3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امروز آسمون تو نازترین حالت ممکنش بود:)
شده تاحالا دلتون برای یکی که سال هاست ندیدینش تنگ بشه؟
من جدی دلم برای یسری از دوستای دوران ابتداییم تنگ شده. اونم درصورتی که نه شماره ای ازشون دارم، نه نشونه ای، نه چیزی.
تنها چیزی که ازشون دارم یه عکسه.
حتی نمیدونم اونا منو یادشون هست یا نه؟
با اینکه ۸ یا ۹ سال از اون موقع میگذره، ولی هیچوقت خاطراتشون فراموشم نمیشه. حتی گاهی اوقات خوابشونو میبینم.
جدی دوست دارم یبار دیگه ببینمشون.
ولی اون تایمی که باهم بودیم خیلی خوش میگذشت. آخرین باری که دیدمشون کلاس سوم بود. یه اکیپ سه نفره بودیم. منو پانیذ و وانیا.
وای منم به طرز عجیبی هی خواب یکی از دوستای دبیرستانم که حتی اونقدرا هم صمیمی نبودیمو هرازگاهی میبینم
یه دنیای رندوم؛☫🏴
ولی اون تایمی که باهم بودیم خیلی خوش میگذشت. آخرین باری که دیدمشون کلاس سوم بود. یه اکیپ سه نفره بود
ابتدایی که بودم، خیلی شخصیتم پسرونه بود چون همیشه همبازی هام پسر عمه هام بودن (البته الان شخصیتم دخترونه شده)
اون موقع به فوتبال و بازی های تفنگی و این چیزا علاقه داشتم و همه بچه های مدرسه برعکس من بودن. عاشق عروسک بازی و خاله بازی.
تنها کسایی که منو همیشه درک میکردم و شبیهم بودن پانیذ و وانیا بودن.
یادم نمیره، وقتی زنگای ورزش مربی مارو میبرد سالن با پانیذ لباس فوتبال میپوشیدیم.
اون لباس محمدصلاح رو داشت و من چون استقلالی بودم لباس یکی از بازیکنای استقلال رو داشتم.
باهم کلی فوتبال بازی میکردیم و خوش میگذروندیم.
گاهی اوقات بوفه مدرسه بستنی و ذرت مکزیکی میفروخت و با پانیذ و وانیا میرفتیم یه گوشه میشستیم و میخوردیم و میخندیدیم.
چقدر دلم برای اون موقع ها تنگ شده.
حس میکنم آدم بی دغدغه تری بودم. ۳ تا دختربچه صاف و صادق بودیم بدون رفتارای تاکسیک.