eitaa logo
رنج کشیده ها(اولین آشنایی)💔💘
35.1هزار دنبال‌کننده
19.9هزار عکس
4.5هزار ویدیو
16 فایل
حرف ،درد دل و رازهای مگوی زن و شوهری😁🙊 با تجربه ها و رنج کشیده بیان اینجا👥👣💔 ادمین گرامی کپی از پست های کانال حرام و #پیگرد دارد⛔⛔ ♨️- ادمین @Fatemee113 جهت رزرو تبلیغات 👇👇👌 https://eitaa.com/joinchat/1292435835Ca8cb505297
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃 روایت واقعی بازی سرنوشت 🍃🍃🌸🍃
رنج کشیده ها(اولین آشنایی)💔💘
🍃🍃🍃🍃🌸🍃 #بازی_سرنوشت رفتم تو دریا خیلی ذوق داشتم زیاد خودمو خیس نکردم میدونستم متین خیلی تمیزه
🍃🍃🍃🍃🌸🍃 اره چرا نیاد بگیره یه نگاه به زندگی اینا بنداز یه نگاه به زندگی خودمون حتی قابل مقایسه هم نیست چیه سهیلا خودت و گم کردی خودت شوهر پولدار گیر اوردی دلت نمیخواد منم شوهرم پولدار باشه نمیدونم واقعا نمیفهمید یا خودشو زده بود به نفهمی گفتم خودتم میدونی دلیل این که اینا منو واسه ی پسرشون گرفتند چیه به قران اگه پسر اینا سالم بود اینا مث سگ در خونشونم به من نگاه نمیکردند چه برسه به اینکه بیان منو واسه ی پسرشون بگیرند البته من اعتراضی ندارم من متین و دوست دارم گفت تو بی عرضه ای من خودم میدونم چیکار کنم تو تو کار من دخالت نکن ببین چه جور شهروز و مجبور میکنم بگیرتم گفتم به چه قیمتی ؟دوست داری بگن اینا ادمای بی شرفین؟ ولم کن سهیلا اعصابمو خرد کردی تو اصلا چیکاره ایی به تو چه  دیگه فضولیه منو نکن مامان حرف نمیزنه پس تو ام خفه شو با عصبانیت رفت تو نمیخواستم ناراحت بشه اما شد دلم نمیخواست خودشو مضحکه ی دست شهروز کنه اما انگار واقعا متوجه نبود چه خبره   نمیدونم چرا هیچ کس به روی خودش نمیاورد که چه اتفاقاتی داره میفته مامان و بابای شهروز میدیدند سمیه 24ساعته چسبیده به شهروز مامان بابای متین میدیدند سمانه همش پیش امینه اما انگار همه چیز براشون عادی بود البته مامان و بابای منم هیچی نمیگفتند به قول سمیه تنها کسی که فضولی میکرد من بودم سعی کردم منم به روی خودم نیارم و مسافرت و واسه ی خودم تلخ نکنم چیزی که تو مسافرت متوجه شدم این بود که متین روی من خیلی غیرت داره البته خوشحال شدم که میدیدم مهمه براش که کسی منو نگاه نکنه 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c**
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🖤🖤🖤 ضمن عرض تسلیت به مناسبت شهادت رئیس مذهب شیعه حضرت امام صادق علیه السلام تقدیم شما🖤 گر چه چندین سال است بقیع تو‌ندارد شمعی به سینه ام حرم داری تو…. 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c
🍃🍃🍃🍃🌸🍃 ❤️ سلام به همه دوستان وهمگروهیهای عزیزم وفاطمه بانوی گرامی که لطف کنه این جواب منو به اون دوست عزیزی که چشم پسر ۱۵سالش ضعیفه و شماره چشمش بالا میره عزیزم پسر منم همینطوری بودش البته از کلاس اول عینکی شدچون بچه بود مدام عینکشو درمیاورد وهرجایی که نشسته بود میذاشت رو زمین ومن مادر نادان در کلاس دوم فکر کردم که عینک میشکنه ومشکل یا واسه خودش یا دیگر اعضای خونواده پیش میاد عینکشو گرفتم تا کلاس پنجم ک دخترمو از مهد کودک فرستادن سنجش بینایی پسرم بردم که شماره چشمش ۳شماره بالا رفته بود وبعد از اون هر سال شماره چشمش بالاتر رفت ودکتر هم میگفت که چون در سن رشد است شماره بالاتر میره بعد از بیست سالگی دیگه شماره چشمش ثابت شد شما هم نگران نباشید که شماره چشمش بالا میره وقتی رشدش تموم شد شماره چشم ثابت میشه 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c
🍃🍃🍃🍃🌸🍃 ❤️ سلام فاطمه جون لطفا این پیام منو بذار اون خانمی که خواهر ۶ سالش مشکل داره استفاده کنن دوست عزیزم دختر من در ۴۰ سالگی من خدا خواسته بدنیا اومدش منم شاغل بودم و دوتا بچه قبلش داشتم خیلی کم با بچه حرف میزدم براش پرستار آوردم اونم پیر بود حوصله نداشت و یکی دیگه که ما ترک هستیم برای اینکه بچه ها ترکی وارسی رو باهم یاد بگیرن تو خونه هر دوتاشو حرف میزدیم این بچه تا ۴ سالگی اصلا حرف نزد فقط ۴ کلمه میگفت مامان بابا آب جیش بردمش دکتر شرایط رو گفتم همونی که به شما گفتن که زیاد باهاش حرف بزنید وبازی و.....منم که حوصله و وقت نداشتم گذاشتمش مهد کودک اول سال تحصیلی با همون ۴ کلمه رفت ولی آخر سال خرداد ماه حسابی حرف می‌زد تو مهد کودک با بچه های همسن خودش ارتباط گرفت دختر منم مثل خواهر شما تو سنجش ضعیف بود وکلاس اول خیلی اذیت شد و استرس می کشید که تا الانم داره بعدها یه مشاور به من گفت که باید کلاس اولش تکرار می‌شده ولی دیگه گذشته بود حالا شما هم خواهرتونو تو پیش دبستانی یه سال دیگه نگه دارید وکلاس اول ثبت نام نکنید سال بعد بره کلاس اول و اگه بازم ضعیف بود به خواست خودتون امتحانات آخر سال شرکت نکنه که بتونه یه سال دیگه هم کلاس اولشو تکرار کنه اینجوری قوی‌تر بالا میاد اگر هم دیدید ناراحته که دوستاش رفتن کلاس دوم مدرسش رو عوض کنید فکر نکنید یکی دوسال عقب میمونه مهم سلامتیه بچست که راحت درس بخونه دختر من الان لیسانس گرفته ولی اون اضطراب رو هنوزم داره امیدوارم که تجربه من بدردتون بخوره وخواهران با همین راهکار ساده من بتونه به جاهای عالی برسه 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c
💕حكايت... عارفی به سخنرانی رفت و سخنرانی جالبی ارائه داد. کدخدا که خیلی لذت برده بود به واعظ گفت: روزی که می خواهی از این روستا بروی بیا سه کیسه برنج از من بگیر! عارف شادمان شد و تشکر کرد. روز آخر در خانه ی کدخدا رفت و از کیسه های برنج سراغ گرفت. کدخدا گفت: راستش برنجی در کار نیست. آن روز منبر جالبی رفتی من خیلی خوشم آمد و گفتم من هم یک چیزی بگویم که تو خوشت بیاید. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔅 وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ ﴿۱۱﴾ 🔸 و چون آنان را گویند که فساد در زمین نکنید، گویند: تنها ما کار به صلاح کنیم. 🔅 أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَٰكِنْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿۱۲﴾ 🔸 آگاه باشید آنها خود مفسدند ولی نمی‌دانند. 🔅 وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُوا أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاءُ ۗ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاءُ وَلَٰكِنْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿۱۳﴾ 🔸 و چون به ایشان گویند: ایمان آورید چنانکه دیگران ایمان آوردند؛ گویند: چگونه ایمان آوریم مانند بیخردان؟! آگاه باشید که ایشان خود بی‌خردند ولی نمی‌دانند. 🔅 وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَىٰ شَيَاطِينِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ ﴿۱۴﴾ 🔸 و چون به اهل ایمان برسند گویند: ما ایمان آوردیم؛ و وقتی با شیاطین خود خلوت کنند گویند: ما با شماییم، جز این نیست که (مؤمنان را) مسخره می‌کنیم. 💭 سوره: بقره 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔅 إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا ﴿۱۰۷﴾ 🔸 آنان که به خدا ایمان آورده و نیکوکار شدند البته آنها در بهشت فردوس منزل خواهند یافت. 💭 سوره: کهف 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c
🍃🍃🍃🍃🌸🍃 روایت واقعی 🍃🍃🍃🌸🍃
رنج کشیده ها(اولین آشنایی)💔💘
🍃🍃🍃🍃🌸🍃 روایت واقعی #سرنوشت 🍃🍃🍃🌸🍃
🍃🍃🍃🍃🌸🍃 🌱 حسین با لب آویزون جواب داد _فعلاً که روباهم نیستم چه برسه به شیر کیمیا با تعجب پرسید یعنی چی داداش نیم ساعت تنهاتون گذاشتیم نتونستی بهش بگی حسین در حالی که عرق پیشونیش رو پاک می‌کرد گفت خیلی سخته کیمیا چند بار خواستم بگم ولی نشد دستای تو رو می‌بوسم آبجی کار خودته کیمیا از حرص و عصبانیت سرش رو تکون داد و گفت نمی ‌دونستم انقدر بی‌دست و پایی یه پیشنهاد دیگه مطمئنم گلی هم بی‌میل نیست کیمیا آروم باش دیگه انقدر سرزنشم نکن پاشو برو پیشش بشین آروم آروم بهش بگو دیگه الان که نمی‌شه چرانمی‌شه _برای اینکه وقت شام بعد از شام میریم کمی پیاده‌روی می‌کنیم اگه فرصت شد بهش میگم باشه پس منتظرم کیمیا دهنش رو مثل اون دوران که شر و شور بود کج و کوله کرد ادای حسین درآورد و گفت _ باشه ممنون ...باشه ممنون ...یه پیشنهاد ساده رو نتونستی بگه.... ادعاشم میشه شام که خورده شد طبق برنامه‌ریزی کیمیا وسایل‌ها رو جمع کردن و توی ماشین گذاشتن بعد با هم به پیاده روی داخل پارک رفتن پیاده‌روی زیر نور مهتاب که همه جا را روشن کرده بود در اون هوای ملس لذت بخش بود و باعث شد کمی از استرس‌های اون شب کم بشه کیمیا قدم زنان با گلی میرفت و از هر دری صحبت می‌کرد حسین و زهرا جلوتر از اون‌ها قدم می‌زدند و حسین داشت مراحل طلاق زهرا رو بهش توضیح می‌داد زهرا از روزی که پاشو تو خونه باباش گذاشته بود حالش روز به روز بهتر می‌شد دیگه اون افسردگی قبل رو نداشت و روز به روز با انگیزه‌تر و با برنامه‌ریزی بهتری به زندگیش ادامه می‌داد کیمیا گلی یه چیزی می‌خوام بگم ولی ناراحت نشو یه موقع سوء برداشت نکنی _چی؟؟ چی شده مگه ؟؟ __چیز خاصی نشده فقط داداش حسینم... گلی مشتاقانه منتظر شنیدن حرف کیمیا بود و این اشتیاق خود رو پنهون نمی‌کرد با خوشحالی به قیافه کیمیا خیره شد و گفت _ حسین به من علاقه داره درسته کیمیا لبخندی زد و گفت _ ما خانما همیشه حسمون درست بوده همیشه حس ششم داشتیم و داریم درسته امشبم می‌خواست بهت پیشنهاد بده یه چند وقتی با هم در ارتباط باشین تا بیشتر همو بشناسید اگه دوست داری مثل من و میلاد خانواده‌ها در جریان باشند اگرم دوست نداری خودتون دوتایی با هم صحبت کنید شما زوج خوبی میشید من می‌دونم... 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
♨️♨️ شهیدی که بخاطر بداخلاقی گرفتار عذاب قبر شد. ✅ سه مورد از بداخلاقی در خانه! ✅چند راهکار عملی در کنترل خشم. ✅اعتقاد به آخرت مهمترین عامل مهار عصبانیت. 📻 سخنران:حجة الاسلام محمد رضا 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c
🍃🍃🍃🌸🍃 والدین موظف‌اند در طول دوران کودکی، فرزندشان را مستقل و خلاق، بار بیاورند. کودکی که استقلال شخصیتی نداشته باشد و یا خلّاق نباشد؛ در دوران نوجوانی و بحران هویت، نمی‌تواند شخصیت و مستقلی برای خودش انتخاب کند و احتمالش زیاده هست که دست به تقلید و الگوبرداری های نادرست بزند. تقلید و الگوبرادری از دوستان، فضازی مجازی، سلبریتی‌های بی‌سودا، گروه‌های منحرف و... . این نوع جوانان، هویتی را انتخاب می‌کنند که دیگران می‌خواهند او داشته باشد و یا یک شخصی را می‌بینند و دوست دارند شبیه او بشوند و هویت‌شان را از روی او می‌سازند. 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c