نقش آدمهای دردمند را میدهیم آدمهای بیدرد بازی کنند، و اینطور است که هرگز نمیفهمیم درد واقعی یعنی چه.
بیش از ۸۰ روز از شروع جنگ گذشته. اکثر سلبریتیها هنوز کلامی در محکومیت حملهٔ نظامی به سرزمین مادریشان نگفته و ننوشتهاند.
شما که منفعتپرستید، شاید خون به ناحق ریختهٔ هموطنانتان برایتان بیاهمیت باشد؛ شاید تاریخ، فرهنگ، دانش و هر آنچه از سرمایههای این ملت که مورد تعرض قرار گرفته، برایتان محلی از اعراب نداشته باشد. نامروتها! از برق و گاز و انرژی و آب که بینیاز نبودهاید. اقلاً سخنی در واخواهی هجوم به زیرساختهای اساسی کشور میراندید.
جملههایتان را نگه داشتهاید برای کِی؟ برای جلوی دوربینها؟ برای خلق صحنههای رمانتیک با اشک مصنوعی؟ خندههای زننده و شوخیهای بیزور و کمدیهای گریهدارتان؟
راستی که تمامکمدین هستید.
کمدینهای بینظیر و واقعی.
وقتی گلههات از نشدنها و خواستههای کوچیک و بزرگت رو میگیری توی بغلت و میبری پیش خدا؛ اول یادت بیار که چه قدر بهش بدهکاری و حساب خوبیهاش با بندگی ناقص و تمام تو هیچوقت صاف نمیشه. یادت بیار که اون صاحب دریای فضله و اگه تموم ماهیهای دریا رو بهت ببخشه، ذرهای از دارا بودنش کم نمیشه. اگه نشد، اگه نمیشه؛ حکمتی داره و حرمتی، که به گاهِ این نشدن چشم نبندی روی تموم دادهها و لطف و مرحمتش. با طلبکاری سراغ خدا نرو. سرت رو بنداز پایین و «به داده و ندادهت شکر» رو از ته دل زمزمه کن تا ببینی چهجوری توی آغوشت میگیره.
کانالهایی که دوست دارم رو براتون بفرستم، کانالهایی که دوست دارید رو برام میفرستید یا قراره یک هیچ بشیم؟
هدایت شده از طبقهی وسط
توی شاهنامه، از شخصیت بزرگمهر، وزیر حکیم انوشیروان، میپرسن بدبخت کیه؟ کیه که باید به حالش گریه کنیم از بس بیچاره است؟
جواب میده: اون کسی که میدونه حقیقت چیه اما رفتارش همچنان مخالف حقیقته. فسق. امان از فسق.
هدایت شده از رآدیو سکوت ؛
و من، عاشق لایقی بودم.
نه؟ خوب میسوختم، خوب شعر میگفتم، خوب آب میشدم، خوب در رویایت غرق میشدم چنان که ماهی در دریا. حق عاشقی را خوب ادا نکردم، عزیز غریبهٔ من؟ به گمانم تو هم خوب معشوقی بودی، خوب نشنیدی، خوب ندیدی. ندیدی، یعنی حتی زیر اقدامت هم مرا لِه نکردی. یعنی حتی چشمی از من دریغ نکردی، یعنی اصلا متوجهٔ عاشقیام هم نبودی. از فعل ندیدن، دلم به هم میپیچد. حالا میفهمم چرا مجنون، از شکستن بشقابهایش ز دست لیلی، خشنود بود! چون لیلی او را دیده بود، حداقل. کاش هیچ آدمی دچار ندیدنهای دگری نشود.