eitaa logo
راه قرآن و اهل بیت (ع)
408 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
167 ویدیو
44 فایل
﷽«بِـسـْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحــیم»﷽ 👈 ربات شمارش ختم ذکر صلوات ❇️ قرآن وتفسیر ❇️معارف نهج البلاغه ❇️حدیث وروایات ❇️حکایت و توصیه های اخلاقی لینک عضویت👇 http://eitaa.com/joinchat/1679360018C6487fbb7d7
مشاهده در ایتا
دانلود
نه می توان به همین سادگی مسافر شد نه می توان به یکی پر زدن مهاجر شد بسا کسی که بسوی تو کاروانها بست ولی نیامده کارش گرفت و تاجر شد بسا کسی که به پابوسی تو هم آمد ولی به راه تو مؤمن نگشت و کافر شد خوشا بحال کلاغی که کنج لانه ی خود کبوتران تو را دوست داشت، زائر شد خوشا به حالت چشمان بچه آهویی که عاشقانه ترین بیت هرچه شاعر شد قسم به عشق که شرط و شروط لازم نیست فقط بناست که غایب نبود و حاضر شد چگونه می شود از سد روزگار گذشت که لحظه ای بتوان با شما معاصر شد ببند بار سفر را، پرنده آمد و گفت که می توان به همین راحتی مسافر شد : حال شیرین زیارتنامه خواندن در حرم می‌کشاند سوی مشهد عاقبت فرهاد را صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم ياابا عبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، (ع) . @Quranahlebayt
من بی دل آمدم که تو دلدار من شوی  غمدیده آمدم که تو غمخوار من شوی شادم که در حریم تو افتاده بار من  آیا شود ز لطف خریدار من شوی خود را ز راه دور کشاندم به کوی تو  دل خسته آمدم که مددکار من شوی هرطور راحتی، بزن، اما نمی روم  این بار آمدم که فقط یار من شوی من ورشکسته ی گنهم، می شود شبی یوسف شوی و گرمی بازار من شوی عمرم به باد رفته به داد دلـم برس  من آمدم که مونس من یار من شوی آقایی ام همیشه ز سلطانی شماست یک عمر نوکـرم که تو سالار من شوی خوانم میان صحن تو تا روضه ی حسین  گویا که از وفـا تو گرفتار من شوی پیچیده باز در حـرمِ تو صدای من  دست شماست روزیِ کرب و بلای من : به خراسان ببری یا نبری حرفی نیست تو نگیر از منِ دلخسته "رضا گفتن" را صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم ياابا عبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، (ع) . @Quranahlebayt
روز هشتم غزلی عشق مرا می چیند سفره را گوشه ی ایوان طلا می چیند از همین اول صبح نیت مشهد کردم نام سلطان دلـم را به زبان آوردم شورعشقی به دلم ریخت، غمی پیرم کرد یارضا گفتم و این اسم نمک گیرم کرد هشتمین روز، قرار از دل ما میگیرد سحر، عطرحرم وصحن وسرا میگیرد هشتمین روز هوای دلمان بارانیست مشهدو کرب وبلا هردوحرم مهمانیست هشتمین روز عجب حال دعایی دارم حالت مشهدی و کـرببلایی دارم سحر هشتم ماه رمضان، در سفرم بین اربابم و سلطان خودم دربه درم هم سر سفره ی سلطان دوعالم هستیم هم پریشان شب هشت محرم هستیم هم علی اکبریم هم رضوی، حیرانم کـفـتـر بام حسین و حـرم سلطانم : حرم امن خدا پنجره فولاد شماست و خدا گفت که دیدی چه رضایی دارم؟ صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم ياابا عبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، (ع) . @Quranahlebayt
ای کاش برای ما دعا بنویسند یک تذکره ی کرببلا بنویسند ما حج که نرفته ایم اما کافیست یک مرتبه حج فقرا بنویسند آقا به ملازمان بگو نامم را یک گوشه ی ایوان طلا بنویسند ما شیعه که نه، ولی شما راضی شو ما را ز محبان شما بنویسند راضی نشوی که خادمان نامم را از دفتر نوکـران جدا بنویسند گفتم که پس از مردن من جای دعا روی کفنم بنویسند : همه با درد به دنبال طبیبی هستیم دوری از کوی تو بیمار شدن هم دارد صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم ياابا عبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، (ع) . @Quranahlebayt
دوباره میروم آرام و بی صدا مشهد سلام حضرت سلطان،سلام یا مشهد سلام میدهم از دور و می‌شوم نزدیک چقدر فاصله‌ها کم شده‌ست،تا مشهد کبوترِ حَرمی،جز حرم چه می‌خواهد؟ همانکه انس گرفته‌ست با تو،با مشهد رفاقتی‌ست میان من و تو و حرمت شده محل قرار رفیق‌ها،مشهد چقدر خسته‌ام از روزگار بی وجدان کسی که خسته شده میرود کجا؟ مشهد دوباره حال دلم بد شده مریض توام شفای عاجل من شو،ببر مرا مشهد دوباره مثل همیشه مرا به خود بطلب دوباره مثل همیشه بگو بیا مشهد همیشه گرم سفر هستم از حرم به حرم منم مسافر هر روزِ : همه با درد به دنبال طبیبی هستیم دوری از کوی تو بیمار شدن هم دارد صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم ياابا عبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، (ع) . @Quranahlebayt
هر روز هفته با نگاهت عالمی دارم وقتی که هستی در کنارم چه غمی دارم؟ راحت بگویم، من بدون عشق میمیرم من زنده ام تا لحظه ای که همدمی دارم حرف دلم را به کسی جز تو نمیگویم وقتی به خوبی تو آقا محرمی دارم در سایه ی هر بیرقی سینه نخواهم زد وقتی که مانند تو صاحب پرچمی دارم در دست دارم ریشه هایی از عبایت را شکر خدا حبل المتین محکمی دارم هرجا که پای تو وسط باشد بدون شک از غربتت باران اشک نم نمی دارم نامت تب مرثیه را می آورد با خود هر چهارشنبه در دل خود ماتمی دارم : کربلایی می شود، پسوند اسمش هرکسی جرعه ی آبی ز سقاخانه ات نوشیده است صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم ياابا عبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، (ع) . @Quranahlebayt
هرچند که در شهر تو بازار زیاد است باید برسم زود، خریدار زیاد است من دربه‌در پنجره‌ فولادم و دیریست بین من و آن پنجره دیوار زیاد است آنقدر کریمی که بدهکار تو کم نیست آنقدر کریمی که طلبکار زیاد است پاییز رسیدم به حرم، با همه گفتم اینجا چقدر چادر گلدار زیاد است با بار گناه آمده‌ام مثل همیشه با بار گناه آمدم اینبار زیاد است گندم به کبوتر بدهم، شعر بگویم آخر چه کنم در حرمت؟ کار زیاد است نوروز به نوروز، محرم به محرم سرمست زیاد است، عزادار زیاد است از دور سلامی تو و از دور جوابی این فاصله انگار نه انگار زیاد است آن شب که به رؤیای من افتاد مسیرت دیدم چقدر لذت دیدار زیاد است در خواب، سر سفره ی اطعام تو گفتی هرقدر که می‌خواهی بردار، زیاد است : غرق عصیانم ولی پای تو گیرم  لااقل روی تو ای ماه منیرم لااقل تا مسیر عاشقی سمٺ شماسٺ من هم از آوارگان این مسیرم لااقل صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم ياابا عبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، (ع) . @Quranahlebayt
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
با تو هوای عالم امکان عوض شده وجه خدا رسیده و انسان عوض شده چندین هزارسال خراسان خرابه بود با تو بهشت گشته، بیابان عوض شده وقتی به مشهد تو رسیدم نسیم گفت: پرونده سیاه گناهان عوض شده ایران کسی سراغ طبیبان نمی رود با این ضریح شیوه درمان عوض شده هدهد به آهوی تو نگاهی نمود و گفت احساس میکنم که سلیمان عوض شده اینجا گدا برای همیشه غنی شود در این حریم معنی احسان عوض شده گنبد طلای تو به دلم نور می دهد بعد از زیارت تو دل و جان عوض شده من زائرت شدم که ملک خادمم شده آقا شدم به لطف تو مهمان عوض شده نقاره میزنند کسی خنده می کند حاجت گرفته، دیده گریان عوض شده آقا حریم مرقدتان کل کشور است فأخلع بگو که وادی ایران عوض شده : 💔 شده ام خراب و بدنام وهنوز امیدوارم که زگوشه ی نگاهت برسم به نیک نامی صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، (ع) . @Quranahlebayt
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
خاک پای زائر شاه خراسان میشوم یارضا میگویم و آیینه بندان میشوم هر کجا باشم گدای کوی این آقا منم همچو موسی سائل دستان سلطان میشوم بازهم ازلطف این آقاکه صاحب سفره است  برسراین سفره جزء ریزه خواران میشوم پنجره فولاد او را در بغل حس میکنم هرزمان دلتنگ عطروبوی باران میشوم بعد عمری گر نصیب من شود کرببلا تا ابد ممنون آقای خراسان میشوم : عشق یعنی درخیابانهای اطراف حرم سربه زیروباادب آهسته برداری قدم صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم ياابا عبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، (ع) . @Quranahlebayt
وقتی فرشته دست دعای مرا گرفت کم کم بساط یک سفر تازه پاگرفت مبدا دلِ شکسته ی من بود وبعداز آن بال فرشته مقصد ایوان طلا گرفت بی اختیار مرغ دلم پرکشید وبعد بین کبوتران حریم توجا گرفت باب الجواد بودم وباران شروع شد اذن دخول را که دلم از شما گرفت لب وا نکرده بودم وحاجت روا شدم لطفت مجال حرف زدن از گدا گرفت من حاجی فقیرم و تو کعبه ی منی سعی صفا هم از قدم تو صفا گرفت دیدم کنار پنجره فولادتان شبی معلول بود کودکی اما شفاگرفت هرکس به گوشه های ضریحت دخیل بست از دست با عنایت تو کـربلا گرفت : 💔 سلام میدهم از بام خانه سمت حرم ببخش نوکرتان را، بضاعتش این است صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم ياابا عبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، (ع) . @Quranahlebayt
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
کنارچای خودامشب نبات می خواهم قلم به دست گرفتم دوات می خواهم امان نمیدهد این اشک گفت وگوی مرا میان گریه کمی هم ثبات می خواهم سپاه خواسته هایم مرازمین زده است از این هواوهوسها نجات می خواهم ملامتِ من درمانده درمرامت نیست بگیر دست مرا، التفات می خواهم امان برای شب دفن خویش می خواهم ضمان برای عبور از صراط می خواهم کریم بودن تو پر توقع ام کرده حضور قلب میان صلاة می خواهم شبیه صحن عتیقت بساز قلب مرا برای صحن دلم انبساط می خواهم کنار آبخوری های صحن گوهرشاد شرابِ کوثر و آب حیات می خواهم دخیل پنجره فولاد می نشینم باز برای کرب و بلایم برات می خواهم ببین که نذر ابالفضل کرده ام امشب دو جمله روضه کنار فرات می خواهم به روز دفن مرا هم کسی کفن نکند حصیرپاره ای ازیک دهات می خواهم : یک روز می‌رسد که شوم میهمان تو برمن بهشت می‌شودآن کنج صحن وبست زحمت به خادمان حریمت نمی‌دهم یک گوشه می‌نشینم وچشمم به گنبداست صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم ياابا عبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، (ع) . @Quranahlebayt
5.67M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باتکانِ پرچمت تسخیرکردی بادرا دلنشین کردی هوای نیمه ی مرداد را حالِ شیرینِ زیارتنامه خواندن درحرم می‎کشاندسمتِ مشهدعاقبت فرهادرا با نگاهِ مهربانت ضامن آهو شدی بعدازآن کردی اسیرِخوددلِ صیادرا حوضِ سقاخانه‎ات دارالشفایِ عالم است کرده بینایک نگاهت،کورِ مادرزاد را بازمی‎خواهم که مهمانِ توباشم مهربان بازمی‎خواهم ببوسم پنجره فولاد را پادشاهِ کشورِ عشقی ومن ازاین به بعد میگذارم روی مشهد نام عشق آباد را : 💔 به سینه دست گذاشتم، سلام ای سلطان سلام آنکه مرا جز درت پناهی نیست صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم ياابا عبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، (ع) . @Quranahlebayt