eitaa logo
« به رسم زینب » علمدار مقاومتیم
777 دنبال‌کننده
551 عکس
435 ویدیو
36 فایل
#ازم انجمن زینب های مقاومت جهانی ضد اسراییل. ادمین: @admin_azm زنان و دخترانی که #به_رسم_زینب می‌ایستند تامقتدرانه با نهضتی جهانی تاج و تخت یزیدیان را باز در هم شکنند. استوار، مبارز، عفیف، شریف و در میدان باگسترش #جبهه_حسین و سودای زینب شدنش.. azm313.com
مشاهده در ایتا
دانلود
صـבاے בخترایے باش کـہ از امیـב בم زבن 🎈معرفی پویش "به رسم زینب"🎈 ☀️توسط دختران🧕 رستایی استان بوشهر مدرسه علیمه حضرت زینب سلام الله علیها☀️ 🌐RasmeZeynab.ir 🌸@Rasmezeynab
دورهمی دختران🧕 رستایی استان بوشهر 🍃🌼معرفی بیشتر باشگاه رستا معرفی پویش"به رسم زینب"🌼🍃 🍃🌼کنار یادمان شهدای گمنام بوشهر همراه با افطاری🥣🧂 🌐RasmeZeynab.ir 🌸@Rasmezeynab
*🏂نصب پوستر به رسم زینب در حسینیه فاطمه زهرا بوشهر تبلیغ پویش برای نوجوانان توسط دختر🧕 رستایی : مریم کوهپیما از بوشهر🌴 صـבاے בخترایے باش☀️ کـہ از امیـב בم زבن* 🌐RasmeZeynab.ir 🌸@Rasmezeynab
9.54M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بر پایی⛺️ غرفه پویش به رسم زینب توسط دختران🧕 رستایی استان بوشهر🌴 همراه با تبلیغ پویش 🎈و معرفی کتاب📙 من میترا نیستم صـבاے בخترایے باش☀️ کـہ از امیـב בم زבن 🌐RasmeZeynab.ir 🌸@Rasmezeynab
6.31M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌻اجرای گروه سرود به رسم زینب بمناسبت دهه کرامت و سالروز آزادی خرمشهر 🕊🕊🕊 مسجد امیرالمومنین علیه السلام 🌸 حوزه الزهرا سلام الله علیها استان بوشهر🌴 شهر خورموج صـבاے בخترایے باش☀️ کـہ از امیـב בم زבن 🌐RasmeZeynab.ir 🌸@Rasmezeynab
دختر ایرانی🧕 به شما صلح و اتحاد را پیشنهاد می کند به شما عشق 💕 را پیشنهاد می‌کند زیبایی شما را می بیند🕊 احساسات🪴 شما را احساس می کند و این همدلی است.... صـבاے בخترایے باش☀️ کـہ از امیـב בم زבن 🌐RasmeZeynab.ir 🌸@Rasmezeynab
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نمای کلی⛲️ از فعالیت های پویشی دختران🧕 رستایی 🪵استان بوشهر صـבاے בخترایے باش☀️ کـہ از امیـב בم زבن 🌐RasmeZeynab.ir 🌸@Rasmezeynab
📌 چهره‌ی زنانه‌ی جنگ - ۶ نُوفا- ۱ حدود دو ماه پیش بود. داشتیم زندگی‌مان را می‌کردیم. مدام خبر می‌رسید، می‌خواهند ضاحیه را بزنند. باورم نمی‌شد. می‌گفتم اسرائیل باز بی‌خودی شلوغش کرده و تهدیداتش توخالی است. با این وجود، کیف کوچکی برداشتم. برای بچه‌ها نفری یک دست لباس کنار گذاشتم. سه چهار روزی از اخبار و تهدیدات حمله می‌گذشت. حدود ۳ شب بود. با صدای مهیبی که از انفجار خانه بغلی‌مان بلند شد، همگی با وحشت از خواب پریدیم‌. گمان می‌کردم قیامتی برپا شده. مغزم قفل کرده بود. آن لحظه نه می‌توانستم به فکر همسایه باشم، نه فامیل! به تنها چیزی که فکر می‌کردم، نجات جان نوه‌هایم بود و بس. ۵ تا بچه‌ی قد و نیم‌قد که مادرشان بعد از اینکه فهمید شاکر سرطان دارد، همه‌شان را رها کرد و رفت. سراسیمه، با شاکر و پسر دیگرم حمدان، بچه‌ها را بغل کردیم. نوه‌ی کوچکم تنها ۷ ماه داشت و بقیه‌شان ۲/۵، ۴، ۶ و ۱۰ ساله بودند. مسئولیت همه‌شان افتاد گردن من. با همان لباس تنم، زدیم به جاده و مستقیم رفتیم بعلبک و این شروع مهاجرت اجباری‌مان بود. هر وقت سنگینی مسئولیت بهم فشار می‌آورد، با خودم می‌گفتم: حتما بی‌دلیل نیست پدرم اسمم را گذاشت نوفا! گویا همه چیزِ زندگی، دست به دست هم داده و آمده تا آوای بلندِ فراز و فرودش را به گوشم بنوازد و من هم با گوشت و پوست، لمس و تجربه‌اش کنم! بعلک به دنیا آمدم. هنوز ۱۴ سالم پر نشده بود که دست بخت زورش چربید و من را آورد ضاحیه. موهای سپید و دندان نداشته و چروکِ دست و صورتم را نبین. خیلی زبر و زرنگ بودم. هنوز هم هستم‌! این قصه حالا حالاها ادامه دارد... پ.ن: معنی‌ نوفا به عربی می‌شود؛ آوای بلند./ مصاحبه با خانم نوفا عباس خالد، حسینیه فاطمیه فاطمه احمدی | راوی شنبه | ۲۶ آبان ۱۴۰۳ |  ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌💌ما رو اینجا دنبال کنید👇 https://eitaa.com/rasmezeynab