eitaa logo
رهروان شهدا
1.3هزار دنبال‌کننده
3.6هزار عکس
177 ویدیو
5 فایل
خورشید اینجا .... عشق اینجا....گنج اینجاست... زیارتگاه کربلای پنج اینجاست.... این خاک گلگون تکیه ای از آسمان است....
مشاهده در ایتا
دانلود
سکینه پاک ذات مادر شهید ؛توی مسجد الرسول بسیجی بود شبها یک گونی می گذاشت روی کولش و می رفت در خانه ها را می زد و اثاث می گذاشت و می دوید تا صاحب خانه ها او را نشناسند. ؛من رنگ حقوقش را نمی دیدم که هر ماه چیزی برایم می گذاشت و بقیه را به فقیر فقرا می داد. ؛ده پانزده روز از ماه گذشته می آمد و می پرسید : چیزی نداری؟ می گفتم حقوقت را چکار کردی؟ می گفت خدا پدرت را بیامرزد آن وقت می فهمیدم که همه را داده ★چرا؟ ؛چون خودش زجر کشیده بود نداری کشیده بود نان و آبلیمو می خورد ختمی می دانی چیه؟ این را می خیساند و نان خشک هم قاطی اش می کرد و می خورد سر طفولیت نداشت بخورد زمانی هم می توانست نخورد ★از طفولیتش بگو مادر ؛بچه های امثال ما طفولیت ندارند یک پیراهن داشت شب ها می شستمش خشکش می کردم و فردایش می پو شاندمش و می رفت مدرسه دور علی چادر می پیچیدم می گفتم غصه نخوری ها @rahro313
سکینه پاک ذات مادر شهید ؛توی مسجد الرسول بسیجی بود شبها یک گونی می گذاشت روی کولش و می رفت در خانه ها را می زد و اثاث می گذاشت و می دوید تا صاحب خانه ها او را نشناسند. ؛من رنگ حقوقش را نمی دیدم که هر ماه چیزی برایم می گذاشت و بقیه را به فقیر فقرا می داد. ؛ده پانزده روز از ماه گذشته می آمد و می پرسید : چیزی نداری؟ می گفتم حقوقت را چکار کردی؟ می گفت خدا پدرت را بیامرزد آن وقت می فهمیدم که همه را داده ★چرا؟ ؛چون خودش زجر کشیده بود نداری کشیده بود نان و آبلیمو می خورد ختمی می دانی چیه؟ این را می خیساند و نان خشک هم قاطی اش می کرد و می خورد سر طفولیت نداشت بخورد زمانی هم می توانست نخورد ★از طفولیتش بگو مادر ؛بچه های امثال ما طفولیت ندارند یک پیراهن داشت شب ها می شستمش خشکش می کردم و فردایش می پو شاندمش و می رفت مدرسه دور علی چادر می پیچیدم می گفتم غصه نخوری ها @rahro313