🚀 قصه ناگفته پدر
📄 به مناسبت سالگرد شهادت شهید حسن طهرانی مقدم
⚙️ «از شغل پدر چه میدانستی؟»
منتظر پاسخی مفصلم، اما یکه میخورم از جواب: «هیچ».
❗️«پدر هرگز از کارش در خانه حرفی نمیزد. من نه موشک میشناختم، نه اصلاً میدانستم چیست و نه میدانستم پدرم کجا کار میکند»
☢️ نمیتوانم تعجبم را پنهان کنم. میگویم: «پس تو نمیدانستی دختر پدر موشکی ایرانی؟» سرش را به علامت نفی تکان میدهد.
🗯 «پس کی فهمیدی؟»
«چندروز بعد از شهادتش. وقتی تلویزیون، چندمستند و خبر نشان داد و مدام از موشک گفت، آرامآرام زمزمههای اطرافیان و خبرها را کنار هم گذاشتم و در عالم بچگی، فهمیدم پدرم موشک میساخته».
🎙 زهرا، دختر شهید حسن طهرانی مقدم
🌹@raviannoorshohada
50.mp3
زمان:
حجم:
480.5K
همیشه بخندید
#نواهنگ | همیشه بخندیم!
وصیت شهید کاظمی
@raviannoorshohada
راوی: دوست شهید
🌹خودش برایم تعریف میکرد
صدای ناله ی بچه ها میومد. هرکی افتاده بود یه طرف و واسه خودش نجوا میکرد. بعضیا از شدت خونریزی تشنه شون شده بود و آب میخواستن. توی اون بیابونی که تا چند ساعت قبل صدای گلوله و خمپاره گوش آدمو کر میکرد حالا میتونستی صدای ذکر گفتن بچه ها و تشنگی و درد کشیدنشون رو بشنوی. بچه هایی که دیگه براشون توانی نمونده بود. یه دفعه دیدم شلوغ شد. به سختی سرمو برگردوندم دیدم عراقیان. آدم بعضی وقتا تو عمرش چیزایی میبینه که اگه خودش با چشماش ندیده بود نمیتونست باور کنه....
نامردا میومدن بالا سر بچه ها. اونایی رو که هنوز جونی تو بدنش مونده بود رو مینداختن پشت کامیون و میبردن. یه عده ی دیگه ای رو هم که نمیتونستن ببرن اسیری تیر خلاص میزدن....
من مشغول ذکر بودم. توسل تنها کاری بود که اون موقع از دستم بر میومد، تنها کاری که همیشه جواب میده!
نمیدونم حواسشون به چی پرت شد از کنارم رد شدن و رفتن....🌹
🌹@raviannoorshohada
10.88M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹کلیپ شهید عزیزآقا سید محمدرضا فیض🌹
شادی روح شهیدصلوات
🌹@raviannoorshohada
💠 اخلاص
⚜ دلش نمی خواست ڪارهایش جلوی دید باشد؛ مدتی را ڪه در جبهه بود، اجازه نداد حتی یڪ عڪس یا فیلم از او تهیه شود
⚜ آخرین بار ڪه به مرخصی آمده بود، قبل از رفتن همه ی عڪس هایش را از بین برد تا پس از شهادت چیزی از او باقی نماند
⚜ همین طور هم شد و برای شهادتش حتی یڪ عڪس هم در خانه نداشتیم. همیشه پنهان کار بود، حتی زخمی شدنش را هم از دیگران پنهان می کرد.
#شهید_مجید_زین_الدین
🌹@raviannoorshohada
✋السلام علی المهدی...
نمیدانم شماهم برایتان پیش آمده که بخواهید
کاری راانجام بدهید اما توانش راندارید..
.یااینکه سرِ دوراهی میمانید و یک دنیا تردید.
نمیدانم شماهم آنقدر غمگین شده ایدکه ناخودآگاه بخواهید یک نفر آرامتان کند و روی دلتان مرهم بگذارد؟؟!!!😢
یا اینکه آنقدر شرمنده شده باشید که منتظر باشید مخاطبتان تمام گذشته را فراموش کند و طرح رفاقت را از نو بریزید...☺️
یا....
اینکه....
شما بگویید... از حالِ دلتان.از روزگارتان
ازغصه هایتان.
هرچقدرهم که اوضاعتان روبراه باشد بازهم غصه هایی دارید.
آدم بدون غصه مگر داریم؟؟
من یک نفررا میشناسم که اگر صدایش بزنی و خالصانه از اوبخواهی؛؛؛
آنچنان دست تورا محکم میگیرد که رهاکردنی در کارنیست.
مگراینکه تو نخواهی...
یک نفررامیشناسم که حتی اگر وجودت پر از ناخالصی باشد
وباهمان ناخالصی ها صدایش بزنی و بااو طرح رفاقت بریزی
آنقدر برایت سنگ تمام میگذارد
که تو میمانی و یک دنیا شرمندگی...
اصلا مگر رفیق بی کلک تر از
مهدی فاطمه داریم؟؟
اصلا مگر نازنینی؛
دوست داشتنی تر از
حجت بن الحسن داریم؟؟😔
مگر مرهمی دَواتر از
یوسف زهرا داریم؟؟😍
چه بگویم....
که هرچه این قلم بنویسد
کم نوشته است است و
لُبِ کلام را نگفته است
اصلا لب کلام یک دنیا قلم وکاغذمیخواهد.😊
تو نیز بیا و رفیقش شو.
و صدایش بزن
و چه دلت گرفت
و چه نگرفت بااو حرف بزن هرروز.
حتی یک دقیقه...چند ثانیه.
تو فقط بااو بمان که دنیاو اخرتت را آبادمیکند.
سلامتی و تعجیل
درفرجش صلوات
@raviannoorshohada