eitaa logo
رزمنده | محفل رزمندگان اسلام
860 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
350 ویدیو
120 فایل
💠 هیأت محبان حضرت زهرا علیهاالسلام رزمندگان اسلام اصفهان 💻 سایت www.razmande.com 📍 ایتا|سروش|روبیکا|بله|آپارات 🌐 http://zil.ink/razmande 🅰️ خادم هیأت @asemani135
مشاهده در ایتا
دانلود
🖼 ۲ | سرگذشت یاران علیه‌السلام 🔴 حضرت قاسم بن الحسن علیه‌السلام ایشان نوجوانی بود که با اصرار از امام حسین علیه السلام اجازه خواست که به میدان جنگ برود. ابتدا امام علیه السلام راضی نشدند که او عازم میدان شود، ولی هنگامی که با اصرار بیش از حد او مواجه شدند اذن جهاد در راه خدا را به او دادند. او نیز پس از رشادت های بسیار در میدان نبرد به شهادت رسید. نقل می‌کنند وقتی قاسم بن الحسن علیه السلام عازم میدان شد این اشعار را می خواند: «اگر مرا نمی شناسید پس بدانید من فرزند علیه السلام و نوه صلی الله علیه و آله وسلم هستم و این حسین علیه السلام است که اکنون در محاصره شماست. خداوند شما را سیراب نسازد». وقتی قاسم به زمین افتاد عموی خود را صدا زد و امام حسین علیه السلام فورا خود را به او رساندند. وقتی سر او را به دامن گرفتند فرمودند: «از رحمت خدا دور باشند قومی که تو را کشتند!» به خدا سوگند بر عمویت بسیار سنگین است که صدایش کنی و او پاسخ تو را ندهد یا اگر پاسخ داد فایده ای برای تو نداشته باشد. 💠 @Razmande_com‌
🖼 ۱۱ | سرگذشت یاران علیه‌السلام 🔴 اسلم بن عمرو اَسلَم بن عَمرو غلامی بود که امام حسین علیه السّلام او را پس از خریداری آزاد کردند. او همیشه در خدمت امام بود. حتی پسر او به عنوان کاتب امام حسین علیه السّلام در کنار آن حضرت به سر می‌برد. اسلم از همان ابتدا به همراه امام از مدینه خارج شد و لحظه‌ای از امام زمانش جدا نشد. وقتی در روز عاشورا اجازه گرفت که با دشمنان علیهم‌السّلام بجنگد این شعر را زمزمه می‌کرد: «أمیری حسین و نَعْمَ الاَمیر، سُرور الفُؤاد البَشیر النَذیر». « پیشوا و رهبر من حسین است و حقا که چه رهبر خوبی است. او مایه سرور دلها و بشیر و نذیر است». وقتی پس از جهاد دلیرانه بر زمین افتاد امام حسین علیه‌السّلام او را در آغوش گرفتند و صورت خود را بر صورت او نهادند. اسلم بن عمرو با دیدن این صحنه لبخندی زد و گفت: «چه کسی مثل من از این افتخار برخوردار است که پسر صلوات اللّه علیه صورت بر صورتش بگذارد»؟ این را گفت و جان به جان آفرین تسلیم کرد و به رسید. 💠 @Razmande_com
🖼 ۱۸ | سرگذشت یاران علیه‌السلام 🔴 شوذب بن عبدالله ایشان زمانی غلام «شاکر» پدر «عابس» و از دوستداران مخلص اهل‎بیت علیهم السلام بود. خانه و منزل او پناه و محل تدریس شیعیان بوده و در خانه او از فضائل علیهم السلام سخن گفته می‎شد. شوذب از قرّاء و حافظان حدیث و دلاور یاران امام و همچنین سفیر جناب «مسلم بن عقیل» از کوفه به سوی امام حسین علیه‌السلام بود. او نامه «مسلم» را به مکه برد تا به امام برساند. هنگامی که او به مکه رسید، خدمت امام در مکه اقامت کرد و سپس همراه ایشان به آمد. عصر روز «عابس» که از دیگر یاران وفادار امام است، شوذب را صدا زد و گفت: ای شوذب! چه در سر داری؟ شوذب پاسخ داد: من همراه تو در راه پسر دختر صلی الله علیه و آله مبارزه می‎کنم تا کشته شوم. شوذب به خدمت امام آمد و گفت: السلام علیک یا اباعبدالله و رحمة الله و برکاته؛ سلام بر شما ای اباعبدالله و رحمت و برکاتش بر شما نازل باد و سپس از امام اجازه گرفت و در برابر آن حضرت به دشمن حمله ‎ور شد و به فیض نائل آمد. شوذب چون دیگر یاران امام در زیارت رجبیه و ناحیه مقدسه مورد سلام قرار گرفته است: السلام علی شوذب مولی شاکر؛ درود بر شوذب، غلام شاکر. 💠 @Razmande_com