هدایت شده از غرب آسیا
📌لری جانسون، تحلیلگر آمریکایی: راننده و محافظان شخصی نیکولاس مادورو در ازای پاداش میلیون دلاری با ایالات متحده آمریکا همکاری کردن اما بعد از پایان عملیات دستگیری مادورو، دونالد ترامپ از دادن پاداش نقدی به آنها خودداری کرد.
https://eitaa.com/westanews
هدایت شده از سعداء/حجتالاسلام راجی
27.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گفتگوی جنجالی #حجت_الاسلام_راجی با یک روحانی در پیادهروی #اربعین
⁉️ جمهوری اسلامی طاغوته!!
⁉️ مردم زمان شاه، دیندار تر بودن!!
🔸 این خاطره مربوط به سال ۹۸ است
#پاسخ_به_شبهات
💠 اندیشکده راهبردی #سعداء
🆔 @soada_ir
هدایت شده از موسسه مصاف
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸روایت برایان از آمریکا که تو پیادهروی اربعین شرکت کرده
میگه مسلمون نیست و دنبال حقیقت میگرده
☑️ @Masaf
708.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚫️ ادعای مضحک نتانیاهو: اکثریت قاطع مردم ایران شیفتهٔ اسرائیل هستند!
🇮🇷 کانال رسمی #عنتر_نشنال 👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/118685888C5609b8107f
هدایت شده از محمد جبارپور
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی تو خرم آباد بهم گفتن
خلبان آمریکایی ۴ دور زده تا قلعه خراب نشه😂
ازین موجودات همه جای کشور داریم
تو اینستاگرام میگفتن سپاه بیخود کرد کنار قلعه ساختمون ساخت
جستجو کردم دیدمم سربازخانه هنگ پنجم ارتش شاهنشاهی اونجا ساختمون ساخته بود😅
@jabarpourm
هدایت شده از مکتوبات
🔻 دیشب ناصر هادیان مهمان برنامه به وقت ایران شبکه خبر بود.
او دیماه ۴۰۳ در همایش وفاق ملی با حضور رئیسجمهور گفته بود «فقط یک قدرت جهانی داریم و آن آمریکاست. هیچ قدرتی تا ۲۵ سال آینده نمیتواند قدرت آمریکا را به چالش بکشد»
🔸مادلین آلبرایت وزیر خارجه سابق آمریکا از ناصر هادیان و چند تن دیگر از شاگردان خود با عنوان فرزندان فکری خود یاد کرده و تاکید میکند من به فرزندان فکری خود در ایران امیدوارم»
🔹هادیان سال ۹۲ برای حل پرونده هستهای صراحتا پیشنهاد داده بود، ایران با اقدامات یکجانبه، بدون آنکه انتظار مابهازا و دریافت امتیاز داشته باشد، باید اعتمادسازی کند.
🔸سخنان دیشب وی به قدری سخیف و سست بود که سایر کارشناسان سیما هاج و واج به او نگاه میکردند.
🔹به عنوان مشت نمونه خروار، درباره نقض تفاهم نامه توسط ترامپ میگفت: باید شرایط ترامپ را درک کنیم! از داخل آمریکا به شدت تحت فشار است و برای اینکه مخالفینش در آمریکا را آرام کند مجبور است تفاهم را نقض کند و دست به محاصره دریایی بزند.
ناصر هادیان این روزها کارشناس ثابت هرزنامه انتخاب هم هست. مایه تاسف و شرم است.
مستضعفین
@maktubaat
هدایت شده از بیداری ۱۱۰
اصالتبخشی به رأی اکثریت در برابر حق؛ مغلطهای با چماقی به نام «وفاق»
طرح مسئله:
جریان نفاق، در کنار زدن حق، تکیهگاهش برهان نیست؛ زیرا باطل علیه حق، برهان صادق ندارد و آنچه میماند، مغلطه و تشکیک باطل است. و یکی از مهمترین دستاویزهای این جریان برای کنار زدن حق، اغلب چیز دیگری است: رضایت و اجتماع اکثریت.
یعنی اتفاق و وفاق اکثریت بر یک امر را — ولو مخالف حق باشد — عَلَم میکنند و با آن، دعوتکننده به حق را شماتت میکنند و تهمت تفرقهافکنی به آنها میزنند؛ یعنی به رأی اکثریت اصالت میدهند، بیآنکه بپرسند: وجه تعلق این اجتماع چیست؟ بر چه محوری بستهاند؟ حق است یا هوا؟
این مقاله همین گزاره را با با آیات قرآن کریم، و احادیث اهل بیت علیهم السلام و گزارشهای معتبر تاریخی به شکل مستند و مستدل تبیین میکند.
۱. حدیث امام باقر (علیهالسلام):...
۲. سقیفه؛ آنگاه که «میل قوم» جایگزین «نص» میشود...
۳. پرسش امیرالمؤمنین (علیهالسلام) از برخی اصحابشان که در سفیف لغزیدند...:
۴. سه جبهه در برابر تبیینگران حق...
۵. حکم صریح قرآن دربارهی «اکثر الناس»...
۵.۱. اکثر مردم نمیدانند...:
۵.۲. اکثر مردم ایمان نمیآورند...:
۵.۳. دانستن هست، ولی اقرار تسلیم در برابر حق نیست...:
۶. وفاقِ بیمحور حق: چماق ظاهرِ فریب
از این مبانی نتیجه میشود که در طول تاریخ، «وفاق» بارها چماقی بوده است که زیر شعار ظاهرِ فریبِ اتحاد، باطلی را بر جبههی حق تحمیل کند. وقتی جریان نفاق امر باطلی را میخواهد محقق کند و با تبیین برهانی علمای راستین روبهرو میشود — چون برای حقانیت باطل برهان ندارد — چماق «خواست اکثریت» و تهمت «اختلافافکنی» را بلند میکند.
اما به حکم عقل و نص قرآن، اجتماع برای مشروعیت، متعلق حق میخواهد و اتحاد بهذات اصالت ندارد.
﴿وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا﴾ (آلعمران/۱۰۳).
پیش از «لا تفرّقوا»، امر به اعتصام به حبل الله است. یعنی عدم تفرقه، بدون محور حق، نه مشروعیت میآورد و نه الزام شرعی و عقلی. رأی اکثریت، بهتنهایی، ملاک حق و معقول بودن هیچ امری نیست.
۷. نتیجهی کاربردی در عصر غیبت
اگر اتحاد و وحدت کلمه از محور حق جدا شود، ابزار پیشبرد باطل در اجتماع میگردد. از همینرو، در منطق شیعی مبتنی بر نص و ولایت، وحدت باید حول محور مشروع ولایت تعریف شود — نه حول میل اکثرِ فاقد علم و ایمان. وگرنه همان الگویی تکرار میشود که امام باقر (علیهالسلام) وصف کرد، عمر بهصراحت به «نظر قوم» ارجاع داد، و امیرالمؤمنین (علیهالسلام) آن را به اجتماع بنی اسرائیل بر گوسالهپرستی (آن هم بعد از آن همه اتمام حجت!) تشبیه فرمود.
خلاصه در یک جمله:
وفاق بدون متعلّق حق، حجّت نیست؛ و مخالفت با باطلی که بر آن اجتماع شده، تفرقه مذموم نیست — بلکه ادای میثاق امر به معروف و نهی از منکر و تبیین و اظهار و یاری حق است. (مگر در جایی که حق بزرگتری با این مخالف عملی یا زبانی قربانی شود!)
حسن ختام
به عنوان پایانبند، مطلب را با ذکر دو حدیث بسیار تأمّلبرانگیز که تکلیف ما را در تقابل «راه حق» و «راه اکثریت» روشن میکند، به اتمام میرسانیم:
رسول خدا حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله):
ای عمّار! اگر دیدی علی (علیهالسلام) به راهی میرود و همه مردم به راهی دیگر، تو با علی (علیهالسلام) حرکت کن و همه مردم را رها کن.
(کشف الغمة، اربلی: ج۱، ص۱۴۳)
حضرت امام هادی (علیهالسلام):
اگر مردمان هر یک به وادى و راهى روند، من در وادى و راه آن مردى قدم مىگذارم که خداى یگانه را مخلصانه عبادت مىکند.
(عدة الداعی، ابن فهد حلی: ج۱، ص۲۳۳)
سخن پایانی: باید آگاه بود!
هرگاه در برابر مطالبهی برهان، به جای پاسخ استدلالی، «اجتماع مردم»، «خواست اکثریت»، «وفاق»، «جماعت»، یا «مخالفت با مردم» به عنوان دلیل مطرح شود، معیار حق از برهان به مقبولیت اجتماعی تنزل یافته است؛ و این همان الگویی است که قرآن و روایات نسبت به آن هشدار میدهند و جریان نفاق بارها در طول تاریخ از آن استفاده کرده، استفاده میکند، و استفاده خواهد کرد!
متن کامل مقاله را میتوانید از این لینک مشاهده فرمایید.
✍ علی مصباحی
@bidari110
هدایت شده از ثقلین و دیگر هیچ...
اصالتبخشی به رأی اکثریت در برابر حق؛ مغلطهای با چماقی به نام «وفاق»
طرح مسئله:
جریان نفاق، در کنار زدن حق، تکیهگاهش برهان نیست؛ زیرا باطل علیه حق، برهان صادق ندارد و آنچه میماند، مغلطه و تشکیک باطل است. و یکی از مهمترین دستاویزهای این جریان برای کنار زدن حق، اغلب چیز دیگری است: رضایت و اجتماع اکثریت.
یعنی اتفاق و وفاق اکثریت بر یک امر را — ولو مخالف حق باشد — عَلَم میکنند و با آن، دعوتکننده به حق را شماتت میکنند و تهمت تفرقهافکنی به آنها میزنند؛ یعنی به رأی اکثریت اصالت میدهند، بیآنکه بپرسند: وجه تعلق این اجتماع چیست؟ بر چه محوری بستهاند؟ حق است یا هوا؟
این مقاله همین گزاره را با با آیات قرآن کریم، و احادیث اهل بیت علیهم السلام و گزارشهای معتبر تاریخی به شکل مستند و مستدل تبیین میکند.
۱. حدیث امام باقر (علیهالسلام):...
۲. سقیفه؛ آنگاه که «میل قوم» جایگزین «نص» میشود...
۳. پرسش امیرالمؤمنین (علیهالسلام) از برخی اصحابشان که در سفیف لغزیدند...:
۴. سه جبهه در برابر تبیینگران حق...
۵. حکم صریح قرآن دربارهی «اکثر الناس»...
۵.۱. اکثر مردم نمیدانند...:
۵.۲. اکثر مردم ایمان نمیآورند...:
۵.۳. دانستن هست، ولی اقرار تسلیم در برابر حق نیست...:
۶. وفاقِ بیمحور حق: چماق ظاهرِ فریب
از این مبانی نتیجه میشود که در طول تاریخ، «وفاق» بارها چماقی بوده است که زیر شعار ظاهرِ فریبِ اتحاد، باطلی را بر جبههی حق تحمیل کند. وقتی جریان نفاق امر باطلی را میخواهد محقق کند و با تبیین برهانی علمای راستین روبهرو میشود — چون برای حقانیت باطل برهان ندارد — چماق «خواست اکثریت» و تهمت «اختلافافکنی» را بلند میکند.
اما به حکم عقل و نص قرآن، اجتماع برای مشروعیت، متعلق حق میخواهد و اتحاد بهذات اصالت ندارد.
﴿وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا﴾ (آلعمران/۱۰۳).
پیش از «لا تفرّقوا»، امر به اعتصام به حبل الله است. یعنی عدم تفرقه، بدون محور حق، نه مشروعیت میآورد و نه الزام شرعی و عقلی. رأی اکثریت، بهتنهایی، ملاک حق و معقول بودن هیچ امری نیست.
۷. نتیجهی کاربردی در عصر غیبت
اگر اتحاد و وحدت کلمه از محور حق جدا شود، ابزار پیشبرد باطل در اجتماع میگردد. از همینرو، در منطق شیعی مبتنی بر نص و ولایت، وحدت باید حول محور مشروع ولایت تعریف شود — نه حول میل اکثرِ فاقد علم و ایمان. وگرنه همان الگویی تکرار میشود که امام باقر (علیهالسلام) وصف کرد، عمر بهصراحت به «نظر قوم» ارجاع داد، و امیرالمؤمنین (علیهالسلام) آن را به اجتماع بنی اسرائیل بر گوسالهپرستی (آن هم بعد از آن همه اتمام حجت!) تشبیه فرمود.
خلاصه در یک جمله:
وفاق بدون متعلّق حق، حجّت نیست؛ و مخالفت با باطلی که بر آن اجتماع شده، تفرقه مذموم نیست — بلکه ادای میثاق امر به معروف و نهی از منکر و تبیین و اظهار و یاری حق است. (مگر در جایی که حق بزرگتری با این مخالف عملی یا زبانی قربانی شود!)
حسن ختام
به عنوان پایانبند، مطلب را با ذکر دو حدیث بسیار تأمّلبرانگیز که تکلیف ما را در تقابل «راه حق» و «راه اکثریت» روشن میکند، به اتمام میرسانیم:
رسول خدا حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله):
ای عمّار! اگر دیدی علی (علیهالسلام) به راهی میرود و همه مردم به راهی دیگر، تو با علی (علیهالسلام) حرکت کن و همه مردم را رها کن.
(کشف الغمة، اربلی: ج۱، ص۱۴۳)
حضرت امام هادی (علیهالسلام):
اگر مردمان هر یک به وادى و راهى روند، من در وادى و راه آن مردى قدم مىگذارم که خداى یگانه را مخلصانه عبادت مىکند.
(عدة الداعی، ابن فهد حلی: ج۱، ص۲۳۳)
سخن پایانی: باید آگاه بود!
هرگاه در برابر مطالبهی برهان، به جای پاسخ استدلالی، «اجتماع مردم»، «خواست اکثریت»، «وفاق»، «جماعت»، یا «مخالفت با مردم» به عنوان دلیل مطرح شود، معیار حق از برهان به مقبولیت اجتماعی تنزل یافته است؛ و این همان الگویی است که قرآن و روایات نسبت به آن هشدار میدهند و جریان نفاق بارها در طول تاریخ از آن استفاده کرده، استفاده میکند، و استفاده خواهد کرد!
متن کامل مقاله را میتوانید از این لینک مشاهده فرمایید.
✍ علی مصباحی
@bidari110
هدایت شده از لشکر قدس
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 با همین کارتان فرزندتان را بینماز میکنید!
🔹آیتالله حائری شیرازی (ره)
🚨 اخبار دقیق جنگ را از لشکر قدس دنبال کنید
https://eitaa.com/joinchat/542441666C7e7c280a3b