فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
توجه توجه توجه توجه توجه توجه توجه ☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️
این کلیپ را دست به دست کنید که تبیین است و تکلیف برهمه ما
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
👌👌یوسف یاسین، آمریکایی عربتبار
در
👈یک حرکت خلاقانه با الگوگیری از #اذان #اعتراض خود را نسبت به
#سکوت_اعراب اینگونه سرود:
🔻شهادت میدهم #علمای امت اسلامی همه #ساکتند
و......
🔻شهادت میدهم #یارانِ_علی علیهالسلام #وفادارانِ_مخلص هستند و....
به ما گفتند باید بازی کنید.
گفتیم با کی؟؟
گفتند : با دنیا
تا خواستیم بپرسیم بازی چی ؟؟
سوت اغاز بازی رو زدن, فقط فهمیدم
" خدا " تو تیم ماست.
بازی شروع شد و دنیا پشت سر هم به ما گل میزد ولی نمیدونم چرا هر وقت به نتیجه نگاه میکردم, امتیازها برابر بود.
تو همین فکر بودم که خدا زد به پشتم, خندید و گفت:
نگران نباش تو وقت اضافه میبریم حالا بازی کن! گفتم اخه چطوری ؟؟
بازم خندید و گفت:
خیلی ساده فقط پاس بده به من,
باقیش با من. ...
پس الهی به امید تو .
پاشو لباست را بپوش وحرکت کن به سوی آینده بهتر بسمالله.
🔴فرار از خیام و چنگال مقاومت
رسانههای لبنانی از جمله الاخبار گزارش کردند از طلوع امروز نیروهای اشغالگر زیر آتش مقاومت، دست به عقب نشینی زدهاند.
آنها از تپه لوبیا در اطراف قلیعه عقب نشینی کردند که در مقابل قلعه شقیف است،
از داخل روستای مسیحی دیرمیماس بیرون رفته و از طرف شرق به سوی تپه نحاس عقب کشیدند، از اطراف خیام هم عقب کشیدند و به سمت ویلاها در شرق و جنوب فرار کردند.
♻️#انتشارش_با_شما👇🏻
🌷 آیت الله گلپایگانی(ره) :
🖌 گریه بر سیدالشهداء(علیه السلام) تولی است ، اما گریستن در عزای حضرت زهرا (سلام الله علیها) هم تولی و هم تبری است.
#بر_قاتل_مادر_سادات_تا_ابد_لعنت
#اَللّهُمَّعَجِّللِوَلیِّکَالفَرَجَوَالْعافِیَةوَالنَّصْرَ
@ranggarang
18.11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«توطئه بزرگ بعد از پیامبر»
استادمهدی دانشمند
@ranggarang
شاهزاده ای در خدمت
قسمت صد و پنجاه پنجم:
روزها از محاصرهٔ خانهٔ عثمان بن عفان ، خلیفه خود خوانده سوم می گذشت و هر روز مردم جری تر از قبل خواستار محاکمهٔ خلیفه بودند ، تا اینکه در روز چهل و نهم از محاصره ،خبری از گوشی به گوش دیگر میرسید : خلیفه سوم را کشتند... خلیفه سوم را کشتند...
و کم کم خبر بلند و بلندتر شد...
و حالا کل مدینه می دانستند که عثمان را کشته اند و به همین هم قناعت نکردند و جمعیت ،حاضر نشدند که او را در قبرستان مسلمین دفن کنند.
خبر به گوش فضه هم رسیده بود.
فضه روی حیاط خانه در حال آسیاب کردن گندم بود تا نانی بپزد و به بهانهٔ نان تازه ، به مأمن امن زندگی اش ، خانهٔ مولایش علی علیه السلام سربزند.
آتش تنور جان گرفته بود و بوی نان تازه در فضا پیچیده بود.
فضه قرص دیگری نان از تنور بیرون آورد و رو به دخترش گفت : عزیز مادر ، به همراه خواهرت بقیه نان ها را بپزید ، من بی قرارم برای دیدار مولایم و اهل بیتش...
دختر که خوب از دل عاشق مادر خبر داشت و می دانست فضه اگر نفس می کشد به عشق علی و اولادش است، لبخندی زد و گفت: برو مادر ، خدا به همراهت ،اما مراقب خودت باش که اینروزها اوضاع مدینه بهم ریخته است ، مبادا آتش این وقایع دامن زنی بیگناه چون تو را گیرد.
فضه آه کوتاهی کشید وگفت : من بدتر از این روزها را دیده ام، زمانی را درک کردم که آتش حقد و حسد این نامردان مردنما دامن زنی پاک و معصوم را که از قضا دختر پیامبرشان هم بود ، گرفت و سیلی زدند و پهلو شکستند و کودک سقط کردند و درب خانه آتش زدند. و با میخ در به سینهٔ بانوی خانه نشتر زدند...
فضه همانطور که اشک از چشمانش جاری بود ، عبا و روبنده پوشید ، نان ها را روی بقچه ای پیچید و به سمت بیرون خانه روان شد.
از خانه فضه تا خانه مولایش راهی نبود،اما دورتا دور خانه را جمعیتی زیاد گرفته بود ، جمعیتی که عجز و لابه می کرد تا امیرالمؤمنین ،علی علیه السلام بر مسند خلافت تکیه زند ، مسندی که از ازل تا ابد متعلق به علی و اولادش بود اما سالیان درازی غصب شده بود.
حالا بعد از گذشت سی و پنج سال از واقعه غدیر و سی و پنج سال خلافت های بی کفایت که هر کدام مسیر اسلام را به ناکجا آباد کشانده بودند ، مردم تازه فهمیده بودند که کسی جز ولی بلافصل پیامبر صل الله علیه واله لیاقت رهبری این دین را ندارد.
فضه نگاهی به جمعیت کرد و همانطور که آه می کشید گفت : آمدید ، اما چه دیر آمدید...دین خدا را به یغما دادید...حق ولی خدا را غاصبانه ستاندید و در حق خدا و رسولش و دینش ظلمها کردید...
ادامه دارد..
📝به قلم :ط_حسینی
@ranggarang