eitaa logo
🔅 صفحه قرآنی رحیق🔅
2.8هزار دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.7هزار ویدیو
830 فایل
«رحیق» یعنی نوشیدنی گوارا و ناب ویژه بهشتیان. ۲۵مطففین . مقصد و مقصود ما درک و دریافت عمیق تر کتاب خداست. از محتوای لقمه ای و عموم پسند و صرفا انگیزشی استقبال نمی کنیم.همراهان ما اندکند لیکن ژرف نگرند. @s_m_a57
مشاهده در ایتا
دانلود
: ✳️باید «جسم» و «روح» انسان، همزمان، مساله باشد ✳️چنانچه می خواهید وارد شوید، باید عمل صالح و عقیده پاک را با هم داشته باشید اعضای چهارمین کنگره بین المللی «(ص) در طب»، با حضور در بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء با دیدار و گفتگو کردند. آیت الله جوادی آملی در این دیدار اظهار داشتند: 🔷 قرآن کریم تنها برای تامین نیازهای دنیوی بشر نازل نشده است، بلکه جنبه ملکوتی انسان را نیز در نظر داشته است. 🔷 انسان یک حریم اجتماعی دارد که به جای خود محفوظ است، اما یک حریم شخصی نیز دارد و آن عبارت است از اینکه انسان موجودی ابدی است که در مواجهه با مرگ، مرگ را می میراند و از پوست به در می آید، نه اینکه بپوسد. 🔷اگر ابدیت با پیوند خورده است در نتیجه انسان یک موجود «ثابت» است نه «ساکن»! موجود «ثابت» از مرز زمان و مکان فراتر است، لذا دلیل اینکه انسان در هرگز خسته نمی شود همین مساله است. 🔷آیت الله جوادی آملی با اشاره به روایتی از امام صادق علیه السلام ابراز داشتند: طبق بیان حضرت، دین آمده تا ما را وارد دروازه ملکوت کند و به ما خوی فرشته ها را ببخشد و ما را فرشته کند. از سوی دیگر قرآن کریم به ما فرمود چنانچه می خواهید وارد ملکوت شوید، باید عمل صالح و عقیده پاک را با هم داشته باشید. 🔷 اختلاس، حقوق های نجومی، رشوه و بی حجابی از جمله بیماری ها و آلودگی هایی است که برخلاف آلودگی های ظاهری، باران آنها را پاک نمی کند. تنها خون شهید این توان را دارد که جامعه را از این آلودگی ها و بیماری ها پاک کند، صغرای مساله این بخش از زیارت وارث است که می خوانیم «طِبْتُمْ وَ طَابَتِ الْأَرْضُ الَّتِي فِيهَا دُفِنْتُمْ»؛ یعنی سرزمینی که شهید در آن آرمیده است سرزمین طیب و طاهر است و کبرای مساله این آیه سوره مبارکه اعراف است که می فرماید « وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ»؛ سرزمین طیب و طاهر باید میوه طیب و طاهر بدهد و بهترین میوه، عقل و عدل است که اسباب فرشته شدن آدمی است. 🔷قرآن کریم، مرز انسان و حیوان و مرز جسم و روح را از هم جدا کرده است، وقتی درباره عسل حرف می زند می گوید این عسل بیماری های جسم شما را شفا می دهد، اما وقتی درباره قرآن سخن می گوید می فرماید قرآن، بیماری های جان و روح انسانها را شفا می دهد، بعد برخی بیماری های روح و جان انسان را بر می شمارد و می فرماید کسی که همسر دارد و با این وجود در دیگری طمع می کند قلب او مریض است، یا در جای دیگر می فرماید کسی که نفوذی بیگانه است و اخبار داخلی را به دشمنان می رساند دارای قلب بیمار است و بیماری سیاسی دارد، در جای دیگر مرجفون یعنی کسانی که اراجیف در جامعه پخش می کنند را مصداق بیمار معرفی می کند. 🔷 این بیماری ها را طب ظاهری نمی تواند درمان کند لذا اولین وظیفه شما عزیزان آن است که طب را از سطح بیطاری بالاتر ببرید تا هم جسم و هم روح و جان انسان، همزمان، مساله طب باشد. 🔶درابتدای این دیدار گزارشی از روند برگزاری چهارمین کنگره بین المللی «سیره نبوی(ص) در طب» که قرار است 28 تا 30 آبان ماه سال جاری در شیراز برگزار شود، و همچنین نتایج عملیاتی دستاوردهای کنگره های گذشته، خدمت معظم له ارائه شد. 🌿🌿🌿 🔅قرآن همراه است و هم راه 🔅به هنگام فتنه ها و بلاها به قرآن پناه ببریم. 🆔 @rahighemakhtoom
برشی از کتاب 🔅🔅🔅 📌 پرهیز از تکلّف (بخش دوم) 🌱امام صادق (سلام الله علیه) می فرماید: مومن، خود را برای دوستان به تکلف و مشقت نمی اندازد. و نیز می فرماید: آن برادری که با او راحت نیستم کسی است که خود را برای من به زحمت می اندازد و من از او خویشتن داری می کنم و آن برادری که با او راحت ترم کسی است که من با او همان گونه هستم که با خود هستم. 🌱همان گرامی می فرماید: هرگاه مهمانی {سرزده} نزد تو آمد آنچه داری برایش بیاور؛ ولی هرگاه دعوتش کردی خود را {مقدار قابل تحمل} به زحمت بیانداز. و نیز می فرماید: سزاوار نیست که مومن خود را ذلیل کند. پرسیدند: چگونه خود را ذلیل می کند؟ فرمود: به کاری می پردازد که در توانش نیست. 🌱و همچنین از آن حضرت (سلام الله علیه) نقل شده که سختگیری (وسواسی گری) از اخلاق صالحان و شعار پرهیزگاران نیست.خدا به پیامبر (صلی الله علیه و اله وسلم) فرمود: بگو: من از شما مزد رسالت نمی خواهم و من از متکلفان نیستم. پیامبر هم فرمود: ما پیامبران و اولیاء از تکلف بیزاریم، پس تقوا پیشه کن و صبر و استقامت داشته باش تا خدا تو را از تکلف بی نیاز کند و سرنوشت ایمانی به تو دهد و سرگرم غذایی نباش که پایانش مدفوع است و پوشاکی که پایانش پوسیدگی و خانه ای که پایانش ویرانی و مالی که پایانش به ارث ماندن و دوستانی که پایانش جدایی و عزتی که پایانش ذلت و متانتی که پایانش ستم و ناسپاسی و عیشی که پایانش حسرت است. 🌿🌿🌿 🔅قرآن همراه است و هم راه 🔅به هنگام فتنه ها و بلاها به قرآن پناه ببریم. 🆔 @rahighemakhtoom
6.36M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔅🔅🔅 📌 لوح زرین زمان:4/08 🌿🌿🌿 🔅قرآن همراه است و هم راه 🔅به هنگام فتنه ها و بلاها به قرآن پناه ببریم. 🆔 @rahighemakhtoom
5.09M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔅🔅🔅 📌 لوح زرین زمان:3/21 🌿🌿🌿 🔅قرآن همراه است و هم راه 🔅به هنگام فتنه ها و بلاها به قرآن پناه ببریم. 🆔 @rahighemakhtoom
6.36M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔅🔅🔅 📌 لوح زرین زمان:4/08 🌿🌿🌿 🔅قرآن همراه است و هم راه 🔅به هنگام فتنه ها و بلاها به قرآن پناه ببریم. 🆔 @rahighemakhtoom
📌 بر محور و ▪️ دعاها واقعاً نورانی است، یك وقت انسان دعا را برای ثواب می‌خواند، البته همه ما این كار را می ‌كنیم، اما اساس دعا فهم است و فهم، او از یك خارج فقه و اصول خیلی سنگین ‌تر است. اصرار این دعاها این است كه آدم را آبرومند كند؛ یعنی طوری انسان را می ‌پروراند كه در صحنه نبرد مبارزه با ابلیس پیروز در بیاید. یك بیان نورانی از امام عسکری (سلام الله علیه) است که فرمود هر كاری كه پایانش بی ‎آبرویی است را انجام نده! «مَا أَقْبَحَ بِالْمُؤْمِنِ أَنْ تَكُونَ لَهُ رَغْبَةٌ تُذِلُّهُ»[1] یك چیزی كه پایانش بی ‎آبرویی است، هوس آن كار را نداشته باشید؛ سخن از جهنم و اینها بعد است. ▪️ در این دعای ندبه این همه سفارش، تنها برای ثواب است یا اینها واقعاً علم است؟ می ‌بینید ما به ائمه (علیهم السلام) اقتدا می ‌كنیم، در چه اقتدا می ‌كنیم؟ در آغاز همین دعایی است كه «بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَیهِمُ الزُّهْدَ فِی دَرَجاتِ هذِهِ الدُّنْیا»،[2] ما به كسی سر سپرده ‌ایم كه خدای سبحان اگر خواست به آنها مقام دهد ـ چه اینكه داد ـ اولین شرط آن زهد است «بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَیهِمُ الزُّهْدَ فِی دَرَجاتِ هذِهِ الدُّنْیا». این دعای نورانی امام زمان (سلام الله علیه) را كه غالب روزها می ‌خوانیم «اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ»، دارد «عُلَمَائِنَا بِالزُّهْدِ وَ النَّصِیحَةِ»،[3] زاهد یعنی بی ‎رغبت، آدم وقتی رغبت نداشت اگر چیزی نبود، نبود و دیگر دنبال آن نمی ‌رود تا شود «مسلوب الحیثیة». ▪️ اینها فهمیدند كه میدان جنگ كجاست و اصرار اینها هم این است كه در پی یك چیزی كه آبروریزی به دنبال دارد نرو، زیرا آن‎جا پیروزی شیطان را به همراه دارد؛ این را می گویند علم، یعنی یك چیزی كه انسان با تجربه و بحث‎ های فلسفی و كلام و مانند اینها به دست آدم نمی ‌آید، با آبروی آدم به دست می ‌آید که محل ابتلای خود ما هم هست؛ این را به صورت دعا بیان كردند، به صورت حدیث بیان كردند که می ‎گویند شما هر كاری كه می ‌خواهید انجام دهید، ببینید كه می‌توانید یا نمی‌توانید یا یك هوس بی ‎جاست؟ اگر هوس بی ‎جاست «مسلوب الحیثیة» بودن به ‎جا را به همراه دارد، كسی كه بی ‎جا كار می ‌كند آبروریزی به ‎جا به دنبال او هست «مَا أَقْبَحَ بِالْمُؤْمِنِ أَنْ تَكُونَ لَهُ رَغْبَةٌ تُذِلُّهُ». فرمود مسئله جهاد و دفاع و رعایت حقوق محرومان و اینها سر جایش محفوظ است، مگر امام مسئولیت او همین زاهد بودن است؟ این همه وظایف او را در كتاب ‎های كلامی می ‌گوید برای امام هست که همه آنها دارا هستند، اما آن وظیفه محوری كه در دعای ندبه و امثال ندبه آمده این است كه «بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَیهِمُ الزُّهْدَ فِی دَرَجاتِ هذِهِ الدُّنْیا الدَّنِیةِ»، نفرمود «بعد ان شرطت علیهم الجاه» یا «بعد ان شرطت علیهم الاقتصاد»، اینها مسائل عادی است كه خود بشر عادی هم می ‌فهمد. آن چیزی كه آدم را بی ‎آبرو می ‌كند رغبت بی ‎جاست و همین را هم وجود مبارك ولی عصر (ارواحنا فداه) در آن دعای «اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ» می‌ رسد به جایی كه می ‌فرماید: «عُلَمَائِنَا بِالزُّهْدِ وَ النَّصِیحَةِ». 📚 درس خارج فقه قبض جلسه 9 تاریخ: 1392/11/09 [1]. تحف العقول, ص489. [2]. الاقبال (ط ـ الحدیثه)، ج1، ص504. [3]. البلد الأمین، ص349. 🆔 @rahighemakhtoom
21.51M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔅🔅🔅 📌 بر محور زهد و نصیحت زمان:3/57 🌿🌿🌿 🔅قرآن همراه است و هم راه 🔅به هنگام فتنه ها و بلاها به قرآن پناه ببریم. 🆔 @rahighemakhtoom
برشی از کتاب آیت الله 🔅🔅🔅 📌 برخی آموزش های مورد نیاز 🍃 آموزش علوم دینی: 🌱امام رضا (سلام الله علیه) می فرماید: خدا رحمت کند بنده ای را که امر ما را زنده بدارد. راوی پرسید: چگونه امر شمارا زنده کند؟ آن حضرت فرمود: علوم ما را فرا گیرد و به مردم بیاموزد ، چرا که مردم اگر زیبایی های کلام ما را بدانند از ما پیروی می کنند. 🌱امام حسن عسگری (سلام الله علیه) به نقل از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: هرکس از پیروان ما به علوم ما دانا باشد و جاهلی را هدایت و ارشاد کند و شریعت ما را به او بیاموزد، در بهشت همراه ما خواهد بود. 🌿🌿🌿 🔅قرآن همراه است و هم راه 🔅به هنگام فتنه ها و بلاها به قرآن پناه ببریم. 🆔 @rahighemakhtoom
؛ (3) ✳️ نیك گفتاری! وظایف شخصی منتظران در بنان و بیان آیت الله : 🔰3. زبان، ترجمان عقل و اندیشه انسان است، از این رو توفیق نیك گفتاری زبان صیانت از آن برای اهل انتظار ضروری است. طبق آموزه های این دعای شریف، منتظران راستین می باید با توجّه به آنچه در پی می آید در صیانت زبان خویش كوشا باشند: 🔷أ. سخن صائب گفتن: منتظر راستین آن حضرت می باید جز از سر راستی سخن نگوید و گفتار غیر صائب را (به جدّ یا به هزل) وا نهد: وسدّد ألسنتنا بالصواب. 🔷ب. حكیمانه سخن گفتن: گفتن سخنان بی محتوا و بی فایده كه نه در امر دین سودی می بخشند و نه در كار دنیا، كاری حكیمانه نیست. آنچه حكیمانه نیست لغو است و اهل ایمان از لغو اعراض میكنند. بر همین اساس بر اهل انتظار شایسته است كه حكیمانه سخن بگویند و زبان را از سخنان لغو صیانت كنند: والحكمة. 📚کتاب امام مهدی، موجود موعود 🆔 @rahighemakhtoom
برشی از (16) 🔅🔅🔅 ▪ لازم است توجه شود كه چون خداوند سبحان به مقتضاي (هو الأول) آغاز هر كار و هر شأن است، اگر كاري بدون توجه به او آغاز شود منقطع الاول است؛ چنانكه اگر كار و شأني بدون قصد قرب به او كه «هو الآخر» است، انجام شود منقطع الآخر و اَبْتَر خواهد بود. از اين رو لازم است هر كاري به نام خدا آغاز شود. قهراً چنين كاري بي رجحان نيست؛ زيرا كار مرجوح كه خدا از آن ناراضي است هرگز به خداوند نسبت ندارد. ▪ معناي ابتداي كار به نام خدا اين نيست كه خصوصِ لفظ (بسم الله) در آغاز آن مورد عنايت قرار گيرد، بلكه هر چه مايه‌ي تذكر الهي است، هر چند كلمه‌ي ويژه (بسم الله) نباشد كافي است. بر اين اساس، برخي از ادعيه بدون كلمه‌ي (بسم الله) و با تحميد، تسبيح يا تكبير آغاز مي شود كه در همه‌ي موارد مزبور توجه به اسمي از اسماي حسنا و صفتي از اوصاف علياي الهي است؛ چنانكه در امتثال دستور خداوند درباره‌ي حليّت و طهارت مذبوح يا منحور و اشتراط آن به تسميه، در آيه‌ي (فكلوا مما ذكر اسم الله عليه إن كنتم بآياته مؤمنين)[ سوره‌ي انعام، آيه‌ي 118.] و آيه (ولا تأكلوا مما لم يُذْكَر اسم الله عليه وإنّه لفسقٌ)[ سوره‌ي انعام، آيه‌ي 121.] 📝 نقل شده است: شخصي هنگام ذَبْح، تسبيح يا تكبير يا تهليل يا تحميد خدا كرده است (كافي است يا نه؟) امام (عليه السلام) فرمود: نام خداوند در همه اين كلمات آمده است و چنين سر بريدني صحيح و آن مذبوح يا منحور حلال است: «سئلته عن رجل ذبح فسبّح أو كبّر أو هلّل أو حمد الله قال: «هذا كلّه من أسماء الله، لا بأس به».[ وسائل الشيعه، ج 16، ص 327.] ▪ گاهي اسم معنا با فعل معيّن همراه با لفظ باء كه حرف جرّ است ذكر مي شود؛ مانند: «بحول الله وقوته أقوم وأقعد» و (إقرء باسم ربّك الذي خلق) در اين گونه موارد ابهامي در تعيين متعلق باء نيست و گاهي كار معيني به نام خدا شروع مي شود كه به مثابه قرينه مُعِيّنه مي تواند تعيين كننده متعلَّق حرف جرّ باشد؛ مانند آن كه كسي بخواهد سوره اي تلاوت كند يا از جايي برخيزد يا به جايي بنشيند.[ تفسير طبري، ج 1، ص 78.] ▪ و نظير آن كه ذابِح يا ناحِر در هنگام ذبح گوسفند يا نَحْر شتر مي گويد: بسم الله...؛ يعني به نام خداوند قرباني مي كنم و به نام او حيوان را سر مي برم و نيز مانند شروع مُؤلّف يا مدرّس يا صاحب صنعت مُعَيّن كه در اين گونه موارد احتمال تعيّن متعلّق حرف جر كاملا ً بجاست؛ گرچه احتمال تعلّق آن به متعلّق عام كه در موارد عمومي متحمل است، نظير «ابتداء» و «استعانت» نيز معقول خواهد بود. ▪ البته ممكن است متعلَّقْ اسم باشد تا جمله، اسميّه شود و ممكن است فعل باشد تا جمله، فعليّه گردد؛ مانند: ابتدائي (ابتدائي ثابت كه ظرف مستقر باشد، نه لغو) بسم الله...و ابتدأت بسم الله...؛ زيرا حرف جرّ نيازمند به متعلق است تا از نقص برهد و به تماميّت برسد و اين نتيجه گاهي با اسمِ معنا حاصل مي شود؛ مانند: «ابتدائي» و زماني با فعل حاصل مي گردد؛ مانند: «ابتدأت». بحث درباره‌ي تعيين متعلَّق از آن جهت است كه حرف جرّ نيازمند به آن است و از اين لحاظ تفاوت بين اقسام مجرور نيست؛ يعني اگر گفته مي شد: «بالله» و كلمه‌ي اسم ذكر نمي شد نيز تعيين متعلَّق قابل طرح بود. ادامه دارد ... 🌿🌿🌿 🔅قرآن همراه است و هم راه 🔅به هنگام فتنه ها و بلاها به قرآن پناه ببریم. 🆔 @rahighemakhtoom
🔅🔅🔅 ✳️ نگاشت 17 : نکات تفسیری آیات 15تا 20 فأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ «15» و أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهانَنِ «16» كلَّا بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ «17»🔸 وَ لا تَحَاضُّونَ عَلى‌ طَعامِ الْمِسْكِينِ 🔸 «18» وَ تَأْكُلُونَ التُّراثَ أَكْلًا لَمًّا «19» وَ تُحِبُّونَ الْمالَ حُبًّا جَمًّا «20» 🌿🌿🌿 ▫ «لا تَحَآضُّونَ»: همدیگر را ترغیب و تشویق نمی‌کنید. فعل مضارع باب تفاعل از ماده (حَضّ) است و تائی از اوّل آن برداشته شده است. «طَعَامِ»: إطعام. خوراک دادن. ✅ ۱ - بى توجهى به مستمندان و ترغیب نکردن یکدیگر به تأمین غذاى آنان، فرهنگى حاکم بر عصر بعثت (و لاتحضّون على طعام المسکین) 🔹 «تحاضّ» (مصدر «تحاضّون»)، به معناى ترغیب کردن یکدیگر است (قاموس). گفتنى است که از عبارت «طعام المسکین»، «بذل طعام المسکین» اراده شده است. البته «طعام» مى تواند به معناى «اطعام» باشد - مانند «عطاء» به معناى «اعطاء» ولى تقدیر بهتر است. (البحرالمحیط) ✅ ۲ - مسکین، داراى سهم غذا در اموال مردم* (طعام المسکین) اضافه «طعام» به «مسکین»، بیانگر استحقاق است. ✅ ۳ - ریشه کن ساختن گرسنگى در جامعه، نیازمند همکارى مردمى و تلاش همگانى است. (و لاتحضّون على طعام المسکین) ✅ ۴ - تأمین غذاى نیازمندان و ترویج فرهنگ یارى رسانى به تهى دستان، تکلیفى الهى است. (و لاتحضّون على طعام المسکین) ✅ ۵ - پندار مرفّهان به گرامى بودن نزد خداوند، با وجود بى توجهى آنان به مساکین، پندارى بى پایه و نادرست است. (ربّى أکرمن . کلاّ ... و لاتحضّون على طعام المسکین) ✅ ۶ - ذلّت و خوارى در پیشگاه خداوند، نتیجه بى توجّهى به نیازمندان است; نه کمبود ثروت. (ربّى أهنن . کلاّ بل ... و لاتحضّون على طعام المسکین) ✅ ۷ - بى توجّهى ثروتمندان به مستمندان و پرهیز آنان از کمک رسانى به بینوایان، به دور از انتظار و نشانه رد شدن در امتحان الهى است. (إذا ما ابتلیه ربّه فأکرمه و نعّمه ... کلاّ بل ... و لاتحضّون على طعام المسکین) ✅ ۸ - راه رسیدن به عزّت و شرافت در پیشگاه خداوند، احسان به مسکینان و تشویق دیگران به آن است; نه افزایش ثروت و رفاه. (ربّى أکرمن ... کلاّ بل ... و لاتحضّون على طعام المسکین) ✅ ۹ - رفع نیاز غذایى فقیران، مهم تر از حمایت هاى دیگر و برترین مساعدت به آنان است. (و لاتحضّون على طعام المسکین) ذکر خصوص «طعام»، بیانگر برداشت یاد شده است. ✅ ۱۰ - ثروتمندان، در انجام دادن وظیفه رسیدگى به یتیمان و مسکینان، همواره مورد آزمایش الهى اند. (ابتلیه ربّه فأکرمه و نعّمه ... الیتیم ... طعام المسکین) ✅ ۱۱ - کسانى که در تنگناى اقتصادى به سر مى برند، در صورت احترام به یتیمان و ترغیب دیگران به فقرزدایى از جامعه، نزد خداوند گرامى بوده و از حقارت و خوارى مبرّا خواهند بود. (فیقول ربّى أهنن . کلاّ بل لاتکرمون الیتیم . و لاتحضّون على طعام المسکین) ادامه دارد ... 🌿🌿🌿 🔅قرآن همراه است و هم راه 🔅به هنگام فتنه ها و بلاها به قرآن پناه ببریم. 🆔 @rahighemakhtoom
🔅🔅🔅 ✳️ نگاشت 17 : نکات تفسیری آیات 15تا 20 فأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ «15» و أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهانَنِ «16»كلَّا بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ «17» وَ لا تَحَاضُّونَ عَلى‌ طَعامِ الْمِسْكِينِ «18» 🔸 وَ تَأْكُلُونَ التُّراثَ أَكْلًا لَمًّا «19» وَ تُحِبُّونَ الْمالَ حُبًّا جَمًّا 🔸 «20» ▫ «التُّرَاثَ»: میراث. ارث. ترکه. «لَمّاً»: سرجمع. یکجا. یعنی حلال و حرام و حق خود و حق دیگران برای شما مطرح نیست، و اموال زنان و کودکان و پیران و مظلومان را جمع و ضبط می‌نمائید و حق‌الإرث ایشان را نمی‌پردازید. واژه (لَمّاً) صفت (أَکلاً) است. ✅ ۱ - مردم عصر جاهلیت، با تصرف حق دیگران در میراث، سهم آنان را ضمیمه سهم خویش مى ساختند. (و تأکلون التراث أکلاً لمّا) 🔹 «تراث»، «ارث» و «میراث» به یک معنا است (لسان العرب). «لمّاً» مصدر و به معناى جمع کردن فراوان است (العین). «لَمَمْتُ»; یعنى، ضمیمه ساختم (مصباح). «أکل» کنایه از تصرف کامل است; به گونه اى که چیزى از میراث باقى نماند. توصیف آن به مصدر (لمّاً)، براى مبالغه است; یعنى، تصرفى که در کنار حق خود، به طور کامل فراگیر حق دیگران نیز باشد. ✅ ۲ - تجاوز به حق ارث دیگران، ناروا و نکوهیده است. (و تأکلون التراث أکلاً لمّا) ✅ ۳ - لزوم بها دادن به شخصیت یتیمان و ترک تجاوز به حق ارث آنان (لاتکرمون الیتیم ... و تأکلون التراث أکلاً لمّا) 🔹 آیه بعد، از حب مال سخن گفته و در این آیه خوردن میراث مطرح شده است. ارتباط این آیات با دو آیه قبل، بیانگر این است که هر کس براى یتیمان ارزشى قائل نباشد، میراث آنان را تصاحب مى کند و هر کس به فکر تغذیه مساکین نباشد، گرفتار مال دوستى است. ✅ ۴ - متجاوزان به حقوق دیگران، گرچه از نعمت و کرم خداوند برخوردار شوند، از عزّت و شرافت مندى در نزد او محروم خواهند بود. (نعّمه فیقول ربّى أکرمن ... کلاّ ... و تأکلون التراث أکلاً لمّا) ✅ ۵ - خوارى در پیشگاه خداوند، پیامد تجاوز به ارث دیگران است; نه تهى دستى و فقر. (فقدر علیه رزقه فیقول ربّى أهنن . کلاّ ... و تأکلون التراث أکلاً لمّا) ✅ ۶ - «ارث» عرصه امتحان الهى است و تصاحب کنندگان میراث دیگران، بازنده این امتحان اند. (إذا ما ابتلیه ... و تأکلون التراث أکلاً لمّا) ✅ ۷ - رعایت حق ارث دیگران، مایه عزّت نزد خداوند و پایمال کردن آن، ذلّت آور است. (ربّى أکرمن ... ربّى أهنن . کلاّ بل ... تأکلون التراث أکلاً لمّا) 🔅🔅🔅 ▫ «جَمّاً»: فراوان. بسیار. ✅ ۱ - علاقه فراوان به مال، از ویژگى هاى مردم در عصر جاهلیت (و تحبّون المال حبًّا جمًّا) «جمّاً»، به معناى زیاد بودن و انباشته شدن است. (مقاییس) ✅ ۲ - پندار عزّت در پیشگاه خداوند، براى کسانى که گرفتار مال دوستى اند، پندارى موهوم است. (ربّى أکرمن ... کلاّ ... و تحبّون المال حبًّا جمًّا) ✅ ۳ - افراط در مال دوستى، حتى براى تهى دستان، ذلّت آفرین است. (ربّى أهنن . کلاّ ... تحبّون المال حبًّا جمًّا) ✅ ۴ - علاقه به ثروت، از عوامل بى توجّهى به بینوایان و ترک تلاش در رفع گرسنگى آنان است. (و لاتحضّون على طعام المسکین ... و تحبّون المال حبًّا جمًّا) ارتباط این آیه و آیه قبل با دو آیه پیش از آنها، بیانگر برداشت یاد شده است. ✅ ۵ - عشق به ثروت، مذموم است. (و تحبّون المال حبًّا جمًّا) ✅ ۶ - دلبستگى به ثروت، شکست در آزمون الهى است. (ابتلیه ... و تحبّون المال حبًّا جمًّا) ✅ ۷ - غفلت از امتحان هاى الهى، مایه ترک یتیم نوازى و بى اعتنایى به مسکینان و تصاحب میراث دیگران و دلبستگى به ثروت است. (ابتلیه ... کلاّ بل لاتکرمون الیتیم . و لاتحضّون ... و تأکلون التراث ... و تحبّون المال) ✅ ۸ - دنیاطلبى و ثروت خواهى، زمینه ساز بى ارزش انگاشتن یتیمان و دست اندازى به ارث آنان (بل لاتکرمون الیتیم ... و تأکلون التراث ... و تحبّون المال حبًّا جمًّا) ✅ ۹ - خداوند در کمین مردم بى توجّه به یتیمان و مسکینان، غاصب ارث دیگران و دل بسته به ثروت (إنّ ربّک لبالمرصاد ... بل لاتکرمون الیتیم . و لاتحضّون ... و تأکلون ... و تحبّون) ادامه دارد ... 🌿🌿🌿 🔅قرآن همراه است و هم راه 🔅به هنگام فتنه ها و بلاها به قرآن پناه ببریم. 🆔 @rahighemakhtoom