فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
باپای دل راهی مناطق جنگی شویم
پنج شنبه ویاد شهدا، خصوصا شهدای گمنام
تو مـادر نشدے...
#حالِ ما ...
بـی #شهـدا ،
حالـی نیستــ
جاے ما ...
پیشِ #شهیـدان ،
خالیستــ. ...
🌷 #پنجشنبه_هاے_شهدایـی
شهدا رایاد کنیم به ذکر صلوات
#الّلهُمَّصَلِّعَلَیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍ وَعَجِّلْفَرَجَهُمْ
راهیان نور مجازی🥀
@raviannoorshohada
💢به زبان مادر شهید
🔰من مظلومترین #مادرشهید هستم .
منافقین من و فرزندانم را #اسیر کردند من تنها مادر شهیدم که منافقین بچه ام را جلویم سر بریده آمد شکم بچه ام را پاره کرده و #جگرش را در آوردند.
با ساتور بدن بچم را قطعه قطعه کردند و من ۲۴ساعت با این بدن تنها ماندم و خودم با دستم #قبر کندم و کفن کردم و #دفن کردم
@raviannoorshohada
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
ادای احترام شهید_مصطفی_صدرزاده به حرم #حضرت_زینب سلاماللهعلیها...
@raviannoorshohada
#سیره_شهدا
بنده به عنوان مسئول حفاظت قرارگاه رعد ، به سربازان نگهبان دستور داده بودم تا شبها پس از خاموشی ، برای ورود و خروج به قرارگاه ، ایستِ شبانه بدهند.
یکی از شبها نگهبان پاس دو ، که نوبت پاسداری اش از ساعت دو الی چهار صبح بود سراسیمه مرا از خواب بیدار کرد و گفت:
در ضلع جنوبی قرارگاه شخصی هست که فکر میکنم برایش مشکلی پیش آمده.
پرسیدم: مگر چه کار می کند؟ گفت: او خودش را روی خاکها انداخته و پیوسته گریه میکند.
من بی درنگ لباس پوشیدم و همراه سرباز به طرف محلی که او نشان میداد رفتم.
به او گفتم که تو همین جا بمان. سپس آهسته به طرف صدا نزدیک شدم ، صدا به نظرم آشنا آمد ، نزدیکتر که رفتم او را شناختم ، تیمسار بابایی ، فرمانده قرارگاه بود ، او به بیابان خشک پناه برده بود و در دل شب آنچنان غرق در مناجات و راز و نیاز به درگاه خداوند بود ، که به اطراف خود توجهی نداشت.
من به خودم اجازه ندادم که خلوت او را برهم بزنم....
#شهیدعباس_بابایی
📕 پرواز تا بی نهایت ص233
« اللهم عجل لولیک الفرج »
@raviannoorshohada
🌹 از وقتی بچه ها کوچک بودند حاج حمید همیشه صبح روز سال نو ما را به گلزار شهدا میبرد و ما همیشه سال نو را با یاد شهدا و زیارت اهل قبور شروع می کردیم و معمولاً به اهواز سفر می کردیم و البته بعضی سالها هم به مشهد می رفتیم. 🌿
🌹ولی این برای وقت هایی بود که حاج حمید ماموریت نبود. بعضی عید نوروز ها حاج حمید ماموریت داشت و نمی توانست در کنار ما باشد . بعضی وقتها ایام نوروز را حاج حمید محل کارشان باید می ماندند و ما هم در خانه می ماندیم و امکان سفر نوروزی نداشتیم ولی درعوض حاج حمید مانند روزهای معمولی عصرها به خانه می آمد.🌿
🌹 یادم یک سال ایام نوروز را که در تهران مانده بودیم، بعد از ظهرها که تلویزیون به مناسبت عید نوروز فیلم پخش می کرد ، حاج حمید به همراه بچهها فیلم سینمایی را تا آخر تماشا می کرد . حاج حمید به خاطر مشغله کاری معمولاً فقط اخبار را پیگیری میکرد. 🌿
🌹آن سال عید با اینکه در خانه مانده بودیم و به مسافرتی هم نرفتیم ولی خیلی به بچهها خوش گذشت وقتی که حاج حمید شب به خانه آمد بلیط تور نوروزی آورد و گفت : درست است امسال نمی توانم شما را به مسافرت ببرم ولی شما در خانه نمانید و حداقل از تورهای تهرانگردی که به مناسبت عید نوروز شهرداری تهران گذاشته استفاده کنید.❤️
#همسر_شهید_مدافع_حرم
#حاج_حمید_تقوی🌸
@raviannoorshohada
#دل سپرده ام به خاطره ها..
گاهی ورق میزنم
#آلبوم ِ لبخندهایتان را !
وآرام میشوم با
#نم ِ اشکی که میغلتدبه روی
#گونه_هایم ..
@raviannoorshohada
شهیدم من شهیدم من
به کام خودرسیدم من😭
صدای شهیدمحمداسحاقی👇👇❤️🕊