میروی و نمیرود غم تو از دل
حق بده جای گریه دیده خون ببارد
رسم پرنده روی آسمان همین است
از پر و بال خود اثر نمیگذارد
گل به طریقه گلها ادامه دارد
بودنی چنین نبودنش چه سخت است
رفتی و تازه بودن تو جاودان شد
رسم تو مثل اسم تو میان عالم
مرز جدید بین مردم جهان شد
خواب قفس بدل به صبح آسمان شد
آرامشم از شانه ام پر میکشی پر میکشم
من بعد از تو تنهایی را در تنهایی سر میکشم
نم نم غم را در چشمانم در پشت این در میکشم
هر دردی درمان دارد و بی درمان شد درد فراق
از شب تیرگی مانده و میماند سر سبزی از باغ
یاد ماه ما روشن است حتی پشت ابر سیاه
رهرو وقتی هم شد شهید در پیش رو میماند راه
آرامشم از شانه ام پر میکشی پر میکشم
من بعد از تو تنهایی را در تنهایی سر میکشم
نم نم غم را در چشمانم در پشت این در میکشم
@qabhashtom