7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥پاسخ جالب هنرمندان مشهدی به
پیشنهاد جذاب #یوسف_پزشکیان برای
حل مشکلات ملت
🎭خندفانه
╭─┅━━😂━━┅─╮
@khandefane1
╰─┅━━😂━━┅─╯
«لا تنابز بالألقاب» ممنوعیتِ هر تعبیر حیوانی درباره انسان نیست؛ ممنوعیتِ بهکارگیری لقب ناپسند برای تحقیر است.
خود قرآن و معصومان(علیهم السلام) نشان میدهند که تعبیر حیوانی میتواند در مقام توصیف و تبیین یک صفت و وضعیت اخلاقی به کار رود.
۱. قرآن صریحاً انسان را به حیوان تشبیه میکند:
﴿أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ﴾ (اعراف:۱۷۹)
«آنان همچون چهارپایاناند، بلکه گمراهترند.»
اینجا «أنعام» صرفاً تشبیه یک رفتار نیست؛ درباره خودِ آن گروه انسانی میگوید «آنان همچون چهارپایاناند» و علت را نیز توضیح میدهد: قلب و چشم و گوش دارند، اما از آنها برای فهم و هدایت استفاده نمیکنند.
۲. قرآن حتی یک انسان را به «سگ» تشبیه میکند:
﴿فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ﴾ (اعراف:۱۷۶)
«مَثَل او همچون مَثَل سگ است؛ اگر بر او حمله کنی زبان بیرون میآورد و اگر رهایش کنی نیز زبان بیرون میآورد.»
پس صرف تشبیه انسان به سگ، از نظر قرآن، فینفسه تنابز نیست؛ زیرا اینجا تشبیه برای تبیین یک وضعیت اخلاقی است.
۳. امام سجاد(علیه السلام) حتی سنخهای انسانی را با نام حیوان معرفی میکند:
«النَّاسُ فِي زَمَانِنَا عَلَى سِتِّ طَبَقَاتٍ: أَسَدٌ وَذِئْبٌ وَثَعْلَبٌ وَكَلْبٌ وَخِنْزِيرٌ وَشَاةٌ.»
«مردم زمان ما شش دستهاند: شیر، گرگ، روباه، سگ، خوک و گوسفند.»
سپس «ثعلب» (روباه) را با یک ویژگی مشخص توضیح میدهد:
«فَهَؤُلَاءِ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ بِأَدْيَانِهِمْ...»
"روباه"، کسانی هستند که دین را وسیلهای برای دنیایشان قرار دادهاند و آنچه را به زبان میآورند در دل قبول ندارند.
و یا «کلب» (سگ) را چنین تبیین میکند:
«يَهِرُّ عَلَى النَّاسِ بِلِسَانِهِ»
"سگ"، انسان بد زبان و فحاش است، به طوری که مردم [در بیرون از خانه و یا اهل و عیالش در داخل خانه] از ترس زبانش او را احترام میکنند.
یعنی این حیوانات عناوینِ سنخهای اخلاقی انسانها شدهاند.
📚 الخصال (شیخ صدوق): ج۲، ص۳۷۸
بنابراین:
صرف به کار بردن اسم حیوان برای وصف شخص یا گروهی، الزاماً ≠ تنابز بالألقاب
بلکه باید دید لفظ بهعنوان لقب تحقیرآمیز و برای تخفیف شخص استعمال شده یا برای تشبیه و توصیف یک خصلت واقعی.
پس استناد صرف به ﴿وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ﴾ برای ردّ هر تعبیر حیوانی برای هر شخص و گروه، منطقی نیست؛
چون همان قرآنی که تنابز را منع کرده، انسان را «کالأنعام» و «کالکلب» توصیف کرده و معصوم علیهم السلام نیز انسانها را «ثعلب، کلب، خنزیر...» نامگذاری تبیینی کرده است.
@readandthink
هدایت شده از غرب آسیا
📌پاسخ عراقچی به وزیر خارجه فرانسه؛ اشک تمساح بس است آقای بارو!!
وزیر امور خارجه: یک و نیم میلیون الجزایری در جریان جنگ استقلال آن کشور توسط فرانسه قتلعام شدند.
پاریس کمتر از یکدهم آنها را رسماً ثبت کرده است ولی همچنان از هرگونه عذرخواهی بابت جنایتهای استعماری خود خودداری میکند.
اشک تمساح بس است آقای بارو. سکوت شما در زمانی که آمریکا کودکان دانشآموز ما را قتلعام کرد، گویای همه چیز است.
https://eitaa.com/westanews
هدایت شده از وحید یامین پور
13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماجرای گفتگوهای دونفره آقا با پدرشان(رهبر شهید) ؛ مثل سربازی در برابر فرمانده میگفتند: "چشم قربان"
🔺️ برنامه انتقام
➕️ @yaminpour
هدایت شده از ثقلین و دیگر هیچ...
✳️ فاعل سلب کنندهی فراوانی نعمت بعد از متفرق شدن امت، خود خداست...!
💠 یکی از اعجاببرانگیزترین و تأمّلبرانگیزترین بخشهای خطبهی قاصعهی مولی در نهج البلاغه برای من، این فراز بود:
✅ فَانْظُرُوا إِلَى مَا صَارُوا إِلَيْهِ فِي آخِرِ أُمُورِهِمْ،
حِينَ وَقَعَتِ الْفُرْقَةُ، وَتَشَتَّتَتِ الْأُلْفَةُ، وَاخْتَلَفَتِ الْكَلِمَةُ وَالْأَفْئِدَةُ، وَتَشَعَّبُوا مُخْتَلِفِينَ، وَتَفَرَّقُوا مُتَحَارِبِينَ،
قَدْ خَلَعَ اللَّهُ عَنْهُمْ لِبَاسَ كَرَامَتِهِ، وَسَلَبَهُمْ غَضَارَةَ نِعْمَتِهِ،
وَبَقِيَ قَصَصُ أَخْبَارِهِمْ فِيكُمْ عِبَرًا لِلْمُعْتَبِرِينَ.
⬅️ «پس به سرانجامی که کارشان بدان انجامید بنگرید؛
آنگاه که جدایی پدید آمد، الفت و همبستگیشان پراکنده شد، و سخن و دلهایشان به اختلاف افتاد؛ شاخهشاخه و گوناگون شدند و از یکدیگر جدا گشتند، در حالی که با هم به درگیری برخاستند.
در نتیجه، خداوند جامه کرامت خویش را از آنان برکند و فراوانی و رفاه نعمتش را از آنان سلب کرد؛
و از سرگذشت آنان در میان شما تنها داستانها و اخبارشان باقی ماند تا برای عبرتگیرندگان، مایه عبرت باشد.»
🔹 دقت کنید،
مولی در پایان این بخش فرمودند:
عبرت برای عبرتگیرندگان
یعنی این سنت تکرار شوندهی الهی است!
نه یک اتفاقی که افتاد و تمام شد!
🔹 اوج اَبَر نکتهی طلاییِ بسیار تکاندهندهی این فراز، برای من این بخش بود:
حِينَ وَقَعَتِ الْفُرْقَةُ...قَدْ خَلَعَ اللّهُ عَنْهُمْ لِبَاسَ كَرَامَتِهِ، وَسَلَبَهُمْ غَضَارَةَ نِعْمَتِهِ...
وقتی تفرقه میانشان واقع شد...
در نتیجه، خداوند جامه کرامت خویش را از آنان برکند
و فراوانی و رفاه نعمتش را از آنان سلب کرد.
⭕️✋👈 فاعل سلب کنندهی فراوانی نعمت بعد از متفرق شدن امت، خود خداست!
خدا و ارادهاش، ورای همهی عوامل مادی ظاهری و تلاش احتمالی آدمها برای ایجاد فراوانی مادی و اقتصادی!!
یعنی هر چه تلاش کنی، تمام تکنیکهای ظاهری مادی اقتصادی رو برای فراوانی مادی به کار ببری
اگر طبق فرازهای قبلی خطبه، افراد جامعه با سوءاختیار خودشان، به جهت جهل مرکّب و تکبر و خودخواهی و ترک نهی از منکر، دچار تعصب و بعد تنازع و در نهایت تفرقه شدند
به کیفر اینها،
تکویناً،
خود خدا، فراوانی و رفاه نعمتهای مادی را سلب میکند!
🔹 یعنی در شرایط جنگی
اگر از کمبود کالای اساسی میترسی
حماقت است که فقط و فقط به ابزارهای مادی برای رفع این قصه اکتفا کنی
و در عین حال دست به اقداماتی بزنی که تفرقه و تنازع را در جامعه تشدید میکنه!
هیچ نتیجهای از اون تلاشها نخواهی گرفت!
چنانچه خود خدای متعال نیز فرموده:
وَ أَطيعُوا اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ريحُكُمْ (انفال:۴۶)
از خدا و پيامبرش اطاعت نماييد (و محور و متعلق اتحاد و وحدت شما اطاعت از خدا و رسول باشد!) و با يكديگر نزاع نكنيد، كه سست مىشويد و قدرت [و شوكت] شما از ميان مىرود!
اما!
اگر نهایت تلاشت را بخردانه و علمی از طریق علل مادی برای رفع کمبود نعمتها در شرایط جنگی به خرج دادی و همهی ظرفیتهای ممکنت را عقلانی و مشروع فعال کردی برای رفعش
و از آن مهمتر!
با تمام توان، زمینههای ایجاد تفرقه و تنازع را در جامعه خشکاندی که عبارتست از جهل مرکّب، تکبر و خودخواهی و ترک نهی از منکر که مولد تعصّب هستند، به گواه خود خطبه قاصعه و وحدت و همدلی و تواضع و آگاهی و نهی از منکر را جایگزین کردی
آن وقت
خود خدا وارد میشه
و در اینجا ورای همهی محاسبات و علل مادی و تلاش دشمنان خارجی و تحریم و... برای ایجاد کمبود نعمت، فراوانی نعمت را برای این ملت متحد به ارمغان میآورد...
البته
از دیگر لوازم مهم تحقق نصرت الهی
پرهیز شدید از اسراف و عمل به اقتضای امر قرآنیه:
«وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ (انفال:۶۰)»؛
یعنی: و برای مقابله با آنان هر اندازه میتوانید نیرو و توان آماده کنید.
میباشد.
@justhadis110
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این طبقه سیاسی میتونن کشور رو به تجزیه بکشونن
مردم باید این طبقه رو منزوی و حذف کنن
هدایت شده از غرب آسیا
12.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌 بازسازی لگوییِ پیروزیهای یمن، از المخا تا بابالمندب
https://eitaa.com/westanews
هجمهی گسترده اصلاحطلبان رادیکال و رسانههای وابسته به دولت، به ملت جانفدا ادامه دارد/ تکرار ایدهی کاریکاتور توهینآمیز شرق این بار در خبرگزاری دولتی ایسنا
🔹 عکاس خبرگزاری ایسنا در اقدامی غیراخلاقی هنگامی که یکی از اعضای حاضر در رزمایش جانفدا در حال نصب سربندش بود، قبل از نصب سربندش عکسی از او گرفت و با تایید مدیران خبرگزاری دولتی ایسنا این عکس منتشر شد تا اینگونه به ملت جانفدا توهین کرده و آنان را افراد غیرمنطقی چشم بسته معرفی کند.
این عکس خبرگزاری دولتی ایسنا یادآور توهین بیشرمانهی روزنامه شرق است، کاریکاتور موهنی که البته قوه قضاییه آنزمان با آن برخورد قضایی کرد.
🔹 اقدام موهن خبرگزاری دولتی ایسنا در حالی است که هجمهها علیه ملت مبعوث و جانفدا توسط چهرههای رادیکال اصلاحطلب همچون پسر پزشکیان و رسانههای این طیف تشدید شده است.
🔹 نکته اما اینکه روند مماشات با این طیف که به دهها میلیون ایرانی توهین میکند تا چه زمانی ادامه دارد و پیگیری قضایی توهینکنندگان چه زمانی در دستور دستگاه قضا قرار میگیرد؟
📛 جنگ اصلی ما، به قول مرحوم امام خمینی رضوان الله علیه
با لیبرالهای غربپرست افسادطلب پست و حقیر و رذل و اَبَر منافق داخلی است
که هنگام ظهور، از سران (نه پیادهنظامان) مقابلهکنندگان با حضرت حجت ارواحنا فداه خواهند بود.
@readandthink
13.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی:
«همه قدرتها از بینرفتنی است جز قدرت امام حسین علیهالسلام ...»
🖤 رحمتُالله به عشّاق به اباعبدالله
@pasokh0👈👈👈عضویت
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥همه قدرت ها از بین رفته غیر از یک قدرت
🔺#آیت_الله_شبیری_زنجانی(ره)
هدایت شده از ثقلین و دیگر هیچ...
راه آسان به سوی محبت خدا
امام سجاد علیهالسلام در دعای مکارمالأخلاق میفرماید:
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ،
...وَ انْهَجْ لِي إِلَى مَحَبَّتِكَ سَبِيلًا سَهْلَةً...
خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست
...و برای راهی آسان به سوی محبتت بگشای...
(صحیفه سجادیه، دعای بیستم، فقره ۲۹)
این دعا دو حقیقت را آشکار میسازد:
نخست آنکه باید حبّ خدا را خواست و در پی آن بود؛
دوم آنکه راهی آسان به سوی این محبت وجود دارد و در مقابل آن، راه سخت نیز هست.
اما راه آسان چیست؟
عالم ربانی آیتالله سید حسین یعقوبی قائنی میفرماید:
برای سیر و سلوک دو طریق عمده وجود دارد: راه ریاضت و راه محبت.
راه ریاضت، تزکیه نفس از طریق اذکار و اوراد، اربعینهای پیدرپی، عبادتهای طاقتفرسا و مبارزه و مخالفت مستقیم با نفس است.
هدف آن، محو رذایل نفسانی و متخلق شدن به صفات حق و اولیای او از راه مجاهده با خواهشهای نفس است.
اما چون نفس خود را دوست دارد، در برابر اراده عقل مقاومت میکند و این راه با مبارزههای عظیم و فرساینده همراه است؛ تا آنجا که ریشهکن شدن رذایل جز با اشراق نور توحید میسور نیست.
اما راه محبت از جهتی آسانتر است؛ زیرا متعلق محبت «خود» نیست و به محبوب تعلق میگیرد. لذا نفس درگیر نشده و بدون احساس کمترین فشار از همه چیز میگذرد. محب هیچگاه از خدمت به محبوب خسته نمیشود و رذایل خودبهخود محو میگردند.
(سفینة الصادقین، ص ۱۳۷–۱۴۰)
حال، راه تحقق این محبت چیست؟
آیتالله انصاری همدانی دستور عملی روشنی در این خصوص به آیت الله یعقوبی قائنی رضوان الله علیه دادهاند:
یک توبهی واقعی کرده، سپس آداب و سنن را بیاموزید و به آن عمل کنید و در همهی امور از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله متابعت نمایید تا محبت آن بزرگوار را به دست آورید. (سفینة الصادقین، ص ۱۳۷–۱۴۰ و ص ۱۵۶)
محبت پیامبر اکرم قرین محبت خداست. پس یکی از مهمترین مصادیق راه عملی و آسان، بر این اساس، تبعیت از سنت و سیرهٔ پیامبر و اهلبیت علیهمالسلام در همهٔ امور است.
اثر این تبعیت چیست؟
قرآن کریم میفرماید:
إِن كُنتُم تُحِبّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ (آل عمران: ۳۱)
اگر دوستار خدا هستید پس از من تبعیت کنید تا خدا نیز شما را دوست بدارد
امیرالمؤمنین علیهالسلام نیز میفرماید:
إِن كُنتُم تُحِبّونَ اللّهَ فَأَخْرِجُوا مِن قُلُوبِكُم حُبَّ الدُّنْيَا (غرر الحکم، ج ۱، ص ۲۵۹)
اگر دوستار خدا هستید، پس حب دنیا را از قلوبتان خارج کنید.
این دو سخن کنار هم معنا مییابند:
وقتی حبّ الله که از تبعیت از پیامبر نشأت گرفته محقق شود، حبّ دنیا از دل خارج میگردد.
امام صادق علیهالسلام میفرماید:
إِذَا تَخَلَّى الْمُؤْمِنُ مِنَ الدُّنْيَا سَمَا وَ وَجَدَ حَلَاوَةَ حُبِّ اللّه (الکافی، ج ۲، ص ۱۳۰)
هنگامی که مؤمن از دنیا خالی شد، شیرینی محبت خدا را میچشد.
و پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله تصریح کردهاند:
حُبُّ الدُّنْيَا وَ حُبُّ اللّهِ لَا يَجْتَمِعَانِ فِي قَلْبٍ أَبَدًا (تنبیه الخواطر، ج ۲، ص ۱۱۹)
حب دنیا و حب خدا هرگز در یک قلب جمع نمیشوند.
از سوی دیگر، تحقق حبّ الله نشانهٔ رشد معرفت است؛
زیرا امام حسین علیهالسلام میفرماید:
مَنْ عَرَفَ اللّهَ أَحَبَّهُ (تنبیه الخواطر، ص ۵۲)
هر کس خدا را بشناسد، او را دوست میدارد.
و امیرالمؤمنین علیهالسلام نیز فرمودهاند:
يَسِيرُ الْمَعْرِفَةِ يُوجِبُ الزُّهْدَ فِي الدُّنْيَا (غرر الحکم، ج ۱، ص ۸۰۲)
اندکی معرفت موجب بیرغبتی به دنیا میشود.
مرحوم آیتالله حائری شیرازی این حقیقت را چنین تمثیل میکند:
محبت دنیا همچون چربیای است که بر دل نشسته و انس با خدا همچون آب است. تا آن چربی برطرف نشود، آب انس به دل سرایت نمیکند. (تمثیلات اخلاقی-تربیتی، ج ۱، ص ۸۲)
در نتیجه:
از طریق تبعیت محض از سنت نبی اکرم و اهلبیت علیهمالسلام:
- نفس ذبح میشود و امیال نفسانی تابع اوامر و نواهی الهی میگردد.
- حبّ دنیا از دل خارج میشود.
- معرفت الله و حبّ الله جایگزین آن میشوند.
معرفت بنابر صریح روایات معتبر، صنع الله است
و نیز انسان نمیتواند خودبهخود محبت چیزی را در قلبی که دلبسته به ضد آن است ایجاد کند.
بنابراین تنها مستمسک اختیاری و تکلیفی برای تحصیل حب الله و خارج کردن حب الدنیا از قلب، تبعیت محض و فانی کردن امیال نفسانی در سنت و سیرهٔ اولیای خداست؛ سنتی که متجلیگر رضای الهی است.
انسان با داشتن نیت تبعیت در همهٔ کارهایش، بهجای تبعیت از نفس، تابع رضای الهی میشود.
و به نظر میرسد این است از مهمترین مصادیق سبیل سهل و راه آسانی که امام سجاد علیهالسلام از خدا میطلبد.
@justhadis110