وصيت شهيد مدافع حـــ☘ــرم اسماعیل خانزاده به دخترش :
اي دختر عزيزم💖
، جگر گوشه بابا💕 ، خيال نكن من بيخيال تو بودم😔 ، بدان كه بابا تو را بينهايت دوست داشت اما چه كنم كه بر من تكليف بود و احساس مسئوليت داشتم بابا لحظه اي از ياد تو غافل نخواهد شد و در همه مراحل زندگي در ياد تو خواهم بود ولي اگر دوست داري بابا هم از تو راضي و خوشحال شود حفظ حجاب و شعائر ديني است و اگر روزي حافظ قرآن شدي به ياد من هم باش❤️ و براي شادي روح من قرآن تلاوت كن و همچون شب ها كه براي من آيه الكرسي مي خواندي بيا سر قبر بابا بخوان .💔
#یارقیه_بنت_الحسیـــــــن😔
@raviannoorshohada
#تلنگر
یکبار در جلسه خواهران بسیج ، دیدم خواهران در یک طرف میز نشسته اند ،
او هم همان طرف ، اما چند صندلی آن طرف تر نشسته است طوری که در مقابل خواهران نباشد و چهره در چهره نباشند.
می گفت ، نمیخوام رودرروی خانمها باشم !
طوری مینشینم که عکس شهید همت هم در مقابلم باشه !
حاج قاسم میگفت این شهید منو یاد حاج همت می انداخت....
مدافع حرم
#شهیدمحمدحسین_محمدخانی
« اللهم عجل لولیک الفرج »
@raviannoorshohada
هدایت شده از تجربه ها
@Rajanews_com4_6019268039663420892.mp3
زمان:
حجم:
3.19M
سلام علیکم . این نوحه رو تقدیم میکنم به اون نوجوونی که پیام دادن تو کانال و همه نوجوون های حسینی......پیامی که دادن خیلی زیبا بود .....اگه خواستین بزارین در کانال ..سپاس🌹
یا اباعبدالله الحسین علیه السلام:
👌👌😓😭😭
📸 «جگرم سوخت، آب نیست؟»
🖋 دست نوشته تکاندهنده شهید شیمیایی
🔹 ۱۲ فروند هواپیما ساعت ۵ غروب منطقه را بمباران شیمیایی کردند که یکی در ۱۰ متری او افتاد.
🔹 نعمت الله ملیحی ماسکش را به یکی از رزمندهها داد و خودش بدون ماسک مانه بود كه درعمل دم نايژکهای ريه تاول میزد و در بازدم تاولها پاره میشد ! به همین علت برای گفتگو کردن روی کاغذ می نوشت و کمتر صحبت میکرد.
🔹 در بیمارستان به دلیل حاد بودن جراحت نعمت الله، او را ممنوع از نوشیدن آب کردند.
🔹 او از شدت تشنگی و زجر کاغذی خواست و روی آن نوشت :" جگرم سوخت، آب نیست ؟! " و بعد از دقایقی به علت شدت جراحت به شهادت رسید.
هفته دفاع مقدس
همه گفتند : شهدا شرمنده ایم
خیلی ها شنیدند : شهدا شرمنده ایم
خیلی ها نوشتند : شهدا شرمنده ایم
خیلی ها دیدند : شهدا شرمنده ایم
همه !
همه شرمنده ایم !
اما نمی دونم چند نفر سعی دارن از این شرمندگی شهدا خارج بشن !!
از هر جا که عبور می کنیم؛
نام شهیدی می درخشد
پس یادمان باشد،
قدم به قدم را بدهکاریم به آنهایی که،
پل عبور ما شدند در این دنیا......
🌺همه با هم با زنده و جاوید نگه داشتن راه نورانی شهدا را ادامه دهیم 🌺
@raviannoorshohada
♦️ از زبان امیر_محمد
7 ساله فرزند شهید
🔸بابا میاد به خونه و به ما همش سرمی زنه
بعضی شبا ،ازشب تا صبح بابام تو خوابم میاد پیشم وهی میره😢. دوباره میاد خونه منو می بینه و باز میره. #بابام تو #خواب بهم هیچی نگفت، فقط منو میدید خوشحال می شد.
چند بارم تو روز دیدم #بابام تو خونه ست و داره وارد اتاقم میشه، از اتاقم میاد بیرون ما رو هم نگاه می کنه، اما اون لحظه هرچی به بقیه میگم نگاه کنین، #بابام رو نمی بینن😞، فقط خودم می بینمش،نمیدونم برا چی این جوریه!!💔😔
#شهید_مدافعحرم_مهدیطهماسبی
#امیر_محمد_فرزند_ارشد_شهید
@raviannoorshohada
#خاطرات_شهدا
#زیارت_عاشــوراےهمیشگے
عــملیات کربــلای ۴ بود. اتش دشمن سنگین بود. زیر یک پــل جمع شده بودیم. جای پنـــج نفر بود, اما ده نفر به زحمت خود را جا داده بودیم و پا ها از زیر پل بیرون زده بود. دیدم رضا چراغ قوه اش را بــیرون اورد و نورش را انداخت روی کتاب کوچک دعایش و شروع کرد به خواندن زیارت عاشورا. گفتم رضا تو این شــرایط چه وقت زیارت خوندنه!!!
خندید و گفــت مــن از اول انقلاب تا حالا یه روز هم زیارت عاشورام ترک نشده, حــتی زمانی که در سینــما کار می کــردم!....
و *شاید بــا همـین زیــارت عاشــوراها برات شهــادتش را گرفــت* 😞
#شهید_عبدالرضا_مصلی_نژاد🌷
@raviannoorshohada
6.23M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#الي_الحسين_ع
▪️روايتي از زائر اربعين که خواب سيدالشهدا را ديد😭😭
#اربعين
🎤حجت الاسلام حامدرضا معاونيان
#حب_الحسین_اجننی
@raviannoorshohada
🍃دروغ رزمنده🍃
اومد و بهم گفت: میشه ساعت چهار صبح بیدارم کنی تا داروهامرو بخورم؟
سـاعت چهـار صبح بیـدارش کردم. تشـکر کرد و بلند شـد از سـنگر رفـت بیرون،
بیسـت الی 25 دقیقه گذشـت، اما نیومد. نگرانش شـدم. رفتم دنبالش؛ دیدم یه قبر
کنـده و توش نمـاز شـب میخونـه و زارزار گریه میکنه.
بهش گفتم: مرد حسابی! تو که منو نصف جون کردی؟!
میخواسـتی نماز شـب بخونـی چرا بـه دروغ گفتی مریضـم و میخـوام داروهامرو
بخورم؟!
برگشـت و گفت: خدا شـاهده من مریضم، چشـمای من مریضه، دلـم مریضه، من
16 سـالمه؛ چشـام مریضـه چـون توی این 16 سـال امـام زمان (عج) رو ندیـده؛ دلم
مریضـه، بعـد از 16 سـال هنـوز نتونسـتم با خدا خـوب ارتبـاط برقرار کنم؛ گوشـام
مریضـه، هنوز نتونسـتم یه صدای الهی بشـنوم...
@raviannoorshohada
#تلنگر
دو ماه بود خبری از او نداشتیم !
مادر گفت ، پاشو برو ببین این بچه چی شد؟ ، زنده است یا مرده؟
گفتم ، کجا بروم؟ کار و زندگی دارم ؛ جبهه یک وجب دو وجب نیست که از کجا پیدایش کنم؟!
رفته بودیم نماز جمعه !
امام جمعه آخر خطبه ها گفت ، حسین خرازی را دعا کنید !
مادر گفت ، حسین مارو می گفت؟!
گفتم ، چی شده که امام جمعه هم میشناسدش؟!!!
به هیچکس نگفته بود فرمانده لشکر اصفهان است !!...
#شهیدحاج_حسین_خرازی
« اللهم عجل لولیک الفرج »
@raviannoorshohada