eitaa logo
هم‌رزم
42 دنبال‌کننده
89 عکس
6 ویدیو
0 فایل
و مگر نه اینکه زندگانی جز با مبارزه، در جانِ آدمیزاد جریان نمی‌یابد؟ پس خوشا به هنگامه‌ی رزم، مرگ را در آغوش کشیدن... ناشناس: https://abzarek.ir/service-p/msg/2518753
مشاهده در ایتا
دانلود
- دریا - مو یه صدف بودُم تو دریای تو. فکر کردی خالی‌ُم، به‌دردت نمی‌خورُم. مو رو روندی از خودت. پسُم زدی؛ ولی مو زینت و همدم ساحل شدُم. رنگ دادُم بهش. از همون جا تماشات می‌کِردُم. برو و بیایی داشتی. مهر و وفایی داشتی با همه. با همه غیر مو. هر بار موج می‌زدی و رد می‌شدی ازُم. ازُم رد می‌شدی و مو... مو هر بار بیشتر تو سینه‌ی گِل فرو می‌رفتُم، تا او روز که دستی مو رو از تو گِل بیرون کشید و از جور تو جدا کِرد. تو هنوز موج می‌خوردی. استوار و بی‌باک. مغرور و بی‌خیال. پرادعا و بی‌مهر با مو. عین خیالت نبود دور شدنُم. متهمُم نکن به قضاوت که خودُم دیدُم. با هر قدم که صاحب دست‌ها برمی‌داشت، دورتر می‌شدُم ازت و تو نگاه هم نثارُم نکِردی. کور که نبودُم. دور بودُم اما کور نه. خودُم دیدُم... اولش خودُمِه دلداری دادُم. گفتُم عیب نِداره. دوری و دوستی. نفهمیدُم که: عتابِ محبوب عین محبته... نفهمیدُم و رفتُم. تا جایی که دیگه در نظرُم نبودی. ولی مگه از دل برود هر آنکه از دیده برفت؟ نشون به او نشون که روز به روز بی‌قرارتر می‌شُم و دلتنگ‌تر. حالا چشمُم به آبیِ قشنگت نمی‌خوره و تو یه تُنگ شیشه‌ای افتادُم کنار چند تا کتاب. صاحبِ دست هم که از مو دلتنگ‌تر، با او صدای محزون‌ش، روز به روز می‌شینه کنار تنگ و برای مو و ماهی‌هاش دو سه تا غزل از حافظ و شهریار می‌خونه. او می‌خونه و مو تو رو تو ذهنُم میارُم. او می‌خونه و مو یادُم میاد که یه صدف بودُم تو دریای تو. فکر کردی خالی‌ُم، به دردت نمی‌خورُم، پسُم زدی... کاش نمی‌زدی... ~عآبس | @razm59
کسی چه می‌داند... شاید همین بریدن، زمین خورده نشستن و رها کردن هم عین جنگیدن باشد. راه رفتن با پای سالم و بدون زخم که کاری ندارد. شاید کسی که با انبوه زخم‌ها سانتی‌متر به سانتی‌متر خود را روی زمین به سمت جلو می‌کشد، انسان جنگاورتری باشد. اصلاً این چه تصوری‌ست که از مبارزه ایجاد کرده‌ایم؟ شاید عقب کشیدن خود مبارزه باشد. آن کسی که زانوی غم در بغل گرفته، با یادآوری «توانستن‌های گذشته خود» قطره قطره اشک می‌ریزد و هرچه دست و پا می‌زند ظاهراً بهبودی در حالش ایجاد نمی‌شود، اگر در حال مبارزه نیست، پس مشغول به چه کاری است؟ بله... خیلی وقت‌ها ما مشغول جنگیدن بودیم و به هیچ کاری نکردن متهم شدیم. خیلی وقت‌ها در درون خودمان فرمایشاتِ دل و ذهنِ افسار گسیخته را هزاران بار زیر پا له کردیم و از دیگران هم حرف شنیدیم. دیگران به کنار... ما گاهی حتی خودمان هم جنگیدن خودمان را زیر سوال بردیم؛ اما حالا، بیایید به «بریدن» هم «جنگیدن» بگوییم. به «زمین خوردن» هم معنای «مبارزه» بدهیم. بیایید باور کنیم که ما همیشه در حال مبارزه بوده و هستیم؛ حتی وقتی هیچ کاری نکنیم. همیشه... ~عآبس | @razm59
که نهالِ ضعیف امروز، روزی سروی شود به بلندای آسمان. سروی که تا آغوش خدا قد بکشد... ~عآبس | @razm59
هم‌رزم
[عشق بورز🤍] 🖋:عآبس 🎙:سید میم ح @razm59 http://t.me/AFKARIISM
اینا خیلی ذوق دارن برام. با گوش دادن‌شون پرت می‌شم به زمانِ نوشتن‌شون. وصل می‌شم به بخشی از خودم که تو‌ گذشته مونده. درونم آروم می‌شه باهاشون...
[از غم به کجا بگریزیم؟] ~عآبس
یکم رها. یکم آروم. یکم نفس عمیق. یکم عشق. یکم زندگی. یکم رویا. یکم شجاعت و نترسیدن. یکم لبخند. یکم اشک شوق. یکم غمِ معنادار. یکم خدا و بندگی. عآبس
Team Afkarismعلی ابن مهزیار2_mixdown.mp3
زمان: حجم: 6.5M
موعد دیدار است و واضح می‌بینم که جهان گردِ خال گونه‌ی راستت طواف می‌کند. 🖋:عآبس 🎙:سید میم ح http://t.me/AFKARIISM
هنر گاهی حیات است و گاه قتالی بی‌نظیر. نه اینکه قصد گله داشته باشم ها... نه. اتفاقاً فکر می‌کنم این‌ها همه ستایش قدرتِ دستانِ هنرمند توست. فقط برای اینکه کلمات روی سینه‌ام سنگینی نکنند می‌گویم. محضِ امان درد. محض هم‌صحبتی با هم‌چون تویی و برای دردِ دل کردن. پس می‌گویم. می‌گویم که هنر گاهی حیات است و گاه قتالی بی‌نظیر. آنگاه احیاکننده می‌شود که جلو جلو، در آخرین نفس‌های تابستان، بوی پاییز در شامه‌ها می‌پیچد. بوی برگ‌های ترکِ تعلق کرده. بوی خاکِ مهمانِ نمِ باران شده. بوی سرمای پیچیده در تن. و قتالی است با تبحر آنگاه که در زیبایی نگاهی، خوش عطریِ لبخندی، درخشان بودن قلبی، ادبِ انسانی و احساس نهفته در کلماتی جلوه می‌کند. هنرِ دستانِ تو گاهی قاتلِ جانِ یک خلق می‌شود. و سوخته جان بودن، خاصیت انسان است. عآبس
در راه عشق، ترکِ تعلق باید... عآبس
آفتاب گردون‌ها همیشه دنبال نورن. همیشه رو به عشق، رشد می‌کنن. مگه کسی که عشق قوتِ رشدش باشه، از بین می‌ره؟ عشق همیشه می‌مونه... پ.ن: به یادگار از عزیزی که یک ساله پیش ما نیست؛ ولی یاد و خاطرش تا ابد باقی می‌مونه. اگه دوست داشتید، فاتحه یا صلواتی قرائت کنید🖤🌻