eitaa logo
راه بھشـتی 🇮🇷🇵🇸 ًًًًٍٍٍٚٚٚٚٚٚٚٚٚٚٚ
1.6هزار دنبال‌کننده
19.6هزار عکس
16.7هزار ویدیو
161 فایل
﷽ 💠 شهید مظلوم بهشتی🌷: 🔸ارزشــ‌ها را بشنـاس و اشخاص را با ارزش‌هـا بسنج❗️ 💛 (کانالے باهدف نشر و تبیین ارزش‌ها) 📋 ارتباط •° @ya2hasan
مشاهده در ایتا
دانلود
🦋روایتِ جالب از لحظه شهادتِ رزمنده مسیحی آدم ساكتی بود و شنیدم داوطلب به جبهه اومده. اصلاً با جمع، كاری نداشت؛ فقط برای رزم شب و صبحگاه با بچه‌ها يك جا می‌ديدمش. البته مراسم زیارت عاشورا هم شرکت می‌کرد. توی گردان شايعه شده بود كه نمی‌خونه، اصلاً انگار نه انگار كه خدايي هست، پيغمبری هست، قیامتی هست... حتی بچه‌ها بهش شک کرده و عده‌ای می‌گفتند ستون پنجمه... 🙄 وقتی هم زنگ می‌زدند به مسئول حفاظت و جریان رو اطلاع می‌دادند ، ایشون فقط می‌گفت: "اشتباه می کنید ، کیارش آدم سالم و خوبیه" ... ولی علت نماز نخواندنش رو نمی‌گفت.🤔 . تا اینکه قرار شد کیارش به درخواستِ خودش همراه با جواد بره برای کمین. جواد وارد سنگر شد و رفت سمت کیارش باهاش دست داد و گفت: "مخلص بچه‌های بالا هم هستيم، داداش يه ده تومنی می‌دم، ما رو تحويل بگير".😉 کیارش با محبت دستان جواد رو فشرد و در حالی‌که از خجالت سرخ شده بود، گفت: «اختيار داريد آقا جواد! ما خاك پاي شماييم.»😊☺️ . فردای اون روز جواد با کیارش رفتند برا کمین جواد هم مث بقیه شنیده بود که کیارش نماز نمی‌خونه ، برا همین دنبال فرصتی می‌گشت که علتش رو ازش بپرسه. ساعت‌ها بی‌صحبت با همدیگه توی سنگر کمین بودند، تا اینکه بعد از تاریکی هوا جواد بالاخره دلش رو به دريا زد و از کیارش پرسید: «تو كه واسه خدا می‌جنگی، حيف نيس نماز نمی‌خونی؟!»😕 تا جواد این رو گفت، اشك توی چشمان کیارش جمع شد، ولی با لبخند گفت: «می‌تونی نماز خوندن رو يادم بدی؟ تا حالا نخوندم و بلد نیستم...😢 کیارش طوری اين حرف رو رُك و صريح زد كه جواد خجالت كشيد ازش بپرسه: برای چي تا الان نخواندی؟ خلاصه همان وقت داخل سنگر كمين، زير آتش خمپاره‌ي دشمن، نماز خواندن رو بهش ياد داد..💗 صبح که شد کیارش اولین نماز عمرش رو خواند. بعد قرار شد سوار قایق بشوند و برگردند عقب. هنوز مسافت زیادی نرفته بودند كه خمپاره‌اي توي آب خورد و پارو از دست کیارش افتاد. تركش به قفسه سينه و زير گردنش خورده بود، 💔 جواد سرش رو توی بغل گرفت و دید کیارش با هر نفسی که می‌کشه خون از زخم سینه‌اش بیرون میاد. کاری از دست جواد بر نمی‌اومد و فقط نام حضرت زهرا رو صدا می‌زد. چشم‌های زاغ کیارش شده بود کاسه‌ی خون، اما لبخند کمرنگی روی لبانش نقش بسته بود. جواد آرام کیارش رو خواباند کف قایق تا پارو بزنه و با سرعت برگرده عقب. ناگهان دید کیارش به سختی انگشتش رو حرکت داد و روی سینه‌اش نماد صلیبی کشید و شهید شد.💔🌹 و جواد تازه علت نماز نخواندنِ این جوان مودب و بااخلاق رو فهمید... منبع: ماهنامه امتداد . 🌹 بر مسیحیان کشورم مبارک❄️ ✌️ ❄️ ღ‌ eitaa.com/Rahe_beheshti ┗ ━⇱━ ღ‌ ❄️