💚🌸✨
قصه شــهادت یک نــوجــوان ۱۶ ساله :🌱
در کوله پشتی علی تعداد زیادی مهمات از جمله گلوله آرپیجی و ... بود
عملیات باید بدون کوچک ترین صدایی انجام می شد!...
ناگهان دشمن چند منوّر زد ؛ کوله پشتی علی که پر از گلوله و مهمات بود آتش گرفت!!
نتوانستند کوله را از او جدا کنند...
علی از بچه ها و فرمانده خواست به راه خود ادامه دهند چفیه اش را در دهانش گذاشت تا صدایی از او بیرون نیاید!!
در حالی که کوله پشتش هر لحظه شعله ورتر می شد.
وقتی عملیات تمام شد و دوباره به همان مسیر قبلی رسیدیم علی را ندیدیم
چرا که تمام بدن او سوخته و آب شده بود و تنها کف پوتین هایش که نسوز بودن باقی مانده بود😰😭
#شهیـــدعلیعرب♥
#درسفداکاری
http://eitaa.com/raviannoorshohada