حقوق عمومی دانشگاه قم
اولین نشست مجازی علمی تخصصی انجمن علمی حقوق عمومی دانشگاه قم: 🟡"نهاد عدالتخانه در انقلاب مشروطه ا
#یادآوری
اولین نشست مجازی علمی تخصصی انجمن علمی حقوق عمومی دانشگاه قم با عنوان "نهاد عدالتخانه در انقلاب مشروطه ایران" تا دقایقی دیگر در گروه تلگرامی انجمن برگزار خواهد شد.
لینک ورود به گروه:
https://t.me/qompubliclawmeeting1399
▫️امکان ورود ثالث و اعتراض ثالث به آرای مراجع شبه قضایی
آقای علی سهرابلو
دانشجوی دکتری حقوق عمومی دانشگاه تهران
متصور شوید شخصی تخلف ساختمانی از نوع تجاوز به معبر عمومی یا اضافه بنا در ارتفاع (تراکم) مرتکب می شود. شهرداری موضوع را در کمیسیون ماده 100 مطرح می سازد. حال اشخاصی در این موضوع و رای صادره ذینفع هستند. برای نمونه همسایه فرد متخلف مسلما با عنایت به هردو تخلف فوق، ذینفع موضوع است. در عموم مقررات مربوط به مراجع شبه قضایی در خصوص ورود ثالث و اعتراض ثالث مقرراتی پیش بینی نشده است. حال پرسش این است که تکلیف چیست؟
نكته نخست، توجه به عدم امكان شاكي بودن شخص حقوق خصوصي در كميسيون ماده ١٠٠ است. شاكي در اين كميسيون همواره شهرداري است. شكايت شخص حقوق خصوصي در اين رابطه در دادگاه عمومي بايستي اقامه شود.
نکته دوم این است که اعتراض ثالث از طرق غیر معمول یا فوق العاده شکایت و ورود ثالث از دعاوي طاري نيازمند پيش بيني هستند. بنابراین وجود آنها منوط به تصریح قانونگذار است. بدون تصریح مقنن، نمی توان حکم به موضوعیت ورود یا اعتراض ثالث در مرجعی صادر نمود.
نکته سوم، مسلم بودن حق دادخواهی برای اشخاص در مطلق موارد است. حقی که در وجود آن شکلی نیست و نمی تواند مورد انکار قرار گیرد.
نکته چهارم اما این است که حق دادخواهی در طرق پیش بینی و مجاری مقرر در قانون تحقق می یابد. این مجاری و طرق نیز در وهله نخست معطوف به طرق معمولی است و طرق غیرمعمول یا فوق العاده صرفا در صورت تصریح مقنن موضوعیت می یابند.
حال در خصوص دو مثال فوق، حق دادخواهی همسایه متضرر از رای صادره از کمیسیون ماده 100 در خصوص تخلف همسایه متخلف، مسلم و قطعی است. وی بی شک می تواند نسبت به رای مزبور که او هیچ نقشی در آن نداشته است و حقوق وی را تضییع می نماید، شکایت نماید. اما از آنجایی که اعتراض و شکایت جز در صورت تصریح قانونگذار می بایست از مجاری معمول صورت پذیرد،
بنابراین:
همسایه متضرر حق شکایت از رای صادره کمیسیون ماده 100 در خصوص تخلف همسایه وی را دارد. اما نه در قالب ورود ثالث یا اعتراض ثالث. چرا که این مجاری و طرق شکایت از طرق غیرمعمولی شکایت هستند که در مانحن فیه در قانون پیش بینی نشده اند.
همچنين نكته مهمتر اينكه ورود ثالث مسئله صلاحيت كميسيون را مطرح مي سازد و در صورت ورود ثالث و اعتراض ثالث (اصلي) و طرفيت دو شخص حقوق خصوصي اين كميسيون صلاحيت رسيدگي ندارد.
شکایت از آرای کمیسیون كه با طرفيت شهرداري و شخص حقوق خصوصي صادر مي شود در دیوان صورت می پذیرد. شخص می تواند از رای صادره در خصوص تخلف همسایه وی در شعب دیوان شکایت نماید. (یکی از شرایط شاکی در دیوان ذینفع بودن است و البته هیات عمومی در آرای متعددی اشخاصی همچون همسایه یا مستاجر را ذینفع آرای صادره از کمیسیون ماده 100 دانسته است).
در واقع در صورت شخص حقوق خصوصي بودن شخص ثالث وارد يا معترض، نهاد ورود ثالث و اعتراض ثالث (اصلي) در مراجع شبه قضايي، به سبب منتفي شدن صلاحيت اين مراجع موضوعيت نخواهد داشت. اما در صورتي كه ثالث شخص حقوق عمومي باشد نهاد ورود و اعتراض ثالث موضوعيت خواهد داشت.
نكته نهايي آنكه اعتراض ثالث شامل اعتراض ثالث اصلي و طاري است. در قسم نخست، اعتراض در دادگاه صادركننده راي صورت مي پذيرد و در قسم ثاني، اعتراض به رايي صورت مي پذيرد كه سابقا در دادگاهي صادر شده و طرف دعوا اكنون در دادرسي بدان استناد مي نمايد. در قسم اخير دادگاهي ك راي در آن مورد استناد قرار گرفته به اعتراض رسيدگي مي نمايد مگر اينكه درجه آن از دادگاه صادر كننده راي معترض عنه پايينتر باشد.
در مانحن فيه هرچند كه اعتراض ثالث طاري متبادر به ذهن مي شود اما اين نهاد در آن صادق نيست. اعتراض ثالث مي بايست به طرفيت محكوم له و محكوم عليه اقامه شود، درحالي كه در مورد حاضر اعتراض به راي كميسيون و به طرفيت آن اقامه مي شود.
4_5812071584579455046.pdf
761.3K
گزارش تفریغ بودجه سال ۱۳۹۷ توسط رئیس کل دیوان محاسبات کشور در صحن علنی مجلس شورای اسلامی قرائت شد طبق اصل 55 قانون اساسی، دیوان محاسبات کل کشور موظف شده که به وضعیت هزینهکرد دستگاههایی که به هر نحوی از بودجه عمومی در قالب قوانین بودجههای سنواتی، مصوب مجلس شورای اسلامی، استفاده میکنند، رسیدگی کرده و از طرف دیگر، طبق آییننامه داخلی مجلس، گزارش آن را در قالب تفریغ بودجههای سنواتی، علاوه بر ارائه به نمایندگان، در جلسه علنی مجلس نیز قرائت کند.
158676340019220600.PDF
2.34M
رای هیات عمومی دیوان عدالت اداری مبنی بر عدم اعمال فوقالعاده ایثارگری موضوع بند ۲ ماده ۶۸ قانون مدیریت خدمات کشوری در حکم کارگزینی کارمندان بانک قبل از تاریخ اجرای "دستورالعملهای نحوه تطبیق حقوق و مزایای کارکنان بانکها و بیمههای دولتی با قانون مدیریت خدمات کشوری مصوب ۱۳۹۵"
@qompubliclaw
خلاصه گزارش تفریغ بودجه سال ۹۷
دکتر سیداحمد حبیب نژاد
گزارش #تفریغ_بودجه سال نود و هفت منتشر شد.مناسب است تا #ما_حقوق_عمومیها مرور اجمالی بر این گزارش داشته باشیم؛مهمترین نکات گزارش از نظر بنده به عنوان معلم #حقوق_مالی عبارتست از:
۱.گزارش تفریغ #نفت و #صندوق_توسعه_ملی بر اساس #مصوبات_سری شورای هماهنگی اقتصادی سران سه قوه منتشر نشده و تنها به ریاست مجلس داده شده است.
۲.دویست و چهل نفر از مدیران بیشتر از سقف تعیین شده #شورای_حقوق_و_دستمزد (حدود بیست و سه میلیون تومان) دریافت کرده اند که البته تا پنجاه و سه میلیون تومان هم در ماه دریافت کرده اند.
۳.شرکت های زیرمجموعه #شستا که الان زمزمه بورسی شدنش هم آمده است ،فهرست حقوق و مزایای مدیران خود را اعلام نکرده اند.
۴.فقط بیست و سه درصد از واگذاری سهام ها ،بنگاهها و اموال دولتی به #بخش_خصوصی_واقعی واگذار شده است.
۵.بیش از یازده هزار میلیارد تومان انحراف در واگذاریهایی اتفاق افتاده است که از طریق مذاکره یا #مزایده صورت گرفته است.
۶.شش شرکت به ارزش یکصد و سی ودومیلیارد تومان بر خلاف قانون به #مدیران شرکت های مزبور واگذار شده است.
۷.با #ارز_دولتی (چهارهزار و دویست تومانی) حدود ده هزار ردیف تامین اعتبار #ثبت_سفارش ،اصلا وارداتی صورت نگرفته است.
۸.با دومیلیارد و هفتصد و شش میلیون #دلار ارز به نرخ دولتی اقدام به #واردات_کالاهای_غیر_اساسی مثل #غذای_سگ و گربه و نخ دندان شده است.
۹. بانکهای دولتی مبلغ دوهزار و ششصد و پانزده میلیارد تومان از #فروش_اموال_مازاد خودشان را بر خلاف قانون به حساب #خزانه_داری_کل واریز ننموده اند.
۱۰.چهل و یک تبصره و بند #قانون_بودجه سال نود و هفت فاقد عملکرد می باشد.
.
۱۱.به خاطر عدم رعایت درست #قانون_نویسی برخی از احکام_بودجه اصلا اجرا نمیشود .
.
۱۲.ضرر و زیان شرکت های زیر مجموعه شرکت سرمایه گذاری #تامین_اجتماعی به دلیل ضعف کنترل های داخلی شرکت ها می باشد.
.
۱۳.دو هزار و پانصد و هشتاو چهار دستگاه اجرایی بر خلاف قانون #سانامه_حسابداری قیمت تمام شده را مستقر یا تکمیل ننمودند.
.
۱۴.بیست و پنج درصد دستگاههای اجرایی به طور کامل به #بودجه_ریزی_عملیاتی عمل ننموده اند.....
.
و در نهایت بندی از مقدمه #قانون_اساسی_مظلوم درذهنم می آید :
"نظام #بوروکراسی که زاییده و حاصل حاکمیت های طاغوتی است به شدت طردخواهد شد تا نظام اجرایی با #کارآیی بیشتر و سرعت فزون تر در اجرای #تعهدات_اداری به وجود آید"و در بند دهم اصل سوم آمده است: "ایجاد نظام_اداری صحیح و #حذف تشکیلات غیر ضرور "
در رثای "حقوق مالیه عمومی"
دکتر حامد نیکونهاد
گزارش بهت آور #دیوان_محاسبات کشور در مورد #تفریغ_بودجه ۱۳۹۷ در صحن علنی مجلس قرائت شد.
گزارش مرجع نظارت بر بودجه ای که با گذر از هفت خوان رستم با انواع ملاحظات تصویب و ابلاغ می شود، تخلفاتی تاثربرانگیز را گواهی می دهد.
این گزارش انواع واکنشها را در پی داشت عمدتا با رنگ و بوی سیاسی. جیغ بنفش سیاستمداران که جای تعجب ندارد.
اما ما حقوقی ها و #حقوق_عمومی_ها چه گفتیم؟ و چقدر گفتیم؟
آیا گزارش(اگرچه نصفه نیمه منتشرشده) مرجع تخصصی و انحصاری و مستقل صیانت از #بیت_المال در خصوص کیفیت دخل و خرج دولت در یک سال مالی، انقدر اهمیت و جذابیت ندارد تا اهالی حقوق و به ویژه #حقوق_عمومی را به تکاپو اندازد؟
اصلا مگر مجلس مصوبه ای مهمتر از بودجه سالانه دارد؟
قانون نوشته می شود تا اجرا شود تا اهداف مردم محقق شود؛ تکالیف قانونی هزینه بردار است؛ هزینه، منبع تامین می طلبد یعنی پیشبینی درآمد لازم است؛ میان هزینه ها و درآمدها توازن باید باشد لذا برنامه ریزی لازم است و این یعنی بودجه ریزی مهم است و این همه، در سند بودجه رخ می نماید با عدد و رقم و جزئیات تفصیلی.
مگر بودجه آیینه تمام نمای برنامه ریزی سالانه دولت نیست؟
مگر همه آمال و آرزوهای یک جامعه که در قوانین گوناگون در قالب هایی چون"دولت باید" و "دولت موظف است" منعکس می شود، با پیشبینی ردیف بودجه مشخص در این سند مالی حقوقی مدیرتی، جنبه عملیاتی و ملموس و قابل پیگیری به خود نمی گیرد؟
چرا دانشجویان و مخاطبان حقوقی مطالبه نمی کنند که حقوق خواندگان تریبون دار، حساسیت حداکثری و مطالبه گری نسبت به گزارش نحوه دخل و خرج دولت نشان دهند؟
چرا الزامات و قواعد حاکم بر نحوه درآمدزایی و هزینه کرد دولت، تا این حد مهجور و مغفول است؟ چرا قانون اصل ۵۲ هیچگاه نوشته نشده است؟
آیا گزارش تفریغ بودجه، آنگونه که اصل ۵۵ قانون اساسی گفته، "در دسترس عموم" است؟
آیا این گزارش مختصر، غامض و پر از اصطلاحات تخصصی و عبارت پردازی پیچیده، قابلیت زمینه سازی برای تحقق مقصد ذیل اصل ۵۵ یعنی نظارت عمومی را دارد؟
چند دانشجوی تحصیلات تکمیلی یا اساتید حقوقی و حقوق عمومی، ادبیات #حقوق_مالیه_عمومی و قواعد آن را می شناسند؟ چند نفر می توانند قلم بزنند؟
با مختصر فحصی در ادبیات حقوقی فارسی زبان موجود، پاسخ پرسش روشن است.
پ.ن: پاسخگو کردن واقعی زمامداران، از راه شفافیت مالی و کیفیت دخل و خرج اموال عمومی می گذرد.
@drhamednikoonahad
هدایت شده از حقوق عمومی دانشگاه قم
به مناسبت #روز_ارتش جمهوری اسلامی ایران
اصل یکصد و چهل و سوم
ارتش جمهوری اسلامی ایران پاسداری از استقلال و
تمامیت ارضی و نظام جمهوری اسلامی کشور را بر عهده دارد.
اصل یکصد و چهل وچهارم
ارتش جمهوری اسلامی ایران باید ارتشی اسلامی
باشد که ارتشی مکتبی و مردمی است و باید افرادی شایسته را به خدمت بپذیرد
که به اهداف انقلاب اسلامی مؤمن و در راه تحقق آن فداکار باشند.
@qompubliclaw
هدایت شده از حقوق عمومی دانشگاه قم
از مقدمه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
ارتش مكتبي
در تشكيل و تجهيز نيروهاي دفاعي كشور توجه بر آن است كه ايمان و مكتب، اساس و ضابطه باشد، بدين جهت ارتش جمهوري اسلامي و سپاه پاسداران انقلاب در انطباق با هدف فوق شكل داده ميشوند و نه تنها حفظ و حراست از مرزها بلكه بار رسالت مكتبي يعني جهاد در راه خدا و مبارزه در راه گسترش حاكميت قانون خدا در جهان را نيز عهدهدار خواهند بود
(و اعدوا لهم مااستطعتم من قوة و من رباط الخيل ترهبون به عدوالله وعدوكم و آخرين من دونهم)
@qompubliclaw
🖊گزارش تفریغ بودجه، اعتماد یا سلب اعتماد عمومی به نظام بودجه ای کشور
خانم شبنم اورنگی دانش آموخته کارشناسی ارشد حقوق عمومی دانشگاه قم
دیوان محاسبات کشور جزئی از قوه مقننه و بازوی نظارت مالی مجلس شورای اسلامی محسوب میشود که طبق اصل ۵۵ قانون اساسی موظف است به کلیه حسابهای وزارتخانه ها، موسسات، شرکتهای دولتی و سایر دستگاه هایی که به نحوی از بودجه کل کشور استفاده میکنند به ترتیب مقرر در قانون رسیدگی یا حسابرسی نماید. ماده ۱ قانون دیوان محاسبات کشور (مصوب ۱۳۶۱) تهیه و تدوین گزارش تفریغ بودجه را یک ابزار کنترل و نظارت مالی به منظور پاسداری از بیت المال و البته به عنوان هدف دیوان مقرر نموده است.
نظام حقوقی ایران در خصوص تعریف حقوقی «تفریغ بودجه» ساکت است اما میتوان آن را بررسی میزان تطبیق درآمدها و مخارج دولت بر طبق قانون بودجه یا به عبارتی فراغت از انجام امر بودجه تلقی کرد. به بیان دیگر، تفریغ بودجه یک نوع حسابرسی علمیات مالی دولت است؛ بدین ترتیب که با پایان یافتن اجرای قانون بودجه طی یک سال مالی، گزارشی تحت عنوان «گزارش تفریغ بودجه» توسط دیوان محاسبات کشور تهیه میشود که در آن درآمدها و هزینه های مقرر در بودجه کل کشور به صورت دقیق بررسی میشود.
رییس دیوان محاسبات کشور موظف است گزارش تفریغ بودجه را حداکثر تا پایان دیماه سال بعد تهیه و برای رسیدگی به مجلس ارائه دهد(بند ۱ ماده ۲۱۹ قانون آیین نامه داخلی مجلس). این گزارش نیازی به تصویب مجلس و تایید شورای نگهبان ندارد. بدین خاطر بعد از اتمام و پس از قرائت در صحن علنی مجلس(تبصره ۱ ماده ۲۱۹ قانون آیین نامه داخلی مجلس)به امضای هیات رییسه مجلس رسیده و به عنوان یک سند در مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی نگهداری و یک نسخه از آن به انتشار عمومی میرسد.
گزارش بودجه سال ۹۷ نشان داد که ممکن است در اجرای بودجه تخطی بسیاری پیش آید یا ممکن است مجلس با هماهنگی سیاسی که با دولت دارد از موارد تخلف بودجه ای چشم پوشی کند. از سوی دیگر، همانطور که قانون بودجه به تصویب مجلس و تایید شورای نگهبان میرسد به نظر می رسد لازم است گزارش تفریغ بودجه نیز به تصویب مجلس برسد تا علاوه بر اینکه تخطی و تخلف بودجه ای به حداقل برسد با منطق تصویب بودجه نیز سازگار شده و در نتیجه نظارت دیوان محاسبات بر اجرای بودجه به یک نظارت موثر بدل شود.
دسترسی عموم به این گزارش جهت تضمین نظارت دیوان محاسبات و اجرای قانون بودجه کافی نیست؛ چرا که گزارش موصوف از یک طرف در برنامهریزی اقتصادی کشور و هماهنگ ساختن دستگاه های قانونگذاری و اجرایی موثر بوده و از طرف دیگر موجب اعتماد یا سلب اعتماد عمومی به نظام بودجه ای و مالی و شفافیت سیاسی کشور میشود. لذا ضروری است تهیه این گزارش در پرتو قانون صورت پذیرد.
از سوی دیگر نظارت دیوان محاسبات در اصل ۵۵ قانون اساسی یک نظارت اختصاصی و از نوع مالی آنهم محدود به بودجه است (نظریه تفسیری شماره ۸۲/۳۰/۳۹۵۲ مورخ ۱۳۸۳/۵/۲۵ شورای نگهبان ذیل اصل ۵۵ ق ا) در حالی که مطابق با بند ۳ اصل ۱۵۶ و اصل ۱۷۴ قانون اساسی میتوان نظارت قوه قضاییه را شامل امور مربوط به بودجه نیز تلقی کرد. به نظر میرسد قوه قضاییه به استناد قانون اساسی برای حفظ حقوق عمومی و گسترش و اجرای عدالت اقتصادی (قسمتی از اصل ۶۱) صلاحیت نظارت و رسیدگی به تخلف بودجه ای را حتی بدون ارجاع دیوان محاسبات دارد. ضروری است این قوه در راستای وظایف مقرر در قانون اساسی با جدیت به گزارش تفریغ بودجه ۹۷ ورود کند.
متعذر و متعسر شدن اجرای رای صادره از مراجع شبه قضایی
آقای علی سهرابلو
دانشجوی دکتری حقوق عمومی دانشگاه تهران
یکی از موضوعات مهم در آئین دادرسی اداری همانند آئین دادرسی مدنی و کیفری، متعذر یا متعسر شدن اجرای رای صادره از مرجع صالح است. برای مثال فرد مرتکب تخلف اضافه بنای ساختمانی شده و کمیسیون ماده ١٠٠ حکم به تخریب اشافه بنا صادر کرده است. اما تخریب اضافه بنا منجر به تخریب کل ساختمان می شود.
حال پرسش این است که در صورت متعسر یا متعذر شدن اجرای رای صادره، حکم چیست؟
در وهله نخست، اصل لازم الاجرا بودن رای صادره از مرجع صالح ایجاب مینماید که آراء با قدرت اجرا شوند. تساهل در این زمینه موجب فساد در اجرای قانون میشود. بدین صورت که راه را برای گریز قانون گریزان از اجرای آرای صادره با ایجاد موانع هموار سازند.
از سوی دیگر، قائل بودن به اجرای مطلق و قطعی همه آرای صادره غیر واقع بینانه خواهد بود. چرا که آرایی هستند که در عمل و واقعیت توان اجرایی شدن ندارند. صدور چنین آرایی محتمل است و رویه قضایی شاهد بسیاری از آین آرا بوده است.
راهکار تعذر و تعسر در اجرای از دو حالت خارج نیست:
١- انتفای مجازات
٢- تبدیل و جایگزینی مجازات.
در مثال مطروح و در خصوص تخلفات ساختمانی مواجه با ضمانت اجراهای تخریب و جریمه هستیم. چنانچه که اجرای رای به جریمه ممتنع شود (که در عمل نادر است)، تبدیل رای به جریمه با تخریب به سبب لزوم تفسیر مضیق قوانینی که مجازات (حقوقی- کیفری- اداری) مقرر ساختهاند و تفسیر به نفع متهم صحیح نخواهد بود. اما به نظر تبدیل رای به تخریب با جریمه مانع چندانی نداشته باشد. در خصوص انتفای کلی مجازات نیز این راهکار صرفا در صورت وجود مجازات واحد و عدم امکان تبدیل و جایگزینی مجازات موضوعیت دارد.
قانون دیوان نیز به تاسی از رویکرد فوق، تعسر و تعذر در اجرای آرای صادره از این مرجع را پذیرفته و راهکار آن را بیان داشته است.
مطابق ماده 115 این قانون: «در مواردی که محکومٌ علیه در مقام اجرای احکام قطعی دیوان، به موانع قانونی استناد نماید و یا به جهتی امکان عملی اجرای حکم نباشد و این جهات به تشخیص دادرس اجرای احکام دیوان، موجه شناخته شود، از موارد اعاده دادرسی تلقی و پرونده به منظور رسیدگی به این جهات به شعبه صادرکننده رأی قطعی ارجاع میگردد. شعبه مزبور در صورت تأیید وجود مانع قانونی و یا عدم امکان اجرای حکم، رأی مقتضی به جبران خسارت و یا تعیین جایگزین محکومٌ به صادر مینماید...».
نکته نخست اینکه ممکن است این تردید مطرح شود که این ماده صرفا در خصوص آرای صادره از شعب دیوان است و آرای صادره از امثال کمیسیون ماده 100 را شامل نمیشود. در این خصوص لازم به ذکر است که آرای مراجع شبه قضایی مثل کمیسیون ماده 100 در دیوان قابل شکایت هستند و هنگامی که شعبه دیوان در مقام رسیدگی ماهوی به این شکایت مبادرت به تایید یا نقض رای کمیسیون مبادرت مینماید، مطابق قواعد آئین دادرسی، این شعبه دیوان است که صادرکننده رای مزبور شناخته میشود. البته اگر شعبه دیوان در اعمال ماده 63 قانون دیوان صرفا بررسی شکلی و نه ماهوی نماید، صادرکننده رای شناخته نشده و کمیسیون مزبور صادرکننده رای محسوب میشود.
نکته دوم، ماده فوقالذکر دو جهت متعسر و متعذر شدن آرای دیوان را ذکر مینماید: ١- وجود موانع قانونی، ٢- عدم امکان عملی اجرای حکم به هرجهتی.
نکته سوم، راهکار مقرر برای این موضوع است. مطابق ماده فوق، راهکار متعسر یا متعذر بودن اجرای حکم، دو امر است: ١- رأی به جبران خسارت، ٢- تعیین جایگزین محکومٌ به. رای به جبران خسارت زمانی موضوعیت دارد که دیوان رای به نفع شاکی صادر نموده باشد و امکان اجرای آن نباشد. مثلا رای به غیرقانونی بودن لغو مجوز شاکی صادر شود، اما به سبب تغییر قانون حاکم در زمان صدور یا اجرای رای، امکان اجرای رای و اعاده مجوز ممکن نباشد که در این صورت میتواند شعبه رای به جبران خسارت صادر نماید. اما جایگزین محکوم به، همانی است که از آن سخن گفته شد. البته تعیین جایگزین و تبدیل مجازات، مقید به شرایط و اصولی است که بیان شد. از جمله اینکه مجازات شدیدتر نمیتواند جایگزین گردد و در صورت وجود مجازات واحد و عدم وجود مجازات جایگزین، این راهکار موضوعیت ندارد.
قانون اساسی و قانون گرایی
دکتر محسن اسماعیلی
حقوقدان و عضو مجلس خبرگان رهبری
قسمت اول
- ✍ ساختار قانون اساسی و کلیات آن، علاوهبر قابلیت انعطافپذیری، ظرفیتهای بسیار خوبی دارد که بتوانیم متناسب با زمان و مکان از آن برای رسیدن به اهدافمان استفاده کنیم.
- ✍ با این حال، ضروری است بهدور از هیاهوهای سیاسی، حلقههای فکری و مطالعاتی تشکیل شود و با درنظرگرفتن اصول و مبانی نظام و البته استفاده از تجربیاتی که سالهای گذشته داشتهایم و باتوجهبه منافع ملی، قانون اساسی را بازنگری کنیم تا ما را در راه رسیدن به اهدافمان بیشتر کمک کند.
- ✍ منظور از بازنگری، بازنگری در اصول و مبانی نیست؛ ولی در بخشهایی که به نحوۀ اجرا و ساز و کار حکمرانی مربوط میشود، بهطورکلی در هر سه قوه و در نهادهای دیگر، امکان بازنگری وجود دارد؛ مثل اصل 113 که دربارۀ قلمرو اختیارات رئیسجمهور در اجرای قانون اساسی است .
- ✍ ارسطو ۳۷۰ سال قبل از میلاد در کتاب معروفش به نام سیاست، میگوید در آن کشوری که قانون معتبر نباشد، هیچ نشانهای از حکومت وجود ندارد. اولین شاخصه که در جایی حکومت وجود دارد یا نه این است که قانون معتبر است یا نه.
- ✍ مساله بازنگری را باید بهگونهای مطرح کرد که این قداست دچار آسییب نشود. قداست به این معناست که تا قانون، قانون است به خودمان اجازۀ قانونشکنی در عمل را ندهیم. ممکن است کسی به قانونی در نظر نقد داشته باشد و حتی نقدش را هم منتشر کند؛ اما التزام عملی به قانون هیچگاه نباید مخدوش شود.
- ✍ خیال نکنیم انقلابیگری به این معناست که میتوانیم قانون را نادیده بگیریم. امام فرمود در هیچ حکومتی حتی حکومت علیبنابیطالب(ع) هم اینطور نبوده که هرکس هر کاری دلش میخواهد بکند و قانون را زیر پا بگذارد.
- ✍ در مجلس شورای اسلامی گفتم احترام به قانون در عمل و رعایت قداست قانون اساسی، باید از بالا و از مسئولان شروع شود و معنا ندارد که چیزی را غیرقانونی اعلام کنیم، ولی مسئولان کشور همگی مرتکب آن شوند. مثال زدم که چرا فلان شبکۀ اجتماعی را غیرقانونی اعلام و آن را فیلتر میکنیم در حالی که همه مسئولان کشور در آن حضور دارند؟ متأسفانه یکی از خبرنگاران اشتباه برداشت کرد و حرف من را اینگونه منعکس کرده بود که استفاده از شبکههای اجتماعی باید ممنوع شود. من طرفدار ممنوعیت نبودم، بلکه برعکس، حرف من این بود: ممنوعیت دیگر اثر بخش نیست. اما اگر ممنوع می کنید، اول کسی که باید به آن احترام بگذارد خود ما هستیم.