﴾﷽﴿
.
#سلام_خدا_بر_تو_در_آن_روزی_که_متولد_شدی.
اول خرداد ۱۳۶۸
از من اگر بپرسی میگویم تو به هر مقامی که رسیدی از احترامی بود که به پدر و مادرت کردی... از همان دوران کودکی...
آن روزهایی که مادرت خسته از سرکار بازمیگشت و تو شتابان به استقبالش میرفتی. با دستانت مرهی میشدی بر پاهای خستهی اش و در آخر با بوسهای که به کف پای او میزدی، بهشت را بر خود واجب میکردی... حتی مرگ جانسوز مادرت هم از احترام تو به او کم نکرد. هر هفته سر مزارش میرفتی. پایین پایش مینشستی و از او میخواستی تا برایت دعا کند.
پدرت را هم که نگویم. از احترامی که به او حتی هنگام صحبت پشت تلفن میگذاشتی و او محترمترین فرد زندگیات بود که در هر حال، در هرررر حااااالی که بود با تمام وجود احترامش میکردی....
این حرف من نیست، خودت در وصیتنامهات نوشتی: «هرچیزی که دارم از مادر و پدرم دارم.»
در وصیت خود به یک نکتهی مهم دیگر هم اشاره کردی: شهادت خوب است و تقوا بهتر
حرف نبود. اعتقاد عمیق قلبیات بود. که در هر لحظه ی زندگی ات به آن عمل می کردی...
قبل از انجام هر کاری، خدا را در نظر میگرفتی و این گونه بود که خدا تو را برگزید.
و تو در تمام ایام زندگی ات از اولیای خدا بودی...
همانگونه که رهبرم فرمود:
«شهدای مدافع حرم در زمان حیات خود از اولیا الله به شمار میرفتند...»
#سلام_خدا_بر_تو_در_آن_روزی_که_شهید_شدی...
این گونه بود که خدا بهترینِ مرگها را برایت رقم زد. ۲۱ ام محرم الحرام در تل عزان به فیض عظیم شهادت نائل آمدی...
چند دقیقه قبل از شهادت، یکی از همرزمانت پرسید:
روحالله داری برمیگردی و شهید نشدی!
و تو لبخندِ پر نوری به او هدیه کردی و گفتی:
اگر خدا بخواهد جلوی همین مقر شهادت را نصیبم میکند.
و خدا برایت خواست. تنها چند دقیقه بعد از این سخن تو...
تنها ۲۶ سال داشتی، یعنی در اوج جوانی قربانی حریمِ حسین(ع) شدی... و چه توفیقی بالاتر از آن که در نزدیکی حرم خواهر و دختر حسین(ع) در خون خود دست و پا بزنی....
تو چقدر دوست داشتی اربا اربا شهید شوی...
خدا بر تو منت نهاد و به چیزی که میخواستی رسیدی...
راستی تو چرا دست در بدن نداشتی؟؟؟ چون سینه چاک حضرت عباس(ع) بودی..؟
امسال چهارمین سال است که میهمانِ اربابت حسین(ع) هستی... پس ملتمسانه از تو میخواهیم که دعا کنی برای ظهور مهدی فاطمه(س) که بهترین دعاهاست...
اللهم عجل لولیک الفرج به حق الحسین(ع)
۲۱ ام محرم، مصادف با سالگرد #قمری شهادت شهید #روحالله_قربانی گرامی باد.
#صلوات
┄┅─✵🕊✵─┅┄
@rasooll_khalili
┄┅─✵🕊✵─┅┄
🕊 شـهیـدانــه 🕊
سلام علیکم خدمت اعضای محترم این روزا اتفاقا جالبی رو میشنویم که از طرف #شهید_رسول_خلیلی افتاده😭😭😭😭
💠💠من باشهید #خلیلی از سال #۹۵ تو #زیارت امام رضا آشنا شدم ...
و #برادری رو بر من تمام کردن.
🌸🍃خواهر زاده ای دارم که به واسطه من و همسر برادرم با شهید #خلیلی آشنا شد و به شدت باهاشون مانوس شد اون موقع دوازده سالش بود.
🌷🍃 ینی #دوسال پیش از طرفی وقتی پدر شهید #خلیلی به زادگاهشون #فامنین میان برای مراسم یادواره ...
💠🍃آقا ابوالفضل به واسطه شغل پدرش با آقای #خلیلی حضوری صحبت میکنه و شماره شونو میگیره یادمه چقدر با ذوق و شوق اومد بهم گفت خاله یافتم شماره پدرشو یاافتم .
🌸🍃ازون به بعد گاهی بهشون پیام میداد یا زنگ میزد ...برای #تولد شهید .. #سالگرد شهادتشون به #قمری یه #شمسی
🌺🍃 واین پسر توی این #دوسال عوض شد ...
خیلی عوض شد ...
🌹🍃الان که فکر میکنم بخوام زندگی نامه ش رو بنویسم فرقی با زندگی شهدا نداره😭😭😭
☘🌸همیشه هم میخواست به کسی بگه دعام کن ...میگفت دعام کن مثل #داداش_رسول #شهید شم
🌹🍃 این آقا ابوالفضل تواین #دوسال رشد کردن تا رسید به شب #هفتم_محرم_امسال
🌀که وقتی از روستایی که مراسم #عزاداری بود برمیگشتن ... تصادف میکنن و با #چشمای_باز به دیدار اربابش میره و به آرزو ش میرسه😭😭😭
🌷🍃و مادرش هم #دو روز بعد بعد از اینکه از کما خارج نشد به پسرش #پیوست
🌷🍃و از طرف ابولفضل برای #تولد #داداش رسول تبریک بگید ..
🌼🍃بگید #امسال خودش توی #بهشت کنار #داداش_رسوله اما من وظیفه ام دونستم بگم .
🌷🍃توی این سن #کانال_خادم_الشهدا زده بود و زندگی شهدا رو #نشر میداد
💠 شهید اول هم داداش #رسول بود
در ادامه کارهای #طراحی آقا ابوالفضل رو برای آقا #رسول میبینید خیلی از این کارا میکرد #پوسترای مختلف درست میکرد از عکسای #داداش_رسول و کلیپ و ...
#روحش_شاد
#یادش گرامی
خدا ان شاءالله آقاابوالفضل را با جوان امام حسین(ع) محشورشان کنه😭😭😭😭😭😭😭
┄┅─✵🕊✵─┅┄
@rasooll_khalili
┄┅─✵🕊✵─┅┄
.•🌙💎
نھم ماه خدا روضه
دست و علماست
شڪر حق در #رمضان
هم #قمری دارم وبس..
#روزنھم
┄┅─✵💎✵─┅┄
@rasooll_khalili
┄┅─✵💎✵─┅┄