختلف به جمع‌آوری اخبار سیاسی و اقتصادی مشغول بودند و اطلاعات جمع‌آوری‌شده در اختیار رهبران حزب قرار می‌گرفت و سپس به آمریکایی‌ها منتقل می‌شد. به این ترتیب، حزب نه فقط یک تشکیلات سیاسی، بلکه بخشی از یک شبکه اطلاعاتی نیز معرفی شده است. 🔸اگر مجموعه این گزارش‌ها در کنار یکدیگر قرار گیرند، مسئله اصلی دیگر صرفاً حمایت آمریکا از یک حزب سیاسی نخواهد بود. آنچه برجسته می‌شود، وجود نوعی شبکه نفوذ است که از مرحله شکل‌گیری حزب آغاز شده و تا ارتباط با رهبران، انتقال اطلاعات، رقابت‌های درونی، انتخابات و تعیین جهت‌گیری‌های سیاسی ادامه یافته است. در چنین تصویری، حزب ایران نوین تنها یک تشکل سیاسی داخلی نبود، بلکه ارتباط آن با محافل آمریکایی، بخشی از روند شکل‌گیری و فعالیت سیاسی‌اش را تشکیل می‌داد. مشروح ماجرا را اینجا بخوانید. 📷هما زاهدی، دختر نخست‌وزیر کودتا و امیرعباس هویدا در میتینگ حزب ایران نوین 🔗 ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: 🆔 @psri_ir
🗓️ محصول وارونه ساواک از پروژه تخریب امام خمینی 🔸امام خمینی در آخرین جلسه درس خود در مسجد شیخ انصاری نجف در تابستان ۱۳۵۰، سخنرانی مبسوطی علیه جشن‌های ۲۵۰۰ ساله ایراد کردند و ضمن آن، اساس نظام شاهنشاهی را مورد حمله قرار دادند. اداره کل سوم ساواک با آگاهی از محتوای این سخنرانی، به ساواک شهرستان‌ها دستور داد فعالان پخش نوار یا تهیه و توزیع متن آن را دستگیر کنند. 🔹گام نخست ساواک، تحریک روحانیونی بود که در دایره توصیفات گزنده امام می‌گنجیدند. رئیس ساواک قم از قول علمایی که به دیدارشان رفته بود، نوشت: «آیات و علما معتقدند که خمینی مردم عوام و طلاب را علیه آنان شورانده... نامبرده ضمن سازش با بعثی‌ها خود را در پناه آنان قرار داده و با این تحریکات در نظر دارد دیگران را به بلا گرفتار نماید.» ساواک درصدد بود با جا انداختن این اتهام که دست امام در دست حکومت بعثی عراق است، حیثیت ایشان را مخدوش نماید. 🔸نتیجه واژگونه‌ای که ساواک از کار خود گرفت، این بود: «جزوه سخنرانی خمینی در خراسان فراوان و آن‌قدر زیاد است که در کفش‌خانه‌ها هم پیدا می‌شود و در میان مردم پخش نموده‌اند و علناً به قیمت یکی دو تومان خرید و فروش شده است.» طرح ساواک بسیار خام و کال تهیه شده بود، به طوری که یکی از مقامات این سازمان ذیل این طرح یادآور شد: «روی مفاد گزارش به هیچ‌وجه نمی‌توان عملی انجام داد... به نظر می‌رسد این گزارش فرمالیته تهیه شده است.» شرح روایت و اسناد بیشتر را اینجا ببینید. 🔗 ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: 🆔 @psri_ir
🗓نفس‌کشیدن مطبوعات از رفتن رضاشاه 🔹۲۵ شهریور ۱۳۲۰، بیست‌ودو روز پس از اشغال ایران، رضاشاه ناچار شد از سلطنت کناره‌گیری کند و تاج‌وتخت را به پسر بیست‌ویک‌ساله‌اش، محمدرضا، بسپارد. ارتش رضاشاه در برابر حمله همزمان شوروی و بریتانیا ظرف شش روز فروپاشید و او، برخلاف برخوردش با مخالفان داخلی، در برابر اولتیماتوم متفقین چاره‌ای جز تسلیم ندید. محمدعلی فروغی، نخست‌وزیر، همان روز در مجلس استعفانامه او را خواند؛ رضاشاه در نامه‌ای، «ناتوانی» خود را دلیل کناره‌گیری اعلام کرد. 🔸کناره‌گیری رضاشاه فقط یک تغییر سلطنتی نبود. لوئیس دریفوس، وزیرمختار آمریکا در تهران، دو روز پس از استعفا گزارش کرد که واکنش مردم ایران، در مجموع، «آسودگی و مسرت» از رفتن یک حاکم مستبد بود. خیابان‌های تهران شاهد شادی مردم بود و روزنامه‌ها نیز پس از سال‌ها سانسور، زبان باز کردند. روزنامه «ایران» نوشت: «امروز آزاد شدیم» و از برداشته‌شدن دستبند، پابند و دهان‌بند سخن گفت. با این حال، باقی‌ماندن خاندان پهلوی بر تخت، سرخوردگی‌هایی نیز ایجاد کرد. 🔹بیست سال حکومت رضاشاه، مطبوعات را زیر سانسور و توقیف و فضای «رعب و وحشت» قرار داده بود. با سقوط او، فضای سیاسی نیمه‌باز شد و مطبوعات آزادی کم‌سابقه‌ای پیدا کردند. این آزادی، هرچند کوتاه‌مدت بود، ساختار سیاسی و مطبوعاتی کشور را دگرگون کرد؛ تمرکز قدرت شکست و روزنامه‌نگاران توانستند پس از سال‌ها سکوت اجباری، صدای خود را به گوش جامعه برسانند. واکنش مطبوعات ایران و جهان را از کناره‌گیری و تبعید رضاشاه اینجا بخوانید. 🔗 ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: 🆔 @psri_ir
🗓 اقتدار مؤثر ایران در جلوگیری از اشغال موذیانه ابوموسی 🔸۲۷ شهریور ۱۳۷۱، هاشمی رفسنجانی، رئیس‌جمهور وقت در نماز جمعه تهران از بازداشت اتباع مسلح کشورهای ثالث که قصد ورود غیرقانونی به ابوموسی را داشتند خبر داد و گفت یکی از آنان تبعه هلند است. این اظهارات در شرایطی مطرح شد که اختلاف بر سر ورود اتباع خارجی به جزیره، از مسئله‌ای اجرایی به موضوعی امنیتی و سیاسی تبدیل می‌شد. 🔹زمینه اختلاف به ترتیبات سال ۱۳۵۰ بازمی‌گشت که بر اساس آن، اگرچه ایران کنترل جزیره را در دست داشت، اما شارجه اجازه فعالیت در بخشی از آن داشت. شارجه با حمایت خارجی سعی به افزایش جمعیت و تصرف تدریجی داشت. 🔸در مرداد ۱۳۷۱، ابعاد اختلاف آشکارتر شد. گزارش‌ها از جلوگیری از ورود بیش از یکصد آموزگار شارجه‌ای همراه خانواده‌هایشان به ابوموسی حکایت داشت. از نگاه تهران، حضور گروه‌های بزرگ غیربومی در جزیره، با ملاحظات امنیتی ارتباط پیدا می‌کرد. چیزی شبیه الگویی که بعدها امارات با آن روش جزیره سقطری یمن را تصرف کرد. 🔹در ادامه مناقشه آمریکا در سال ۱۳۷۳ به سوگیری حمایت از امارات، حاکمیت ایران را نادیده گرفت و از حل‌وفصل اختلاف حمایت کرد و سال بعد همراه شورای همکاری خلیج فارس، ارجاع موضوع به دیوان بین‌المللی دادگستری را تأیید کرد. این در حالی بود که آمریکا و انگلیس پیش از انقلاب حاکمیت ایران را پذیرفته و از ادعای امارات حمایت نکرده بودند. اقدامی که با اقتدار نظامی و قدرت دیپلماسی ایران نتوانست به هدف خود برسد. شرح کامل روایت را اینجا بخوانید. 🔗 ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: 🆔 @psri_ir