eitaa logo
🔅 صفحه قرآنی رحیق🔅
2.8هزار دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.7هزار ویدیو
830 فایل
«رحیق» یعنی نوشیدنی گوارا و ناب ویژه بهشتیان. ۲۵مطففین . مقصد و مقصود ما درک و دریافت عمیق تر کتاب خداست. از محتوای لقمه ای و عموم پسند و صرفا انگیزشی استقبال نمی کنیم.همراهان ما اندکند لیکن ژرف نگرند. @s_m_a57
مشاهده در ایتا
دانلود
💠 احیای زمینه 🔸 اگر ما در جریان موسی دیده ‌ایم كه پیروی از او باعث تسلط بر دریاست و انحراف از دستور او مایه سرگردانی در بیابان صاف است، پس معلوم می ‌شود ﴿وَ لِلّهِ جُنُودُ السَّمَاواتِ وَ اْلأَرْضِ﴾[1] هم آن سپاه خداست، هم این سپاه خداست! این خدا اگر بخواهد توان آن را دارد كه دل ها را پر از پر از و در برابر استقلال و آزادی كند؛ این‌چنین دل ها، هم آن اندیشه ‌های ناب را می ‌پذیرند، هم آن انگیزه ‌های صائب و صالح و را می‌ پذیرند و با تربیت شاگردانی چون می‌ توانند جهان را پر از عدل و داد كنند. وقتی وجود مبارك امیرالمومنین مفاخر اهل بیت را شرح می دهد می‌ گوید پیغمبر از ماست، حسن از ماست، حسین از ماست و مانند آن، بعد جریان مهدی را ذكر می ‌كند كه مهدی این امت از ماست همه به وجود مبارك آن حضرت افتخار می‌ كنند تا جامعه بشریت به ثمر برسد. 🔸 تا كنون درخت انسانیت میوه نداد ﴿وَإِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِی اْلأَرْضِ یضِلُّوكَ﴾[2] روزی بالاخره جامعه بشری باید به برسد و میوه بدهد. آن روزی كه جامعه بشری به ثمر می ‌رسد و میوه ‌اش بار می ‌یابد همه دارد كه میوه علمی اوست، هم دارد كه میوه عملی اوست، روز ظهور است؛ لذا ذات اقدس الهی فرمود همان طور كه ما را زنده می ‌كنیم، را هم زنده می ‌كنیم و اگر آن وحی الهی پیدا كرد بر هر فكر و اراده ‌ای مصمم باشد مسلط است. هیچ كسی در برابر ظهور سلطنت وحی قدرت مقاومت ندارد. انبیای بزرگ وقتی وحی الهی دریافت كردند دستور رسیده است تسلیم محض ‌اند. مستحضرید در سوره «حشر» فرمود این قرآن را كوه نمی ‌تواند تحمل كند ﴿لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلی جَبَلٍ لَرَأَیتَهُ خاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْیةِ اللّهِ وَتِلْكَ اْلأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنّاسِ﴾[3] اما همین قرآن را تحمل می‌ كند. انسان كامل در برابر كوه یا آسمان یا زمین و مانند آن ستبرتر است، ولی در برابر ظهور اراده حق است. وقتی به ابراهیم خلیل دستور می ‌رسد كه حرف اینها را گوش نكن ﴿حَرِّقُوهُ وَانْصُرُوا آلِهَتَكُمْ﴾[4] تو را مرعوب نكند این می‌ شود خود را به امواج آتش تسلیم می ‌كند و مانند این در جریان انبیا فراوان است؛ وقتی آن وحی با آن سلطنت در اختیار ولیّ عصر قرار می‌ گیرد، دل های مردم به وسیله آن حضرت متحوّل می ‌شود. [1]. سوره فتح، آیه4 و 7. [2]. سوره انعام، آیه116. [3]. سوره حشر، آیه21. [4]. سوره انبیاء، آیه68. 📚 درس اخلاق تاریخ: 1380/08/10 🆔 @rahighemakhtoom
8.34M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹نزول قرآن به صورت تجلی آن به آن است یا تجافی؟ 🔹آثار نزول بالتجلی قرآن چیست؟ 🔹نزول بالتجافی چه ارتباطی با هرمنوتیک دارد؟ 🔹قرآن در عرصه علوم انسانی طبق این دو دیدگاه چه آثاری را در پی دارد؟ 💠 استاد ملک زاده @rahighemakhtoom
(122) 🔅🔅🔅 آیه 4 - والذين يومنون بما انزل اليك و ما انزل من قبلك و بالاخره هم يوقنون 📌 تفسير 🔲ايمان اجمالى و تفصيلى به وحى و رسالت ▫️مراد از (ما انزل اليك)، وحى خاص (قرآن و حديث قدسى و...) است كه بر رسول خدا (پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله)) نازل شده و از آن به نبوت خاصه تعبير مى شود و مراد از (ما انزل من قبلك) مطلق وحى و رسالت است كه در عين آن كه به نبوت عامه موسوم است، تعميم و توسعه فردى آن را نيز در بردارد؛ يعنى، ايمان به جميع آنها كه غير از ايمان به جامع آنهاست، لازم است. ▫️سر اين كه در كنار ايمان به مطلق وحى و نبوت عامه، ايمان به وحى خاص و نبوت خاصه ذكر شده، ظاهرا اين است كه اولا اهميت قرآن كريم و رسالت پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله) بيان شود و ثانيا تفهيم شود كه درباره كتابهاى آسمانى و پيامبران آنها افزون بر ايمان اجمالى (كه همان ايمان به نبوت عامه است) ايمان تفصيلى نيز لازم است. البته مقدار تفصيل همان است كه به طور مبسوط در زبان قرآن و لسان عترت طاهرين (عليه السلام) آمده است و آنچه كه مقصوص نيست: (منهم من قصصنا عليك و منهم من لم نقصص عليك) ايمان تفصيلى به آن اصلا مطرح نيست. ▫️ ادامه دارد.... 🍀🍀🍀 🔅تفسير و قرآن پژوهی @rahighemakhtoo
(122) 🔅🔅🔅 آیه 4 - والذين يومنون بما انزل اليك و ما انزل من قبلك و بالاخره هم يوقنون 📌 تفسير 🔲 معاد باورى پرهيزكاران ▫️يكى از برجسته ترين ره آوردهاى انبياى الهى معارف و احكام مربوط به معاد است. ايمان به وحى و رسالت بدون اعتقاد به معاد سودمند نيست ؛ زيرا دين همان صراط است و صراط براى مقصد است و اگر مقصدى به عنوان جهان ابد و عالم حساب و قسط و عدل و پاداش و كيفر نباشد، صراط بى معناست. با اين بيان، تناسب و وجه تاخر جمله (و بالاخره هم يوقنون) از (يومنون بما انزل اليك و ما انزل من قبلك) نيز روشن مى شود. ▫️يقين به آخرت در پرتو ايمان به وحى و رسالت حاصل مى شود و به انضمام آن، اركان تقوا كامل مى شود. مهمترين عامل صيانت انسان از تبهكارى همان اعتقاد به قيامت و ياد معاد است: (اخلصناهم بخالصه ذكرى الدار) و آنچه مايه انحراف و ابتلاى به عذاب الهى است، فراموشى قيامت است: (ان الذين يضلون عن سبيل الله لهم عذاب شديد بما نسوا يوم الحساب). ▫️ممكن است كسى از نظر توحيد ذاتى و توحيد خالقى موحد باشدت ولى معتقد به معاد نباشد، همانند وثنيين حجاز كه خدا را خالق آسمانها و زمين مى دانستند: (و لئن سالتهم من خلق السموات والارض ليقولن الله)، ولى به عنوان حكيم عادلى كه روزى را براى حسابرسى و پاداش و كيفر قرار داده است، باور نداشتند، چون اعتقاد به خدايى كه از انسان بازخواست نكند سهل است، ولى اعتقاد به خدايى كه نسبت به دنيا و آخرت ربوبيت دارد، دشوار مسئوليت آور است. ▫️ ادامه دارد.... 🍀🍀🍀 🔅تفسير و قرآن پژوهی @rahighemakhtoo
(تفسیر وقرآن پژوهی) 🔅🔅🔅 💢 نگاشت 41:نکته ها و پیام های تفسیری آیه 33و 34 سوره عبس ✳️فإِذَا جَاءَتِ‌ الصَّاخَّةُ (به یاد آرید) آن گاه که ندای مهیب قیامت (به گوش همه خلق) برسد. 🔅🔅🔅 ۱ - وقوع قیامت با غرش هایى کر کننده و ناشى از اصطکاک موجودات، همراه است. (فإذا جاءت الصاخّة) 🔹هر صدایى که از برخورد صخره با صخره اى دیگر یا مانند آن پدید آید صَخّ و صَخیخ نامیده مى شود و «صاخّة» غرشى است که گوش را بکوبد و بر اثر شدت صدا آن را کر سازد(لسان العرب). ۲ - برپایى قیامت، همراه با نفخ صور است.* (فإذا جاءت الصاخّة) 🔹تطبیق «صاخّة» بر قیامت، ممکن است به اعتبار غرشى باشد که از آن در بعضى از آیات دیگر، به نفخ صور یاد شده است. ۳ - وقوع قیامت، حتمى است و فاصله اى با پایان دنیا ندارد. (فإذا جاءت الصاخّة) ۴ - «صاخّه»، از نام هاى قیامت است. (فإذا جاءت الصاخّة) ۵ - قیامت، رخدادى بزرگ و صحنه فریادهاى گوش خراش مردم (فإذا جاءت الصاخّة) 🔹«صاخّة»; یعنى، فریاد شدیدى که گوش ها را کر کند و به حادثه بزرگ نیز اطلاق مى گردد (قاموس). در کشاف آمده است که توصیف قیامت به این وصف، به اعتبار فریاد کشیدن حاضرانِ در قیامت است. 🔅🔅🔅 ✳️يوْمَ‌ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ‌ أَخِيهِ‌ آن روز که (از وحشت و هولناکی) هر کس از برادرش می‌گریزد. ۱ - قیامت، روز فرار هر انسانى از برادر خویش است. (یوم یفرّ المرء من أخیه) ۲ - رابطه خویشاوندى - هر چند قوى باشد - براى نجات از سختى هاى قیامت سودى ندارد. (یوم یفرّ المرء من أخیه) فرار از برادر، به معناى تنها گذاشتن او در شداید قیامت است. ۳ - قیامت، روز احساس خطر; حتى از نزدیک ترین خویشاوندان خود* (یفرّ المرء من أخیه) 🔹فرار از برادر، حاکى از خطرى است که باقى ماندن در کنار او، آن را محتمل مى سازد; چه خطرى باشد که فرار از آن سودى نمى بخشد . ۴ - ناتوانى همگان، از مقاومت در برابر سختى هاى قیامت (یوم یفرّ المرء) 🔹فرار مردان - با توجّه به این که ترجیح فرار بر قرار به ویژه براى مرد تحمل نوعى زبونى و حقارت است - نشانگر سنگینى مشکلات قیامت و ناتوانى همه انسان ها از تحمّل آن است. ۵ - حاضران صحنه قیامت، از مؤاخذه دیگران و گرفتن حقوق خود - حتى از نزدیک ترین خویشاوندان - چشم پوشى نخواهند داشت.* (یوم یفرّ المرء من أخیه) 🔹فرار از برادر و ترس از روبه رو شدن با او، حاکى از واقع شدن در مؤاخذه شدید از سوى او است; به گونه اى که شخص گمان مى کند که اگر فرار نکند، گرفتار خواهد شد. ۶ - شدّت گرفتارى مردم در قیامت، مانع پرداختن آنان به حلّ مشکلات دیگران; حتى خویشاوندان خویش (یوم یفرّ المرء من أخیه) 🔹جمله «لکلّ ... شأن یغنیه» در آیات بعد، مى تواند قرینه بر انگیزه فرار در قیامت باشد; یعنى، هر کس آن قدر به خود مشغول است که گوش و چشم خود را بر فریاد و زارى دیگران فرو مى بندد و از درگیر ساختن خود با مسائل آنان مى گریزد. 🌿👈 ادامه دارد.... ☘️☘️☘️ 🔅تفسیر و قرآن پژوهی @rahighemakhtoom
(61) 🔅🔅🔅 ⏪31- نتیجه فرع تکلیف است(برنامه مبتنی بر انجام وظایف تعیین شده از سوی دین) قَالَ رَبِّ إِنِّى دَعَوْتُ قَوْمِى لَيْلاً وَنَهَاراً * فَلَمْ يَزِدْهُمْ دَعَآءِى إِلَّا فِرَاراً(نوح آيه 5-9) (نوح) گفت: پروردگارا همانا من قوم خود را شب و روز دعوت كردم*ولى دعوت من جز بر فرار آنان نيفزود. ☑️ارشاد و تبليغ مردم بايد مستمر باشد. «ليلاً و نهاراً» ☑️اگر زمينه پذيرش نباشد، دعوت شبانه روزى پيامبر هم اثرى ندارد. «ليلاً و نهاراً فلم يزدهم دعاءى الاّ فرارا» ☑️در تبليغ بايد شرايط زمان و مكان و حالات افراد را در نظر گرفت. گاهى بايد سرّى باشد و خصوصى، گاهى علنى و عمومى. «ليلاً و نهاراً... دعوتهم جهارا... اعلنت لهم... اسررت لهم» 🌿👈 ادامه دارد.... ☘☘☘ 🔅تفسیر و قرآن پژوهی @rahighemakhtoom
1.82M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مرگ، پایان راه نیست یک حقیقتی است که هرگز از بین نمی رود، بلکه را می میراند و مرگ تحت فشار برخورد انسان با او، لِه می شود و از پا در می آید و انسان وارد صحنه می شود و مرگی دیگر نیست؛ وارد ساهره می شود، مرگی نیست؛ وارد می شود، مرگی نیست. بارها به ما فرمود و فهماند که انسان مرگ را می میراند، نه بمیرد! این حرف برای همیشه تازه است، مشکل این است که خیال می کند مرگ آخر خط است، مرگ است، و تا انسان زنده است باید در و نوش و باشد!! ✅ درس خارج تفسیر قرآن _ قم ؛ ۱۳۹۳/۰۲/۱۴ @rahighemakhtoom
برداشت از آیه ۱۲ 📌 یکی از صفاتی که باید الی در خود ایجاد کند توکل است، به معنی قرار دادن کسی است که کاری را که او نمی تواند انجام دهد دیگری بتواند انجام دهد. این روحیه اگر در کسی به وجود آمد، طبعاً به خدای تعالی هم به طریق اولی می کند. 🔅تفسیر و قرآن پژوهی @rahighemakhtoom
www.RASEKHOON.netآثار یقین ۷۱.۱.mp3
زمان: حجم: 6.26M
(۷۱) مرحوم آیت الله (رضوان الله علیه) 🌿🌿🌿 📼آثار یقین ۱ 🕑 زمان:۵۱دقیقه ☑️ ثواب انتشار و استفاده از این فایل هدیه به پیشگاه مطهر ثواب انتشار و استفاده از این فایل هدیه به پیشگاه مطهر حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله 🔰در رساندن سخن حق و پایبندی به آن استقامت بورزیم و ثابت قدم باشیم.یاریگر ما در انتشار این دغدغه باشید. 👈🏾ادامه دارد... 🔅تفسیر و قرآن پژوهی @rahighemakhtoom
55 🔅🔅🔅 🗓مثَل نور و ظلمات 3 (اءَوَ مَن کَانَ مَیْتًا فَاءَحْیَیْنَهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا یَمْشِی بِهِی فِی النَّاسِ کَمَن مَّثَلُهُ فِی الظُّلُمَتِ لَیْسَ بِخَارِجٍ مِّنْهَا کَذَا لِکَ زُیِّنَ لِلْکَفِرِینَ مَاکَانُواْ یَعْمَلُونَ) . (سوره انعام 122) ((آیا کسی که مرده بود سپس او را زنده کردیم و نوری برایش قرار دادیم که با آن در میان مردم راه برود ، همانند کسی است که در ظلمتها باشد و از آن خارج نگردد ؟ ! این گونه برای کافران ، اعمال (زشتی ) که انجام می دادند ، تزیین شده (و زیبا جلوه کرده )است )) . 🌿🌿🌿 📜 نکته ها : ⏪ 1- کشش و جذبه الهی از جمله (فاءَحْیَیْناهُ) ، (ما او را زنده کردیم ) استفاده می شود که ، ایمان ، گرچه باید با کوشش از ناحیه خود انسان صورت گیرد ، امّا تا کششی از ناحیه خدا نباشد ، این کوششها به جایی نمی رسد . به قول علاّمه طباطبائی قدّس سرّه : تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت از سَمَک تا به سُهایش کشش لیلی برد ⏪ 2- مرده های متحرّک آیه شریفه در مورد کافران لجوج می فرماید : (کَمَن مَّثَلُهُ فِی الظُّلُمَتِ) ؛ ((همانند کسی که مثل او در ظلمات است )) ، نگفت : (کَمَن فِی الظُّلُمَتِ) ؛ ((همانند کسی که در ظلمتهاست )) . 🔘 بعضی گفته اند : هدف ازاین تعبیر این است که چنین افراد به قدری در تاریکی و بدبختی فرو رفته اند که وضع آنها ضرب المثل شده است که همه افراد فهمیده از آن آگاهند . 🔘 ولی عدّه ای از مفسران می گویند : ((ممکن است این تعبیر اشاره به معنای لطیف تری باشد و آن اینکه : از هستی و وجود این گونه افراد در حقیقت چیزی جز یک شبح ، یک قالب ، یک مثال و مجسّمه باقی نمانده است ؛ هیکلی دارند بی روح و مغز و فکری از کار افتاده )) . 🔘 از رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت شده که ضمن مواعظی به اصحاب ، فرمودند : ((از همنشینی بامردگان دوری جویید که قلب شما را می میرانند . یکی از اصحاب پرسید : ای رسول خدا منظور از همنشینی با مردگان چیست ؟ فرمود : کُلُّ غَنِی مُتْرَفٍ ؛ مراد ثروتمندان مغرور و رفاه طلبی است که ناز پرورده اند (و همواره نق می زنند) . 🔘 امام علی علیه السّلام در نهج البلاغه نیز افراد بی تفاوت و بی درد را به ((مرده )) تشبیه کرده ، می فرماید : ((وَمِنْهُمْ تارِکٌ لاِنْکارِ الْمُنْکَرِ بِلِسانِهِ وَقَلْبِهِ وَیَدِهِ فَذلِکَ مَیِّتُ الاَْحْیاءِ ؛ افرادی که در برابر منکرات بی تفاوتند و هیچ گونه حرکت زبان و عملی در برابر آن از خود نشان نمی دهند و یا دست کم در دل خود هم احساس ناراحتی نمی کنند ، اینها مرده متحرکند (که همچون حیوان یک سر و دو گوش در میان مردم راه می روند ، ولی از روح انسانیّت بهره ای ندارند)) . آن حضرت در جای دیگر مرگ با عزّت را ((حیات )) و زندگی ذلّت بار را ((مرگ )) نامیده است . 🔘 آنگاه که در صفّین لشکریان معاویه پیشی جسته و راه ورود بر آب فرات را بر اصحاب آن حضرت بسته بودند خطاب به سربازان خود فرمود : ((قَدِ اسْتَطْعَمُوکُمُ الْقِتالَ ، فَاءَقِرُّوا عَلی مَذَلَّةٍ ، وَّتَاءخِیرِ مَحَلَّةٍ ، اءَوْرَوُّوا السُّیُوفَ مِنَ الدِّماءِ تَرْوَوْا مِنَ الماَّءِ ، فَالْمَوْتُ فِی حَیاتِکُمْ مَقْهُورِینَ ، وَالْحَیاةُ فِی مَوْتِکُمْ قاهِرِینَ)) . ((به تحقیق لشگریان معاویه شما را به جنگ فرا می خوانند و شما دو راه بیشتر ندارید ، یا باید تن به ذلّت دهید و تسلیم زورگویی دشمن شوید و یا این که شمشیرهایتان را از خون آنان سیراب کنید ، آنگاه خودتان با عزّت و سربلندی از فرات آب بنوشید ، زیرا زندگی ذلّت بار مرگ است و مردن باعزّت زندگی است . 👈🏾ادامه دارد..... 🍀🍀🍀 🔅تفسیر و قرآن پژوهی @rahighemakhtoom
56 🔅🔅🔅 🗓مثَل نور و ظلمات 4 (اءَوَ مَن کَانَ مَیْتًا فَاءَحْیَیْنَهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا یَمْشِی بِهِی فِی النَّاسِ کَمَن مَّثَلُهُ فِی الظُّلُمَتِ لَیْسَ بِخَارِجٍ مِّنْهَا کَذَا لِکَ زُیِّنَ لِلْکَفِرِینَ مَاکَانُواْ یَعْمَلُونَ) . (سوره انعام 122) ((آیا کسی که مرده بود سپس او را زنده کردیم و نوری برایش قرار دادیم که با آن در میان مردم راه برود ، همانند کسی است که در ظلمتها باشد و از آن خارج نگردد ؟ ! این گونه برای کافران ، اعمال (زشتی ) که انجام می دادند ، تزیین شده (و زیبا جلوه کرده )است )) . 🌿🌿🌿 ⏪ 3- زیبا جلوه کردن اعمال زشت خداوند متعال در پایان آیه مورد بحث اشاره به علّت سرنوشت شوم کافران نموده ، می فرماید : (کَذَا لِکَ زُیِّنَ لِلْکَفِرِینَ مَاکَانُواْ یَعْمَلُونَ) ؛ ((این چنین اعمال کافران در نظرشان جلوه داده شده است )) . 🔘 آری ، خاصیّت تکرار یک عمل زشت این است که به تدریج از قبح و زشتی آن در نظر کاسته می شود و حتی به جایی می رسد که به عنوان یک کار خوب در نظر انسان جلوه می کند و همچون زنجیری بر دست و پای او می افتد و اجازه خروج از این دام را به او نمی دهد ، یک مطالعه ساده در حال تبه کاران این حقیقت را به خوبی روشن می سازد . 🔘 می گویند : ((یکی از سران آمریکا در پاسخ این سؤ ال که چرا دستور داده است دو شهر بزرگ ژاپن (هیروشیما و ناکازاکی ) را بمباران اتمی کنند و حدود 200 هزار نفر کودک و پیر و جوان را نابود سازند ؟ گفته بود : ما به خاطر صلح این دستور را داده ایم ! که اگر این کار را نمی کردیم جنگ طولانی تر می شد و می بایست بیش از این می کشتیم ! )) . 👈🏾ادامه دارد..... 🍀🍀🍀 🔅تفسیر و قرآن پژوهی @rahighemakhtoom
💠 منتظران راستین 📚 پیام به کنگره مسلمانان آمریکا ایالت میشیگان تاریخ: 1395/05/10 🔸 ، بخش ‌هاي وسيعي از اوصاف اينها به صورت شرح و تفصيل و بخش ‌هايي از عصاره فضيلت اينها هم به صورت اجمال و متن در قرآن کريم آمده است؛ قرآن کريم از اينها به عنوان مجاهد، مهاجر، مؤمن، اهل نماز، اهل روزه، اهل حج، اهل خمس، اهل زکات و مانند اين ياد کرد که اينها تفصيل آن مُجمل و شرح آن متن است. 🔸 فرمود کساني به مقصد مي ‌رسند و مقصود را در مقصد مشاهده مي ‌کنند که ﴿لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ﴾،[1] ﴿لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ﴾؛[2] فرمود عالِم به مقصد برسد دشوار است، عاقل به مقصد برسد دشوار است، هر عالِمي به مقصد نمي ‌رسد و هر عاقلي به مقصد نمي‌ رسد؛ نفرمود علما به مقصد مي ‌رسند، نفرمود عقلا به مقصد مي‌ رسند؛ فرمود: ﴿لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ﴾! ﴿لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ﴾! ما نژاد و قومي در شرق و غرب عالَم به نام قوم عالِم و قوم عاقل نداريم! اين تازي و فارسي نيست که نژاد باشد و قوم داشته باشد! اين لُر، ترک، بلوچ و مانند آن نيست که جزء اقوام باشد، مثلاً اقوام آريايي باشد يا اقوام کذا و کذا باشد! ما در تمام کره زمين و نداريم، اين قوم به معناي نژاد و شناسنامه و مانند آن نيست. اين ﴿لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ﴾، اين ﴿لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ﴾،[3] اين ﴿لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ﴾[4] و اين ﴿لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ﴾ که در قرآن آمده است، يعني مردان و زنان زنده که باشند، نه عالِم! باشند، نه عالِم! وجود مبارک حضرت که جهان را اصلاح مي ‌کند، چون قائم «بالعقل و العدل» است! پس صِرف عالِم بودن کافي نيست! صِرف عاقل بودن کافي نيست! تا قيام نکند به علم و عقل نکند، نه مشکل خود را حلّ مي ‌کند و نه «غُل جامعه»[5] را از گردن ديگران بر مي ‌دارد. اگر رسول گرامي (عليه و علي آله آلاف التحية و الثناء) ﴿يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الأغْلاَلَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ﴾[6] بود، چون قوم عاقل بود؛ يعني قائم «بالعقل» و «بالعلم» بود. وجود مبارک حضرت حجّت (صلوات الله و سلامه عليه) چون به عقل قيام مي ‌کند، علم قيام مي ‌کند، و قسط قيام مي ‌کند، به توحيد و وحي و نبوّت قيام مي‌ کند، جامعه را از خواب بودن بيدار مي‌ کند، از مُستَلقي[7] بودن مي‌ نشاند، از نشسته به نيم‌ خيز در مي ‌آورد، از نيم ‌خيز اينها را ايستا و قائم مي‌ کند که ﴿لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ﴾[8] مي‌ شوند، جامعه ايستاده و مقاوم جامعه نجات ‌يافته است. او چون قائم به عقل است، نه زير بار کسي مي ‌رود و نه کسي را به زير بار مي ‌آورد، نه بيهوده سخن مي ‌گويد و نه بيهوده را مي‌ شنود! ﴿لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ﴾، گاهي کار به قدري مهم است که عادل بودن هم کافي نيست، قائم به قِسط بودن هم کافي نيست، فرمود: باشيد.[9] آنها که مثل امام راحل (رضوان الله تعالي عليه) جزء ياران حضرت هستند، او قائم به قسط است، يک؛ در مواقع خطر قوّام به قسط است، دو؛ سيصد و اندي اصحاب مانند (رضوان الله تعالي عليه) دارد، اگر يک وليّ ‌اي در جهان ظهور کرد و بيش از سيصد يار مثل امام راحل داشت و جامعه بشري را به قائم کرد، اين جامعه نجات پيدا مي ‌کند. ========== [1] . سوره بقره، آيه164؛ سوره رعد، آيه4؛ سوره نحل، آيات12 و67؛ سوره عنکبوت، آيه35؛ سوره روم، آيات24 و28؛ سوره جاثيه، آيه5. [2] . سوره بقره، آيه230؛ سوره انعام، آيات97 و105؛ سوره اعراف، آيه32؛ سوره توبه، آيه11؛ سوره يونس، آيه5؛ سوره نمل، آيه52؛ سوره فصّلت، آيه3. [3] . سوره يونس، آيه24؛ سوره رعد، آيه3؛ سوره نحل، آيات11 و 69؛ سوره روم، آيه21؛ سوره زمر، آيه42؛ سوره جاثيه13. [4] . سوره انعام، آيه99؛ سوره اعراف، آيات52 و 188 و 203؛ سوره يوسف، آيه111؛ سوره نحل، آيات64 و 79؛ سوره نمل، آيه86؛ سوره قصص، آيه3؛ سوره عنکبوت، آيات24 و 51؛ سوره روم، آيه37؛ سوره زمر، آيه52. [5]. لغت‌نامه دهخدا، غل جامعه: [غ ُ / غ ُل ْ ل ِ/ م ِ ع َ/ ع ِ] (ترکيب وصفي، اِ مرکب) قسمي غل که گردن و دست و دوپاي در بند دارد. غل که گردن و دست و پاي را ببندد. رجوع به غُلّ شود. [6]. سوره اعراف, آيه157. [7]. لغت‌نامه دهخدا، مستلقي: [م ُ ت َ] نعت فاعلي از استلقاء، خفته بر قفا؛ بر قفا خوابنده يعني پشت به بسترکرده دست و پا درازکننده، بر پشت خفته. [8]. سوره حديد, آيه25. [9]. سوره نساء, آيه135؛ ﴿أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ﴾. 🔅تفسیر و قرآن پژوهی @rahighemakhtoom