🔰 خاطره رهبر انقلاب اسلامی درباره دیدار با حضرت امام خمینی رحمهالله راجع به تسخیر لانه جاسوسی آمریکا
♦️من و آقاى هاشمى و یک نفر دیگر -که نمىخواهم اسم بیاورم- از #تهران به #قم خدمت امام رفتیم تا بپرسیم بالاخره این جاسوسان را چه کار کنیم؛ بمانند، یا نگهشان نداریم؛
به خصوص که در #دولت موقت هم جنجال عجیبى بود
که ما اینها را چه کار کنیم!
♦️وقتى که خدمت #امام رسیدیم و دوستان وضعیت را شرح دادند و گفتند مثلاً رادیوها اینطور مىگویند؛ #آمریکا اینطور مىگوید؛ مسئولان دولتى اینطور مىگویند؛
ایشان تأملى کردند و سپس با طرح یک سؤال واقعى پرسیدند: «از امریکا مىترسید؟»؛ گفتیم نه؛
گفتند پس نگهشان دارید!
بله، #آدم احساس میکرد که این مرد خودش از این شُکوه ظاهرى و مادى و این اقتدار و امپراتورى مجهز به همه چیز، حقیقتاً ترسى ندارد.
📚 منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای
🔰 محبت امام به شیعیان، گوهری گرانبها
✍🏻 در روایت آمده است «فردی خدمت امام سجاد (علیه السلام) رسید و از ایشان به سبب عیالواری و بدهکاری درخواست مساعدت کرد.
اما ناگهان حضرت به خاطر شنیدن مشکلات او گریه میکنند و میفرمایند: مصیبتی است که شیعه ما اینگونه گرفتار باشد.
فرد، امام را دلداری داد و از ایشان خواست که غصه او را نخورد.
✍🏻 حضرت فرمودند: من فقط این دو نان خشک را دارم، که برای افطاری و سحری گذاشتهام برای تو باشد.
مرد، نانها را گرفت و در دل گفت: این به چه درد من میخورد.
در راه ماهی فروشی را دید، که ماهیهای او در حال خراب شدن بودند، یک ماهی را با یک نان معاوضه کرد و یک نان را هم با مقداری نمک معاوضه کرد.
در خانه برای تهیه ناهار شکم ماهی را شکافت و یک تکه جواهر گرانبها در آن یافت.
✍🏻 بعد مدتی، ماهی فروش و نمک فروش نانها را پس آوردند و گفتند: نان، آنقدر خشک است، که ما نتوانستیم آن را بخوریم برای خودت باشد.
و بعد هم فرستاده امام سجاد (علیه السلام) به در خانه او مراجعه کرد و گفت: حضرت فرمودند به فلانی بگو آن نان را جز من روی کره زمین کسی نمیتواند بخورد نان را برگردان،
و غرض این بود که دست گردانی شود و آن جواهر پربرکت را بفروش و بدهی خود را بده.» [1]
⬅️ برکت از #امام، حتی اگر نان خشک هم برسد، غنیمت است، برکت و رحمت است.
✨ محبت امام، برای شیعه این گونه است.✨
[1] أمالي صدوق: ص۴۵۳.