eitaa logo
کانال شهیدابراهيم هادی ❤️رفیق شهیدم❤️
4.9هزار دنبال‌کننده
29.2هزار عکس
19.4هزار ویدیو
276 فایل
♡ولٰا تَحْسَبَّنَ الَّذینَ قُتِلوا في سَبیلِ اللِه اَمواتا بَل اَحیٰاعِندَ رَبهِم یُرزقون♡ شہـد شیـرین شـہـٰادت را کسانی مـے چشند کـہ..!! لذت زودگذر گنـٰاه را خریدار نباشند .. 💔 دورهمیم واسہ ڪامل تر شدن🍃 #باشهداتاشهادت ارتباط با خادم کانال👇👇 @Zsh313
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
در محضر قرآن  همیشه همین‌جوری است. وقتی یک حرفی می‌زنی، اولش زیاد تحویلت نمی‌گیرند. بعد که می‌بینند روی حرفت ایستاده‌ای، آن‌ها هم می‌آیند سمتت. *** جوانی مسجد می‌آمد. پشتِ پیامبر، صلی‌الله‌علیه‌وآله، نماز می‌خواند. از گوشه و کنار به گوشِ حضرت رساندند که جوانِ گناه‌کاری است. رسول‌اللّه تبسمی کردند و فرمودند بالأخره نمازش روزی او را از زشتی و بدی بازمی‌دارد. همان هم شد. کم‌کم او را دیگر گردِ گناه ندیدند. پیامبر سخنِ خدا را باور دارد که: إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنکَرِ[1] همانا نماز از زشتی و بدی بازمی‌دارد [1] عنکبوت45 ✾‌✾࿐༅🍃♥️🍃༅࿐✾‌✾   @rafiq_shahidam96 ✾✾࿐༅🍃♥️🍃༅࿐✾‌✾
بسم الله الرحمن الرحیم 📖 صفحه۵۲ هر روز با قرآن به نیابت از برادر شهیدمان برای فرج مولامون جزء سه سوره آل عمران جهت تعجیل در فرج آقا و شادے ارواح مطهر شـهدا صلوات +وعجل فرجهم📿 رفیق شهیدم 🕊 ♥️ ✾‌✾࿐༅🍃♥️🍃༅࿐✾‌✾   @rafiq_shahidam96 ✾✾࿐༅🍃♥️🍃༅࿐✾‌✾
ڪاش... خنثے ڪردنِ نفس را هم یادمـــــان مےدادیـد... مےگوینــــــد : آنجا ڪہ نفس مغلوب باشد عاشق مےشویم عاشق که شدی شهید میشوی... اَلْلَّٰھُمـَّـ ؏َـجِّڸْ لِوَلیِّٖــღــڪَ اَلْفَــــࢪَجْ 🍂🍁🍂🍁 قهرمان من برادر شهیدم رفیق آسمانی من سربآز آقآ ♥️ ✾‌✾࿐༅🍃♥️🍃༅࿐✾‌✾   @rafiq_shahidam96 ✾✾࿐༅🍃♥️🍃༅࿐✾‌✾
|•سلام‌بر‌ابراهیم•| زندگي بســياري از بزرگان ترک گناهي بزرگ ديده ميشود. اين كار باعث رشــد ســريع معنوي آنان ميگردد. اين کنترل نفس بيشتر در شهوات جنسي است. حتي در مورد داستان حضرت يوسف 7 خداوند ميفرمايد: »هرکس تقوا پيشه کند و)در مقابل شهوت و هوس(صبر و مقاومت نمايد، خداوند پاداش نيکوکاران را ضايع نميکند.« که نشان ميدهد اين يک قانون عمومي بوده و اختصاص به حضرت يوسف7 ندارد. از پيروزي انقالب يك ماه گذشت. چهره و قامت ابراهيم بسيار جذابتر شده بود. هر روز در حالي که کت و شلوار زيبائي ميپوشيد به محل كار ميآمد. محل کار او در شمال تهران بود. يک روز متوجه شدم خيلي گرفته و ناراحت است! کمتر حرف ميزد، تو حال خودش بود. به سراغش رفتم و با تعجب گفتم: داش ابرام چيزي شده؟! گفت: نه، چيز مهمي نيست. اما مشخص بود كه مشكلي پيش آمده. گفتم: اگه چيزي هست بگو، شايد بتونم کمکت کنم. اَلْلَّٰھُمـَّـ ؏َـجِّڸْ لِوَلیِّٖــღــڪَ اَلْفَــــࢪَجْ قهرمان من برادر شهیدم رفیق آسمانی من سربآز آقآ ♥️ ✾‌✾࿐༅🍃♥️🍃༅࿐✾‌✾   @rafiq_shahidam96 ✾✾࿐༅🍃♥️🍃༅࿐✾‌✾